X
تبلیغات
انتظار ظهور

انتظار ظهور

اینجا خوابگاه است یا...؟! +عکس

اینجا خوابگاه است یا...؟! +عکس
در برخي از خوابگاه‌های دانشجویی در تهران بويژه خوابگاه‌هاي دختران، بداخلاقي‌هايي نظير همجنس بازي و برهنه شدن دختران در محوطه به وفور مشاهده شده تا جايی كه متخلفین در برخي طبقات، محدوديت ورود ساير دانشجويان را اعمال کرده و اجازه ورود به این مناطق ممنوعه را نمی دهند.
بحث ابتذل‌هاي اخلاقي در همه خوابگاه‌هاي دانشجويي مشهود است به طوري كه در دو دانشگاه معروف تهران خوابگاه‌ها به مراكز فساد و فحشا . کانون تولید برخی محصولات غیراخلاقی در دانشگاه ها تبديل شده است.
 
خوابگاه‌هاي دانشجويي با وجود متمركز بودن در محوطه‌هاي دانشگاه‌ها و اينكه خيلي از مسئولان نظارت كافي بر آنها را دائماً تكرار مي كنند، اما وجود مشكلات اخلاقي و اسفناك اين مكان‌ها بازگوي اين مطلب است كه نه تنها نظارت بر اين مكان‌ها وجود ندارد بلكه خوابگاه‌‌هاي دانشجويي به مكان‌هايي براي ترويج بداخلاقي‌هاي خاصي تبديل شده است.
 
در خوابگاه‌ها به دليل وجود اينترنت‌هاي پرسرعت دانلود فيلم‌هاي غيراخلاقي و عكس‌هاي مبتذل مشهود است و به شدت در اين خوابگاه‌ها رواج يافته است و همچنين تبادل مواد مخدر و cdهاي با مضمون‌هاي غيراخلاقي گسترش يافته است و مكاني براي درآمدزايي برخی دانشجويان تبديل شده است.
 
در برخي از اين خوابگاه‌ها به ويژه خوابگاه‌هاي دختران بداخلاقي‌هايي نظير همجنس بازي و برهنه شدن دختران در محوطه خوابگاه به وفور مشاهده شده است تا جائی كه متخلفین در برخي طبقات اين خوابگاه‌ها محدوديت ورود ساير دانشجويان را اعمال کرده و به دانشجویان دیگر اجازه ورود به این مناطق ممنوعه را نمی دهند.همچنین برخی مسئولین خوابگاه ها و ماموران خدماتی و نظافتی هم جرات ورود به این طبقات را ندارند زیرا با بدترین توهین ها و تهدیدها مواجه می شوند.
 
علاوه بر اين در برخي از خوابگاه‌ها بويژه خوابگاه‌هاي دانشگاه‌هاي تهران ترويج قوميت گرايي، شيطان پرستي و بهائيت به وضوح ديده شده به طوري كه در يكي از دانشگاه‌هاي صنعتي تهران ترويج بي خدايي رواج يافته است.
 
مشكلات دانشگاه‌ها و بحث‌هاي سياسي طوري در دانشگاه‌ها گسترش يافته كه حتي مسئولان دانشگاه خوابگاه‌هاي دانشجويي را فراموش كرده و نظارت جزئي هم بر اين مكان‌ها ندارند.
 
اين مسئولان، خوابگاه‌ها را فقط فضايي مي دانند كه بتوانند تمام دانشجويان ورودي را در آن اسكان دهند طوري كه بسياري از دانشجويان ساكن اين خوابگاه‌ها گفته‌اند كه حتي بازديد روساي دانشگاه هم از مكان‌ها صورت نمي گيرد.
 
مسئولان بايد بدانند كه معضل بداخلاقي‌ها در خوابگاه‌هاي دانشجويي و غلظت آنها دانشگاه‌ها را به شدت تهديد مي كند./ 

 

گفت‌وگو با سعیده الف، زن مظنون حادثه سعادت‌آباد

گفت‌وگو با سعیده الف، زن مظنون حادثه سعادت‌آباد

خودتان را به طور کامل برای ما معرفی کنید؟

من «سعیده- الف» 32ساله و دارای تحصیلات فوق‌لیسانس در رشته حسابداری هستم و شغلم مدیر مشاوران املاک در سعادت‌آباد بود.

به چه جرمی در پلیس آگاهی بازداشت شده‌اید؟

به اتهام معاونت در قتل در پلیس آگاهی بازداشت هستم.

نسبت شما با قاتل و مقتول چیست؟

من به عنوان مدیر دفتر مشاور املاکی بودم که مدتی کوتاه قاتل و چند ماهی نیز مقتول در آنجا مشغول به کار بودند.

چه رابطه‌ای بین شما و قاتل وجود داشت؟

من هیچ رابطه‌ای با قاتل نداشتم. «مهدی» فقط برای من همیشه مزاحمت ایجاد می‌کرد، بیشتر وقت‌ها از من اخاذی و زورگیری می‌کرد و تاکنون هشت بار از وی شکایت کرده‌ام و چون می‌دانست من نه پدری دارم و نه مادری و برادری به زور هم که شده به خاطر دارایی‌ام می‌خواست با من ازدواج کند ولی من به هیچ‌وجه حاضر به ازدواج با یک فردی که تعادل روحی و روانی نداشت، نبودم.

آشنایی شما با قاتل از کجا شروع شد و چند سال است که وی را می‌شناسید؟

جریان از جایی شروع شد که بنده یک دفتر املاک مسکن در خیابان علامه جنوبی سعادت‌آباد داشتم و قاتل نیز مشاور مدیر دفتر یکی از آژانس‌های مسکن در محدوده سعادت‌آباد بود. اواخر اردیبهشت ماه پیش من آمد و تقاضای کار در دفترم را کرد و من هم به دلیل سابقه کاری‌اش وی را استخدام کردم. چندی نگذشت که «مهدی» پیش من آمد و گفت که مادرش به دلیل ناراحتی قلبی در بیمارستان بستری شده است و نیاز به پول دارد و از من خواست که به او پول قرض دهم. من هم برای همدردی با وی مقدار پولی را که تقاضا کرده بود به وی دادم.

 دوباره چند روز بعد عنوان کرد که برادرش معتاد است و می‌خواهد وی را در یک کمپ درمان اعتیاد بستری کند و نیاز به پول دارد و در این رابطه شماره مدیر کمپ درمانی را به من داد و با تماسی که با مدیر کمپ گرفتم موضوع برای من روشن شد و به اتفاق مهدی و برادرش به کمپ رفتیم و برادرش را بستری کردیم.

در این زمینه حدود 800 - 700 هزار تومان پول پرداخت کردم که بعد از مدتی فهمیدم سرم کلاه رفته است. چون هزینه درمان اعتیاد حدود 100هزار تومان بوده است.

البته این پایان پول گرفتن‌ها نبود، ‌بلکه به بهانه‌های دیگری از من پول می‌گرفت و درصورتی که به وی پول نمی‌دادم مرا مورد آزار و اذیت قرار می‌داد و کتکم می‌زد. در ادامه مجبور شدم پس از دو ماه یعنی اوایل تیرماه از دست وی فرار کنم و جای دیگری را در سعادت‌آباد اجاره کنم و شبانه اثاثیه دفترم را به دفتر جدید منتقل کردم و نخستین روزی که قصد چینش وسایل دفتر را با کمک همکارانم داشتم، «مهدی» با یک چوب بلند به دفتر آمد و شروع به شکستن شیشه در و پنجره و میز و وسایل کرد.

 حتی شخصی که قصد وساطت داشت را مورد آسیب قرار داد و در تماس با پلیس 110 مهدی بازداشت شد و مصدوم را به بیمارستان انتقال دادیم که چند روز بعد فهمیدم که «مهدی» به زندان رفته است.

ولی مشکل به اینجا ختم نشد، بلکه وی پس از 20روز با پرداخت جریمه و دیه از زندان آزاد شد.

حدود یک ماه بعد وقتی در دفترم را قفل کردم و قصد داشتم سوار خودرو شوم یکدفعه دیدم «مهدی» از پشت دیواری بیرون پرید و دست به کیفم انداخت و قصد داشت کیفم را با خود ببرد. در دست دیگرش نیز یک استکان شکسته بود و مدام می‌خواست با آن استکان مرا مجروح کند.

من مقاومت می‌کردم اما او به زور سوار خودرو شد و با تهدید به وسیله استکان شکسته من را تا آزادراه کرج، حوالی وردآورد برد و به من گفت که از خودرو پیاده شوم و خودش پشت فرمان بنشیند. من هم از فرصت استفاده کردم و پا به فرار گذاشتم که «مهدی» نیز به دنبال من می‌دوید. در آن صحنه یک نفر مرا از دست این دیوانه نجات داد.

طی این سه سال مرتب در اضطراب بودم و از دست تهدیدها و باج‌گیری این فرد آسایش نداشتم. حتی چندین بار از وی چاقو خورده‌ام و چندین بار نیز چون که می‌دانست داخل کیفم پول است، کیفم را می‌دزدید و فرار می‌کرد. در این رابطه تاکنون هشت بار از وی شکایت کرده‌ام.

همین شش، هفت ماه پیش به دلیل ضرب و شتم عمدی از وی در کلانتری شکایت کردم و خودش نیز اعتراف به ضرب و شتم کرد و به دروغ عنوان داشت که با من رابطه داشته است که به دلیل اظهاراتش پنج ماه زندان افتاد و مدام از زندان به من زنگ می‌زد که رضایت دهم و می‌گفت: «در زندان کلی خلافکار شده‌ام. اگر بیایم بیرون سرت را زیر آب می‌کنم.» و من در جواب گفتم از دستت فرار می‌کنم. بعضی اوقات زنگ می‌زد خواهش می‌کرد و بعضی وقت‌ها هم زنگ می‌زد و تهدیدم می‌کرد، حتی چند روزی که مانده بود از زندان آزاد شود به پای مادرش افتادم و خواهش و تمنا کردم، کاری کند تا «مهدی» به سمت من نیاید، چون می‌ترسیدم بیاید و مرا بکشد!

چند روز بعد ساعت 10 شب «مهدی» از زندان آزاد شد و به من زنگ زد و با ترس و لرز سریع باتری تلفن همراه خود را درآوردم و به دلیل ترس شدید از وی تمامی چراغ‌های منزلم را خاموش کردم ولی مهدی ول‌کن ماجرا نبود و مرتب به شماره منزلم زنگ می‌زد و شماره‌ها برای اطراف کرج بود. من هم سریع وسایلم را جمع کردم و به خواهرم زنگ زدم و به اتفاق هم به شمال فرار کردیم.

فردای آن شب دوباره مدام تماس گرفت که درنهایت مجبور شدم تلفن را جواب بدهم. «مهدی» پشت تلفن اظهار داشت که سرش به سنگ خورده است و دیگر نمی‌خواهد اذیتم کند و قصد آدم شدن دارد. کلی از من معذرت‌خواهی کرد. پشت تلفن لحن صحبت‌هایش بسیار خوب شده بود و من با خیال راحت بعد از چند روز به تهران (چند روز قبل از قتل) برگشتم.

وقتی به محل کارم رفتم از کرج تماس گرفت و گفت یک کمکی به وی کنم تا دوباره شروع به کار کند و خرج زندگی‌اش را دربیاورد؛ تقاضای پول کرد. روز بعد (چهار روز قبل از قتل) زنگ زد و گفت: «بیا فرحزاد و برایم پول بیار»، من که خیلی از «مهدی» می‌ترسیدم به او گفتم تو بیا پول‌ها را ببر که او هم نیامد و از گرفتن پول منصرف شد.

سه یا چهار روز قبل از قتل، من با یزدان بودم که متوجه شدم «مهدی» به یزدان زنگ زد و درباره من پرسید که چرا از من خواستگاری کرده است و بسیار عصبانی بود و بعد از پایان تماس به گوشی تلفن همراه من زنگ زد و مرتب تهدیدم می‌کرد.

نحوه آشنایی شما با یزدان چگونه بود؟

دو ماه قبل از حادثه، یزدان به دفتر آمد تا یک منزل مبله اجاره کند و برای تنظیم قولنامه به همراه مشاورانم به دفترم آمد. با هم در رابطه با اجاره و ودیعه مشغول صحبت شدیم و به توافق رسیدیم و یزدان کارت شناسایی‌اش که عکس کارت ملی بود به من داد و حدود یک‌ساعت ما را معطل کرد و به بهانه اینکه یکی از آشنایانش در حال انتقال پول و چک به دفتر است. بعد از حدود یک ساعت و نیم قرار شد یزدان فردا پول را بیاورد و قرارداد را امضا کنیم.

فردا هر چقدر به وی زنگ زدم جوابگوی تماسم بشود تا اینکه بعد از یکی، دو هفته دوباره به دفترم آمد و عنوان کرد آن آپارتمان را نمی‌خواهد و کارت شناسایی‌اش را گرفت و رفت و دوباره پس از چند روز به بهانه اجاره یک آپارتمان دیگر آمد و به من گفت که در یک آژانس کرایه خودرو مشغول به کار است و درباره کار مسکن پرسید و از من خواست که استخدامش کنم. «یزدان» از اوایل مهرماه در دفتر من مشغول به کار شد و در طول چند روز رابطه‌اش را با من خیلی نزدیک و خوب کرد و به من پیشنهاد ازدواج داد. من هم قبول نکردم.

رابطه‌مان یک رابطه کاری بود ولی یزدان هم ول کن من نبود و عنوان می‌کرد که مهر من در دلش نشسته و خواستار ازدواج با من است.

مهدی (قاتل) از کجا به رابطه شما و مقتول (یزدان) پی برد؟

«مهدی» که برای دیدن من به دفترم مراجعه کرده بود از آبدارچی سئوال کرده بود و قضیه خواستگاری «یزدان» را فهمیده بود.

واکنش مهدی پس از فهمیدن این موضوع چه بود؟

«مهدی» به یزدان زنگ زده و گفته بود که لقمه بزرگتر از دهانش برندارد و برای یزدان خط و نشان می‌کشید که پایش را از این ماجرا بیرون بکشد.

پاسخ «یزدان» به «مهدی» چه بوده است؟

«یزدان» هم کوتاه نمی‌آمد و «مهدی» را تهدید می‌کرد و حتی یک بار هم چند نفر را برای کتک زدن «مهدی» به جلوی دفتر فرستاده بود.

«مهدی» و «یزدان» چند روز با هم درگیر بودند؟

حدود سه، چهار روزی با یکدیگر ارتباط تلفنی داشتند و مدام همدیگر را تهدید می‌کردند.

پاسخ شما به تماس‌های «مهدی» و «یزدان» چه بود؟

من در جواب به «مهدی» زیر بار رابطه با یزدان نمی‌رفتم و می‌گفتم به هیچ‌وجه قصد ازدواج با «یزدان» را ندارم و از مهدی خواهش می‌کردم که این قضیه را فیصله دهد ولی او گوش نمی‌کرد، یزدان هم از خر شیطان پایین نمی‌آمد و به من می‌گفت من گازاشک‌آور دارم که هشت متر پخش می‌شود و به هر کسی بزنم روی زمین می‌خوابد، مهدی که هیچ، بزرگتر از مهدی هم دوام آن را نمی‌آورد.

چرا موضوع را با پلیس مطرح نکردید؟

روز چهارم آبان ماه جاری به اتفاق یزدان به دادسرای ناحیه 18 سعادت‌آباد رفتم و از «مهدی» شکایت کردم و شکواییه را به کلانتری بردم و هنگامی که قصد داشتم شاهدان را به کلانتری ببرم، پیامکی برایم آمد که عنوان شده بود مهدی با یک قبضه قمه مقابل کلانتری منتظر است تا تو را بکشد!

با خواندن این پیامک سریع از کلانتری خارج شدم و خودم را در منزلم پنهان کردم.

روز قبل از قتل چه اتفاقاتی افتاد؟

مهدی به من زنگ می‌زد و تهدیدم می‌کرد و مهدی و یزدان با یکدیگر در ارتباط بودند و به طور مستمر یکدیگر را تهدید می‌کردند و فحش می‌دادند و برای هم خط و نشان می‌کشیدند.

به نظر شما چه عواملی باعث شعله‌ور شدن این درگیری و قتل شد؟

شب آخر من با یزدان بودم و یزدان مرتب به «مهدی» می‌گفت که من این خانم را دوست دارم و قصد ازدواج با او را دارم. باید مادر بچه‌های من بشود و خیلی از من تعریف کرد و با این کارها و حرف‌ها باعث تحریک و جنون «مهدی» شد.

از قتل یزدان چگونه مطلع شدی؟

روز حادثه من خانه بودم و از فرط نگرانی و خستگی خوابیده بودم. ساعت سه ظهر از خواب بیدار شدم و هنگامی‌که گوشی‌ام را برداشتم دیدم که 42 تماس از دست رفته داشتم و مشاوران و کارکنان دفتر به من زنگ زده‌اند که در این رابطه با یکی از مشاوران تماس گرفتم و ایشان گفت که «مهدی»، «یزدان» را به قتل رسانده است. من اول باور نکردم تا اینکه گوشی را برادر یزدان برداشت و پشت تلفن سر من داد می‌کشید. آنجا از حال رفتم و وقتی که به هوش آمدم وسایلم را جمع کردم و به خانه خواهرم فرار کردم تا اینکه از اداره آگاهی تماس گرفتند و برای تحقیقات من را احضار کردند.

شما چرا فرار کردید،‌ مگر شما هم دخالتی در قتل داشتید؟

نه، من هیچ دخالتی در این قتل نداشتم، فقط خیلی ترسیده بودم.

چه دفاعی از خودت داری؟

خیلی ناراحتم که این درگیری منجر به کشته شدن «یزدان» شد و این حادثه برای من خیلی خیلی تلخ بود و من هیچ دخالتی در این درگیری نداشتم. نمی‌خواستم این حادثه بسیار فجیع اتفاق بیفتد.

 



 

گزارشی از گسترش فعالیت فرقه منحرف «عرفان کیهانی» در دانشگاه ها


گزارشی از گسترش فعالیت فرقه منحرف «عرفان کیهانی» در دانشگاه ها
وقتی همه حواس ها متوجه تحرکات «فتنه گران سیاسی» در دانشگاه هاست، بهترین فرصت برای فتنه گران اعتقادی و فرهنگی بوجود می آید تا در پس غفلت مسئول و سرگشتگی دانشجو، معجونی مسموم در پوشش عرفان های دروغین به خورد دانشجوی بیچاره بدهد ...


  «دانشگاه بايد به هوش باشد. دانشجوى مؤمن و مسلمان و دانشجوئى که به کشورش علاقه‏مند است و دانشجویى که به آينده‏ى کشور و آينده‏ى نسل خودش دلبسته است، بايد هوشيار باشد.» (فرازی از رهنمودهای رهبر حکیم انقلاب در ديدار با دانشجويان)

 

ورودیه

 

اینجا دانشگاه. همانجا که پیشتر محل کسب علم و اندیشه و آزادگی بود! اینجا کلاس درس. همان که پیشتر مقدس و بود حرمت داشت. و این استاد؛ اما نه آن استادی که علم و ادب بیاموخت و جانش را بر سر این آموزندگی می گذاشت.

 

در اینجا خبری از شرع نیست. دکان قانون و عرف هم چون همیشه تعطیل. عقل هم؛ التماس دعا! همه از هفت دولت آزادند؛ استاد و دانشجو، دختر و پسر، زن و مرد و پیر و جوان هم ندارد. برای فرا گرفتن علم فریبکاری، همه آزادند. دور هم می نشینند، سمای سرمستی عقل می کنند و فاتحه ای بر نعش اعتقاد می خوانند...

 

اینجا کلاس عرفان کیهانی استاد محمد علی طاهری است.

 

لطفا در این مکان، کلاه عقلتان را سفت بچسبید تا باد فریبکاری آنرا نبرد!

 

عرفان کیهانی

 

یکی از فرقه های انحرافی که اخیرا در پوشش عرفان، فعالیت خود را در دانشگاه ها گسترش داده است، فرقه «عرفان حلقه یا کیهانی» است.

 

در حقيقت عرفان کيهاني مکتب التقاطي نوظهوري است که از چند سال پيش فضاي معنوي کشور را تا حدودي آلوده ساخته و با اغفال و بهره گيري از احساسات عده اي از جوانان و دانشجويان پاک و ساده دل، زمينه انحراف هاي عميق عقيدتي و بينشي را در آنها بوجود آورده است.

 

موسس این فرقه شخصی به نام محمدعلي طاهري، يکي از استادان دانشکده دامپزشکي دانشگاه تهران است که از اطلاعات دینی بهره ای نداشته و با کمک چند خانم که برخی از آنها مطالعات عرفانی و قرانی داشتند، توانست این فرقه را گسترش دهد.

 

محمدعلی طاهری، مبلغ عرفان کیهانی مدعی دستیابی به «شعور کیهانی» است. وی شعور کیهانی را شامل لایه محافظ و حلقه ایمنی می داند که انسان می تواند به سبب ارتباط مستقیم با خداوند، صاحب آن شود و حتي با استفاده از این لایه، افراد بیمار را درمان کند!

 

او با طرح شعور کیهانی و سعی در بهره گیری از آن، مدعی «فرا درمانی» و دستیابی به «طب مکمل» شده و ادعا می کند که حضرت عیسی (ع) نیز از همین روش در زنده کردن مردگان استفاده کرده بود! او مدعی شفا دادن بیماران لاعلاج و حتی مادرزادی است!

 

طاهري پیش از انقلاب هوادار یکی از گروهک های منحرف بوده و فعالیتش در زمينه عرفان کيهاني از سال 83 شروع، و بعدها تلاش کرد در پوشش یک موسسه، فعالیت خود را ادامه دهد.

 

بنا بر این گزارش، طاهري در سال 85 مجوز یک سازمان مردم نهاد (NGO) را دريافت کرد که به دلیل تخلفات گسترده، مجوزش تمدید نشد و تا کنون بدون هیچ گونه مجوزی در قالب یک فرقه انحرافی در حال تبلیغ و جذب نیرو است.

 

 کسب درآمدهای غیرقانونی

 

با وجود اینکه هیچ گونه مجوز آموزشی برای طاهري صادر نشده، ولی وي کلاس های گسترده ای را در تهران و چند شهر کشور فعال کرده که در برخی از این کلاس ها تا 300 هزار تومان برای شش دوره کوتاه مدت آموزشی دریافت می کند و از این طریق میلیون ها تومان ثروت نامشروع و غیر قانونی کسب کرده است.

 

کلاس های خلاف شرع و عرف

 

در برخی از جلسات این فرقه، مسائل شرعی رعایت نشده و متاسفانه نوامیس مردم ملعبه گردانندگان فرقه قرار گرفته و روابط خلاف ضوابط شرعی برقرار مي شود؛ در اين فرقه مانند بسیاری از فرقه های دیگر، برخی از مریدان از همسرانشان جدا شده اند که شکایت هایی نیز در محاکم قانونی مطرح شده است.

 

انحرافات و ادعاها

 

فرقه حلقه یا کیهانی نمونه ای کپی شده از برخی فرقه های هندو است. مشاوران طاهري مانند بسیاری از فرقه های نوپدید از مسائلی همچون درمان، فرادرمانی، شفای بیماران، آرامش و غیره برای تبلیغ خود بهره جسته اند.

 

تبلیغ پلورالیسم دینی در قالب کتابی با عنوان «عرفان حلقه» که تالیف طاهري است و طرح مباحثی همچون صراط های مستقیم و همچنین رد به جای آوردن مناسک دینی و از این قبیل موارد از جمله خطوط فکری این فرقه است.

 

متاسفانه این فرقه هم اکنون با شیوه های مختلف تبلیغی در حال جذب نیرو است و متاسفانه اعضای اصلی فرقه با گمراه کردن جوانان و سوءاستفاده از آنها، مبالغ هنگفتی را بدست آورده اند، با این حال هنوز اقدام خاصی در این خصوص صورت نگرفته و این فرقه انحرافی به فعالیت خود ادامه می دهد.

 

اخيراً ثبت نام و برگزاري دور جديد کلاس هاي عرفان حلقه يا عرفان کيهاني که جزو عرفان هاي کاذب و نوظهور است، جهت افراد مبتدي در برخی از شهرها از جمله شيراز آغاز شده و گفته می شود حتی در برخی از اين کلاس ها حدود 500 نفر ثبت نام کرده اند.

 

يکي از ترفندهاي این عرفان های کاذب جهت جذب افراد مذهبي، برطرف کردن شبهات ديني و آشنايي آنها با اسلام واقعي است که از همين طريق تا کنون موفق به جذب تعداد زيادي از جوانان مذهبي و افراد تحصيلکرده که بعضاً در ادارات دولتي مشغول به کار هستند، شده اند.

 

 

ايجاد شبهه در عقايد ديني در قالب فرهنگ غرب

 

يکي از راه هاي تهديد نرم در بين گروه هاي مذهبي ايجاد شبهه در عقايد ديني آنها و معرفي اسلام در قالب فرهنگ غرب مي باشد که نتيجه آن تغيير هويت و استحاله ديني و فرهنگي است که در آينده مي تواند زمينه ساز شکل گيري تهديدات سخت دشمنان باشد، لذا مي طلبد با معرفي عرفان هاي ناب و اصيل اسلامي و شيعي و با ايجاد جذابيت و ارائه آن به جوانان، از انحراف آنها توسط افراد فرصت طلب ممانعت کرد.

 

حمايت شديد مخالفان و معاندان نظام از جريان شفادهي عرفان کيهاني

 

احزاب و گروه هاي مخالف نظام و معاند ولايت فقيه با حمايت هاي خود هميشه در کنار سردسته عرفان کيهاني بودند؛ همچنين حضور پرشور حاميان و اعضاي اين گروه ها در قالب مستر (مربي) در عرفان کيهاني، کلاس هاي شفادهي را تحت تاثير قرار داده است.

 

القاي دشمني با نظام مقدس جمهوري اسلامي و همچنين خرافي خواندن برخي از عقايد مذهبي مانند: شفاعت، نذر و توسل به معصومين (عليهم السلام) از عمده فعاليت هاي مسترهاي وابسته است.

 

از جمله احزاب حامي جريان کيهاني که نقش بسزايي در پيشبرد اهداف از پيش تعيين شده، دارند، مي توان به نهضت آزادي، حزب مشروطه و گروه هاي مستقل لائيکي و سکولار اشاره کرد.

 

پرش شاخه به شاخه براي فرار از اتهامات

 

ماهيت عرفان کيهاني پس از گذشت چندين سال، حتي براي افراد ايمان آورنده به اين مکتب التقاطي مشخص نشده است، پرش از شاخه عرفان به طب، از طب به شفادهي، از شفادهي به معنويت، از معنويت به فرهنگ و از اين قبيل، نشان از بي ثباتي ماهيت عرفان کيهاني دارد.


البته بي ثباتي ماهيت راه حلي براي فرار از جواب دادن به منتقدان و فرار از اتهامات وارده است و بيجا نيست که اين موضوع را با فلسفه ايمان مسيحيت که جمله معروف «ايمان مي آورم تا شايد بفهم» در ارتباط بدانيم.

 

تخريب حاميان ديروز و مخالفان امروز

گروه سايبري عرفان کيهاني با تاسيس دهها سايت و وبلاگ هجمه عظيمي عليه جداشدگان از مجموعه به راه انداخته اند؛ نمونه بارز تخريب اين گروه، حمله عليه دکتر منصوري لاهيجاني، متفکر و نويسنده برتر دفاع مقدس و حوزه دين و انديشه است.

 
دکتر منصوري در ابتداي راه اندازي جريان عرفان کيهاني با نگارش مقدمه اي بر کتاب محمدعلي طاهري مورد حمايت همه جانبه سرشاخه و سردسته هاي عرفان کيهاني بود، ولي بعد از اعلام برائت منصوري از اين مجموعه انحرافي و درخواست حذف مقدمه نگارش يافته از کتاب ارباب حلقه ها، تمامي مجموعه حلقه اي ها عليه وي بسيج شدند و در جهت تخريب شخصيت دکتر منصوري از هيچ تلاش فروگزاري نکردند.

 

خواب زمستاني مسئولان!

 
با توجه به فرمايشات مقام معظم رهبري و امام امت (دامت برکاته) در ديدار با مردم قم مبني بر ضرورت برخورد با شيوع طاعون گونه و گسترش روزافزون جريان ها و مکاتب انحرافي، متاسفانه نهادها و ارگان هاي کشور اين وظيفه شرعي و قانوني را بر گردن يکديگر انداخته و هيچ توجهي به گسترش اين جريان ها ندارند.
مرکز خبر دانشجو
 


 

تکاپوی جریان فتنه برای حرمت‌شکنی‌ در محرم



فتنه‌گران درصددند تا با سو استفاده از روز دانشجو که البته اصالتا ماهیتی ضد استکباری و کاملا اسلامگرایانه دارد شرایطی را برای ابراز ارادت به اربابان آمریکایی و دیگر متحدان غربی اش فراهم بیاوردند. نویسنده وبلاگ خبرهای دانشجویی در پست جدید خود از تکاپوی فتنه‌گران در آستانه محرم خبر داد و نوشت: رسانه های فتنه گران اعلام کردند در اولین روز از محرم الحرام امسال شیرینی توزیع میکنند!
این رسانه ها که عامل شکل گیری جریان توهین به مقدسات ملت مسلمان ایران در روز عاشورای سال گذشته بودند، امسال نیز در تلاشند تا توهین به مقدسات شیعیان را با توزیع شیرینی به بهانه 16 آذر نهادینه و نمادینه کنند.
بر اساس این اخبار فتنه گران در صدد هستند تا با سو استفاده از روز دانشجو که البته اصالتا ماهیتی ضد استکباری و کاملا اسلامگرایانه دارد ، شرایطی را برای ابراز ارادت به اربابان آمریکایی و دیگر متحدان غربی اش فراهم بیاوردند.
این اطلاعیه ها تاکید دارند که از روز اول ماه محرم مصادف با 16 آذر جشن ملی آغاز میشود ، حال جشن ملی آنهم در آغازین روز ماه محرم و ماه عزای حسینی چه مفهومی بجز دین ستیزی میتواند داشته باشد این سوالی است که پاسخ انرا هر شنونده عاقلی بخوبی میداند.
هنوز خاطر ملت ایران از توهین گستاخانه حرمت شکنان در روز عاشورا به نمادهای عزاداری سید الشهدا و قرآن کریم در رنج و عذاب است حال چگونه ضد انقلاب اینچنین وقیحانه میخواهد بنام دانشجو علیه مسلمات حساسیت های دینی شیعیان لجن پراکنی کند ، این دیگر موضوعی در خور تامل است.
طبیعی است که دانشجویان متدین در روز 16 اذر بعنوان اولین روز از دهه ماه محرم مکر دشمنان و دسیسه ایشان علیه تشییع را بخوبی خنثی میکنند و همدل و یکصدا سنت ها و آئین های مقدس ماه محرم در احیای عزای حسینی را گرامی میدارند.
طبیعی است که جریان نفوذی در بدنه دانشجویی نیز بخواهد با اتکا به کلیات منشور سبز سلسله اقداماتی برای عوام فریبی و عمل به تظاهرات مذهبی داشته باشد که با توجه به اعلام رسمی قصد برگزاری جشن دراین روز عملا نمیتوان آن نمایش ها را هم دارای اعتبار ارزیابی کرد.



 

خاتمی به مشاوران خود چه گفت؟

ا
خاتمی به مشاوران خود چه گفت؟

مجموعه عواملی که در تهران وابسته به این جریان می باشند به نوعی در جریان فتنه 88 خود را چهره کرده اند.

 رئیس بنیاد باران در جلسه ای با حضورلیدرهای اصلاحات ، در ارتباط با انتخابات مجلس وشورا ها و اخباری که پیرامون حضور اصلاح طلبان در این انتخابات مطرح شده است گفته است: " بسیار جدی می گویم وانتظار دارم اینگونه هم عمل شود ، ما با تمام توان در انتخابات مجلس وشوراها حضور خواهیم داشت و مطمئنا اکثریت مجلس آینده با ما خواهد بود " .
وی همچنین تصریح کرده است: " بقای ما در این انتخابات است ، یک مجلس قوی نوید یک دولت اصلاح طلب را خواهد داد ".
گفتنی است ستادی از اصلاح طلبان به درخواست خاتمی چند ماهی است که برای انتخابات پیش رو و جذب عناصر مطلوب فعال شده است.
شنیده شده بیشترین تمرکز این ستاد نیز روی شهرستانها می باشد ، چرا که مجموعه عواملی که در تهران وابسته به این جریان می باشند به نوعی در جریان فتنه 88 خود را چهره نموده وامیدی به عبور آنها از دایره نظارت شورای نگهبان وجود ندارد ، با این وجود فعالیتهای این ستاد به گونه ای برنامه ریزی شده که بابهره برداری از دستاوردهای ستادهای انتخابات موسوی بتوانند بتوانند به ایجاد جو در شهرستانها بپردازند.

 

بهتر است مهدی هاشمی به ایران برگردد.

بهتر است مهدی هاشمی به ایران برگردد.



عضو خبرگان "بهترین راهکار" را به مهدی هاشمی توصیه کرد
فروکش کردن فضای سیاسی و رسانه ای درباره موضوع بازگشت احتمالی مهدی هاشمی رفسنجانی، حکایت از آن دارد که پسر آقای هاشمی از بازگشت به ایران منصرف شده و یا دست کم آن را به زمان مناسبی موکول کرده است.

آیت الله حسن ممدوحی، عضو مجلس خبرگان رهبری، در این باره در گفت‌وگو با شبکه ایران تاکید کرد: بهتر است مهدی هاشمی به ایران برگردد.

وی با اشاره به اینکه بهترین و عقلانی ترین اقدام مهدی هاشمی بازگشت به ایران است، تصریح کرد: مهدی هاشمی اگر واقعا و بنا به ادعای خودش جرمی مرتکب نشده، در دادگاه حضور یابد و به اتهاماتش پاسخ دهد.

عضو مجلس خبرگان افزود: روشن است که در صورتی که او جرمی مرتکب نشده باشد و در دادگاه محکوم نشود، تبرئه خواهد شد.

آیت الله ممدوحی در عین حال گفت: "اما در صورتی که در دادگاه، اتهامات پسر آقای هاشمی را ثابت کند، او را محکوم و با توجه به میزان جرمش مجازات خواهد کرد."

توصیه این عضو مجلس خبرگان رهبری به مهدی هاشمی در حالی است که حسین نجابت، عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران، روز گذشته در این باره به شبکه ایران گفت: به نظرمی رسد به مهدی هاشمی اطلاع داده اند که برخلاف تصورش اسناد و مدارک قوی درمورد اتهامات مهدی هاشمی وجود دارد و به همین دلیل از بازگشت خود منصرف شده است.



 

چرا باید بگوییم امام خامنه‌ای؟

نقش هاشمی رفسنجانی در به کار نبردن کلمه امام برای رهبر معظم انقلاب



اطلاعیه ای منتسب به ستاد مردمی ولایت امین با موضوع 'چرا باید بگوییم امام خامنه‌ای؟' به نقش هاشمی رفسنجانی در به کار نبردن کلمه امام برای رهبر معظم انقلاب، میان نمازگزاران جمعه قم توزیع شد.

در این اطلاعیه که در اطراف نمازجمعه قم توزیع شد، ادعا شده است: آقای هاشمی رفسنجانی پنج روز پس از رحلت امام راحل در نخستین نمازجمعه پس از رحلت امام، راجع به ولایت فقیه دو جمله گفتند یکی اینکه "ما نمی خواهیم به جانشین امام خمینی (ره ) امام بگوییم".
اطلاعیه خاطرنشان کرده است: ما این همه با شرق و غرب دعوا داشتیم قانون اساسی پنج بار روی امامت ولی فقیه تاکید کرده است، ولی شما(هاشمی) می‌گویی نمی‌خواهیم ؟
در این اطلاعیه آمده است: به اسم اعزاز امام خمینی (ره) گفتند به جانشینش نمی‌گوییم امام، انگار یکی به شما بگوید من چون خیلی شما را دوست دارم می خواهم افکار شما را با شما دفن کنم !
نویسنده یا نویسندگان این اطلاعیه خاطرنشان کردند: جمله دوم آقای هاشمی این بود که خبرگان مرجع تعیین نکرده است یعنی جانشین امام خمینی (ره) نه مرجع است نه امام.
این اطلاعیه مدعی می‌شود: وقتی ایشان به جای امام، رهبر گذاشت و امت شد ملت، یعنی عملا سیستم ملت- رهبر انگلیسی‌ها را پذیرفتیم و سیستم امت - امامت حضرت امام راحل را کنار گذاشتیم.
در این اطلاعیه افزوده شده است: امامت محوری، امت گرایی، عدالت گستری، دوقطبی مستکبرین - مستضعفین تئوری امام راحل بود.
در پایان این اطلاعیه آمده است: هر لعنتی هم که بکنیم، اینگونه که بگوییم "امام خامنه‌ای" جگر دشمنان نمی‌‌سوزاند.


 

رمزگشایی ازسناریویی که در پیام موسوی نهفته است



پیام اخیر میرحسین موسوی خطاب به دانشجویان که روز گذشته منتشر شد از رمز و راز های چندی حکایت دارد

میرحسین موسوی که در پیام خود از پیش بینی مشکوکی مبنی بر اینکه بحرانی ساختگی در راه بوده تا به فرقه سبز منتسب شود،خبرداده بود، در حقیقت از سناریوی پرده برداشت که فتنه گران برای هفته ها و ماه‌های آتی تدارک دیده اند.

نگاه و تاملی به فضای مجازی طی یکی دو روز گذشته خود بیش از پیش گویای بخشی از این سناریو می باشد.
در همین زمینه محورقابل جمع بندی در شبکه های اجتماعی فتنه گران به‌طور خلاصه به شرح زیراست:
1- فرقه سبز برای دورجدید فعالیت خود نیازمند یک شوک جدید می باشد.
2- این شوک استارتش از 16 آذر شروع می شود.
3- ادامه این طی طرح مدت 12 روز به تاسوعا و عاشورا خواهد رسید
4- بدنه فعال شده آماده ورود به طرح هدفمند شدن یارانه ها خواهد شد.
در همین زمینه سایت بالاترین پیش از انتشار پیام میرحسین موسوی در مطلبی بخشی از این سناریو را اینگونه ظهور و بروز داد:
 



 
اما بخشی از کامنت هایی که در این زمینه انتشار یافت نیز حلقه های این سناریو را کامل تر ساخت:
 


 

 
گفتنی است این اقدام در حالی صورت می گیرد که ملت در پی اهانت فتنه گران در روز 16 آذر و عاشورای 88 به تمثال مبارک امام خمینی(ره) و ساحت سیدالشهداء حماسه 9 دی را خلق کرده و فتنه را منکوب کردند.
حال اینکه فتنه گران اینگونه بی محابا به تکرار فجایع خود می اندیشند،بطور حتم پاسخ ملت چیزی فراتر از حماسه 9 دی خواهد بود

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام آبان 1389ساعت   توسط   | 

پایان تز شکست ناپذیری صهیونیست ها

پایان تز شکست ناپذیری صهیونیست ها

خطیب نماز عید سعید قربان تهران خیزش اسلامی و شکست ابهت ‌ابرقدرت‌ها را از برکات پیروزی انقلاب دانست و گفت: تز شکست‌ناپذیری صهیونیست‌ها به پایان خط رسیده است.


  هامون نیوز به نقل ازفارس، آیت‌الله سیداحمد خاتمی عضو مجلس خبرگان رهبری و خطیب نماز عید سعید قربان تهران صبح امروز چهارشنبه پس از اقامه این نماز در دانشگاه تهران، به بیان روایات و احادیثی در خصوص اهمیت عید سعید قربان پرداخت و اظهار داشت: قربانی کردن در روز عید قربان را مستحب است اما در برخی روایات بر واجب بودن آن هم تاکید شده است که می‌توان یک قسمت از قربانی را به همسایه‌ها و یک قسمت را به فقرا داد و بخشی از آن را هم برای خود صرف کرد.
خطیب نماز عید سعید قربان تهران، عید قربان را عید موفقیت دو عبد صالح، حضرت ابراهیم و اسماعیل در امتحان بزرگ ایثار و وفاداری دانست و گفت: راز موفقیت این پدر و پسر در سخت‌ترین امتحان الهی مشخص شد، سخت‌ترین امتحان الهی شعار نیست.
خاتمی راز موفقیت حضرا ابراهیم و اسماعیل در امتحان بزرگ الهی را تسلیم در برابر ذات مقدس ربوی خواند و اضافه کرد: حضرت اسماعیل به محتوای تکلیف نمی‌نگرد بلکه به تکلیف توجه دارد؛ چراکه این دستور خداوند است و زیربنای این تصمیم یک انتخاب کاملا آگاهانه است، بنابراین تسلیم بودن در برابر خدا، همان روح دین است.
وی با بیان اینکه بخش عظیمی از تسلیم، تکلیف‌محوری و انجام وظیفه است، خاطرنشان کرد: تکلیف‌محوری در عرصه فردی این است که انسان واجبات خدا را به جای آورد و محرمات را ترک کند.
* سیاست دینی همان سیاست علوی و یک نوع تکلیف‌محوری است
خطیب نماز عید سعید قربان تهران در ادامه با بیان اینکه تکلیف‌محوری در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی هم باید خود را به نشان دهد، تصریح کرد: در عرصه سیاسی عملکرد مومنانه یک نوع تکلیف‌محوری است، یعنی انسان با آئین‌نامه دین پیش برود. سیاست علوی، سیاست دینی است و صراحت، صداقت، وفاداری عمل به قول و تحصیل رضایت عمومی از این جمله‌اند.
خاتمی در همین زمینه دروغ، خلف قول، رعایت نکردن حق مردم را در مقابل سیاست دینی خواند و یادآور شد: دروغ، تهمت و افترا در سیاست از ناحیه هر کسی که باشد گناه است و عجیب این است که افرادی فریادشان بلند است، ولی به نظامی دروغ و تهمت می‌بندند حاصل خون بیش از 200 هزار شهید است، اینها با بیانیه و سخنانشان با نظام مقابله می‌کنند، این در حالی است که دروغ و تهمت در سیاست به خصوص به نظام سیاسی از ناحیه هر کسی بد است.
وی با تاکید بر اینکه نمی‌توان بدون پرداخت هزینه، دین را حفظ کرد، گفت: اگر کسی حاضر نشود برای دینش هزینه کند، چیزی باقی نمی‌ماند گاهی این هزینه، گذشتن از رفاه، شهوت، غضب، آبرو و گاهی گذشتن از مال و جان است، یعنی بدون پرداختن هزینه، دین‌مداری ممکن نیست و نمی‌توان آن را به دست آورد.
خطیب نماز عید سعید قربان تهران در ادامه با بیان اینکه تکلیف‌مداری به معنای عمل فله‌ای و بی‌برنامه نیست، تصریح کرد: باید همانند سیدالشهدا(ع) عمل کنیم که خواست پیامش به جهانیان برسد و از همه جا دست کشید و به مکه آمد تا نهضتش را به زائران و مجاوران خانه خدا برساند، سیدالشهدا تکلیف‌محور بود اما مهندسی‌اش بسیار دقیق بود که بخشی از پیام‌شان را با ارسال نامه به شهرهای مختلف رساندند و بر حکومت دینی تاکید داشتند و بخشی از پیامشان را نیز اسیران کربلا که در واقع آزادگان جهان بشریت بودند به دنیا رساندند و بخش دیگری از این پیام را سربریده آن حضرت به همگان رساند.
بر اساس این گزارش، خاتمی در خطبه‌ دوم نماز عید سعید قربان با اشاره به 25 آبان سالروز حماسه بزرگ مردم اصفهان، گفت: ‌در این روز مردم اصفهان 370 شهید را بالای دست تشییع کردند، این روز، روز حماسه و ایثار اصفهان نامیده شده است اما این حماسه افتخار اسلام، تشیع و مردم ولایتمدار اصفهان شد که یاد و خاطره آن شهیدان را گرامی می‌داریم.
وی در ادامه با اشاره به فرا رسیدن روز عید سعید غدیر خم خاطرنشان کرد: به تعبیر وجود مقدس پیامبر اسلام(ص) این عید از برترین اعیاد امت اسلامی است که در بین چهار حادثه‌ای که در تاریخ اسلام اتفاق افتاده و می‌افتد، سرنوشت بشریت نیز با این عید گره خورده است.
* غدیر خم با بعثت به وجود آمد و به برکت عاشورا تداوم یافت
خطیب نماز عید سعید قربان تهران نخستین حادثه مهم در تاریخ اسلام را، بعثت پیامبر اکرم(ص) خواند و یادآور شد: حادثه دوم حادثه غدیرخم بود که متمم بعثت است و به تعبیر عرفا روح و جان بعثت است.
خاتمی با بیان اینکه حادثه سوم، حادثه عاشورا است، اظهار داشت: اگر این واقعه عظیم نبود، نه از بعثت خبری بود و نه از غدیر خم که به تعبیر بزرگان اسلام با بعثت به وجود آمد و به برکت عاشورا تداوم یافت.
وی با بیان اینکه حادثه چهارم که متمم 3 حادثه گذشته است، مهدویت و ظهور امید انبیاء و اوصیا حضرت بقیه‌الله الاعظم است، گفت: از ملت مومن و ولایی ایران می‌خواهم باشکوه به استقبال عید بزرگ غدیرخم بروند، همان گونه که مقام معظم رهبری فرمودند عید غدیر یکی از عظیم‌ترین اعیاد اسلامی است.
خطیب نماز عید سعید قربان تهران با دعوت مردم برای گرامیداشت هرچه با شکوه‌تر مراسمات عید سعید غدیر خم، افزود: معنای عید غدیر این است که کشور باید به سمت شادی مقدس برود.
* خیزش اسلامی و شکستن ابهت ‌ابرقدرت‌ها از برکات پیروزی انقلاب است
خاتمی در بخش دیگری از سخنان خود به پیام مقام معظم رهبری به کنگره عظیم حج اشاره کرد و گفت: مقام معظم رهبری در این پیام فرمودند که به برکت پیروزی انقلاب اسلامی 2 پدیده در جهان شکل گرفته است که اول شروع موج بیداری اسلامی و خیزش اسلامی که امان دشمن را بریده و دوم شکستن ابهت ابرقدرتی، ‌ابرقدرت‌ها است.
وی با بیان اینکه نسل دوم و سوم انقلاب بدانند که قبل از انقلاب خبری از این مسائل نبود، اضافه کرد: امروز دین به حدی جان گرفته است که امان دشمن را بریده و این به برکت خون شهدا و فداکاری شماست.
خطیب نماز عید سعید قربان تهران همچنین ادامه داد: قبل از انقلاب 2 تز حزب کمونیست و مارکسیست و دیگری تز لیبرال دموکراسی بر جهان حکومت می‌کرد که انقلاب اسلامی آبروی آنها را برد و امروز آمریکا در باتلاق افغانستان و عراق گیر کرده است و به شدت مورد نفرت مردم عراق است.
* تز شکست‌ناپذیری صهیونیست‌ها به پایان خط رسیده است
خاتمی با تاکید بر اینکه تز شکست‌ناپذیری صهیونیست‌ها به پایان خط رسیده است، یادآور شد: ‌مقاومت 33 روزه لبنان 22 روزه غزه و انقلاب بزرگ اسلامی نشان داد که ابرقدرت‌ها در کاخ شیشه‌ای نشسته‌اند و به فضل خدا شکستنی هستند.
وی همچنین با تبریک به مردم عراق برای تشیکل دولت جدید پس از 8 ماه بلاتکلیفی اظهار داشت: دولت عراق بعد از 8 ماه بلاتکیفی، با همدلی مردم و نخبگان عراقی تشکیل شده است که امیدواریم شاهد موفقیت روز‌افزون آن باشیم، چراکه از ناامنی عراق، ‌آمریکا و اشغالگران بهره می‌برند و برخی از کشورهای منطقه منافع نامشروع‌شان را بر منافع ملت عراق ترجیح می‌دهند.
خطیب نماز عید سعید قربان تهران در پایان تصریح کرد: سرانجام روزی پشت پرده مسائل افشا می‌شود که چه کشورهایی با نام اسلامی در حادثه 22 روزه لبنان، در محاصره غزه و در ناامن کردن کشور‌های اسلامی، پشت سر صهیونیست‌ها ایستادند و به آنها کمک کردند


 

پذيرش دانشجوي پولي مغاير با قانون‌ اساسي
پذيرش دانشجوي پولي مغاير با قانون‌ اساسي

شوراي نگهبان قانون اساسي در بررسي مصوبات مجلس شوراي اسلامي درباره لايحه برنامه پنجم، مصوبه پذيرش دانشجوي پولي در دانشگاه هاي دولتي بدون آزمون را خلاف قانون اساسي تشخيص داد.


  هامون نیوز به نقل از مشرق، شوراي نگهبان اين مصوبه را خلاف اصل 85 قانون اسلاسي دانسته است. مصوبه مذکور براي اصلاح و رفع مشکل مذکور به مجلس بازگشت داده مي شود.

گفتني است نمايندگان مخالف مصوبه مذکور در روز بررسي آن (از جمله نادران و توکلي) نسبت به خلاف عدالت و قانون اساسي بودن اين مصوبه تذکر داده بودند. اين نمايندگان هم چنين اعلام کرده بودند مصوبه مذکور حتي برخلاف سياست آزاد سازي دولت است و جا را براي فعاليت بخش خصوصي محدود مي کند.
نماينده دولت در موافقت با اين مصوبه اظهار داشته بود که برخلاف ادعاي منتقدان قشرهاي متوسط به پايين از اين مصوبه نفع مي برند و افراد در مناطق دورافتاده خواهند توانست به اين ترتيب وارد دانشگاه ها شوند.
دولت با همراهي هيئت رئيسه تلفيق، در چندين جاي مختلف برنامه نسبت به گنجاندن برنامه هاي آزادسازي و واگذاري مدارس، دانشگاه ها و اماکن ورزشي دولتي اقدام کرده بود که با مخالفت نمايندگان تاکنون بيشتر اين موارد رد شده است.


 

بالاترین ،اسلام اباسفیانی آورد

این نکته مشخص است که اداره کنندگان این وب سایت و سردمداران آن ،یک شبه اسلام نیاوردند و باید و باید به این نکته تفکر کرد که چرا  مدیران این سایت اقدام به همچین عمل زیرکانه ای کرده اند.

به گزارش رهوا و به نقل عصرفردا ، سایت ضد انقلاب و ضد دین بالاترین ، که دوران افول شدید محبوبیت خود را پس از حوادث بعد از انتخابات سپری میکند، و بار ها در این سایت شاهد توهین های شدید به دین اسلام و سخره گرفتن باور ها و اعتقادات  مردم شریف ایران زمین  بودیم و هستیم ، طی اقدامی مشکوک از این پس به طور امتحانی ، از تائید کردن لینک های ضد دین اجتناب میکند.

این نکته مشخص است که اداره کنندگان  این وب سایت و سردمداران آن ،یک شبه اسلام نیاوردند و باید و باید به این نکته تفکر کرد که چرا  مدیران این سایت اقدام به همچین عمل زیرکانه ای کرده اند
 



 

دعواي يك روزنامه نگار 2خردادي و فرزندش:مامان چرا نماز نمي خونيم؟

فرناز قاضی زاده مجری بی بی سی و روزنامه نگار سابق اصلاح طلب، در یادداشتی در وبلاگ شخصی اش از چالشی می گوید که با فرزندش مانی روبرو شده است.

هامون نیوز به نقل ازمشرق، فرناز قاضی زاده روزنامه نگاری است که حیات حرفه ای خود را در نشریات اصلاح طلب پیدا کرد. اگر چه اولین تجربه او در زمینه روزنامه نگاری به نشریه "خانه" باز می گردد.


قاضی زاده در پائیز 1380 با سینا مطلبی، یک روزنامه نگار اصلاح طلب دیگر ازدواج کرد. قاضی زاده حتی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی، مشغول به کار شد، قاضی زاده در حال حاضر یکی از مجریان شبکه بی بی سی فارسی است.

آنچه در ادامه می خوانید، یادداشتی است که وی در وبلاگ شخصی اش با عنوان"من و مانی" که به خاطرات مربوط به پسرش مربوط است نوشته است.

این یادداشت در واقع تصویری است از فضای اعتقادی یک فعال رسانه ای اصلاح طلب که در حال حاضر در خدمت بخش فارسی شبکه دولتی تلویزیون انگلیس است.

یادداشت قاضی زاده را بدون هیچ تغییر در ادامه می خوانید.

*****
حداقل به خاطر من و مانی هم که شده این گوگل باید یه فکری به حال ترجمه هاش بکنه. مانی خیلی علاقه داره که شبها موقع خواب داستانهایی از بچگی اش رو براش بگم، که خوب من هم کلا زیاد ذهنم یاری نمی ده، امروز هوس کردم از روی وبلاگ براش بخونم یا ترجمه کنم، خودش پیشنهاد کرد که با گوگل ترنسلیت این کار رو بکنیم، چشمتون روز بد نبینه،یک جمله این بود که: مانی در چند روز گذشته خیلی کیف کرد. شده بود که Money those days were bag
خلاصه اسباب انبساط خاطره خوندن این وبلاگ؛ بیشتر از خودش، ترجمه اش.

مدرسه مانی رو باز دارم عوض می کنم، خودم هم عذاب وجدان دارم که بچه رو دایم آلاخون و والاخون کنم( خدا خودش رحم کنه، گوگل ترنسلیشن هنگ کرد!) مدرسه ای که این یه ماهه گذشته میرفت، در سایت وزارت آموزش وپرورش بریتانیا، آفستد، مدرسه عالی و نمونه است. خوب طبیعتا من هم بسیار خوشحال شدم وقتی شهرداری این مدرسه رو به مانی داد، اما متاسفانه مشکل وقتی شروع شد که مدرسه رو دیدم. 98 درصد بچه های مدرسه از خانه های اطراف میان که متعلق به شهرداری است ودر اختیار پناهندگان سومالیایی وسودانی. که البته من به هیچ عنوان با هیچ کدوم از این ها مشکلی نداشتم، مسئله اینه که مدرسه در کل، مدرسه اسلامی شده. برای عید فطر تعطیل بود، بعدش هم در اولین نامه ای که از مدرسه اومد، عید رو مدیر مسلمان مدرسه به همه تبریک گفت. به شدت یاد وخاطره مدارس رو در خاک پاک ایران برام زنده کرد.

از این گذشته مانی شروع کرد که ما اینو نمی خوریم مسلمونیم، اونو نمی خوریم مسلمونیم، چرا نماز نمی خونیم ما که مسلمونیم، که دیگه یه کم ترسیدیم از بحران هویت و هویت اسلامی واین حرفها. برای همین پام رو کردم توی یک کفش که نمی خوام بچه ام به اینجا بره.

البته غیر از اینها به نظرم این گزارشهای آفستد هم چندان منطبق بر واقعیت نیست، چون مانی می گفت خیلی از بچه ها در کلاس سوم حتی انگلیسی بلد نیستند، خوب طبیعی هم هست احتمالا تازه اومدن، اما این نشون می ده که سطح مدرسه نمی تونه خیلی بالا باشه. با کمی تحقیق متوجه شدم، این گزارشها بیشتر براساس نظرخواهی از والدین بچه هاست و خوب طبیعی هم هست که پدران ومادران مهاجر در سالهای اولیه حضورشون در یک کشور دیگه ای، که گرفتن پناهندگی ازش، براشون خیلی مهم بوده، از مدرسه ای که بچشون میره هم راضیترن نسبت به پدر ومادرانی که توقع بیشتری از مدرسه دارند. 

جالب اینجاست مدرسه دیگه ای که بالاخره به مانی جا داده، مدرسه ای است متعلق به کلیسای انگلیکن. البته من بلافاصله بعد از اینکه جا دادند، بهشون اطلاع دادم که خانواده ما کلا به هیچ کلیسایی رفت وآمد ندارند. 

گمون نکنم خیلی خوششون بیاد اما شهرداری می گه ، بنا به قوانین مجبورن بچه هایی که دین و ایمون مشخصی ندارند رو هم بپذیرند و اجباری نیست که بچه ها در کلاس شعائر مذهبی شرکت کنند. اگه غیر از این باشه این بار درش میارم می ذارمش این مدرسه ژاپنیه پشت خونمون؛ خلاص! 

مسئله این نیست که من نمی خوام بچه ام مذهبی بار بیاد، من دلم نمی خواد مانی در اون شرایطی بزرگ بشه که من بزرگ شدم، بیزارم از هر پروپاگاندایی به نفع هر مذهبی



 

هفت فتوای بسیار عجیب از وهابیت
هفت فتوای بسیار عجیب از وهابیت

«مرکز فرهنگ عربی» در بیروت اخیرا کتابی منتشر کرد که به عجیب ترین و خنده دار ترین فتواهای وهابیت اختصاص دارد.

نویسنده این کتاب "احمد عرفج" از کشور عربستان سعودی است. وی پیش بینی کرده که کتابش یکی از پرفروش ترین کتاب های سال در نمایشگاه های مختلف جهان عرب شود. او همچنین معتقد است که این کتاب خشم شدید وهابیون را بر می انگیزد.

وی در مقدمه کتاب خود برای نمونه به چند فتوای بسیار مسخره که توسط سرشناس ترین چهره های وهابیت صادر شده، اشاره کرده است. از جمله این فتواهای عبارتند از: 1- حرام بودن پوشیدن کفش پاشنه بلند 2- خوردن غذا با قاشق 3- داشتن راننده یا خدمتکار در منزل 4- دست تکان دادن به بازیکنان فوتبال 5- نوشتن مقاله در مطبوعات 6- انداختن عبا روی کتف 7- پوشیدن دام توسط زنان و غیره.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم آبان 1389ساعت   توسط   | 

کنایه معنادار آیت‌الله شبیری زنجانی به شکوری‌راد

کنایه معنادار آیت‌الله شبیری زنجانی به شکوری‌راد
"برای برخی باقی ماندن در زندان بهتر است و آنان که آزاد شده‌اند هم باید متنبه شوند و کارهای قبل را تکرار نکنند."

 آیت‌الله "سیدموسی شبیری زنجانی" در دیدار با یکی از متهمان آشوب‌های سال گذشته، پاسخ صریح و معناداری در پاسخ به یک درخواست او داده است.

یکی از روزنامه‌نگاران معروف وابسته به طیف اصلاحات گفته است: یکی از دوستان مرتبط با بیت آیت‌الله زنجانی تعریف می‌کرد که علی شکوری راد برای تشکر به خدمت‌‌شان آمده است. در میان صحبت‌ها، شکوری راد می‌گوید بد نیست کسی هم برای رهایی آقای بهشتی شفاعت کند؛ آیت الله شبیری پاسخ می‌دهد: برای برخی باقی ماندن در زندان بهتر است و آنانکه آزاد شده‌اند هم باید متنبه شوند و کارهای قبل را تکرار نکنند.

به گزارش شبکه ایران، "علی شکوری راد" عضو ارشد حزب منحله و غیرقانونی مشارکت، چند هفته پیش و به یک جرم امنیتی بازداشت شده بود که با وساطت آیت‌الله شبیری زنجانی آزاد شد.

شکوری راد، اهل زنجان است و پدر او از دوستان آقای شبیری زنجانی بوده است.



 

دلسوزی برای شلیط و سکینه/عکس
در پی صدور حکم اعدام برای «طارق عزیز»، افرادی که خود را از «مدافعان حقوق بشر» می نامیدند به شکلی تأمل برانگیز در ایتالیا دست به اعتراض زدند.

به گزارش «تابناک عربی»، این گروه با هدف جلب توجه افکار عمومی جهان، در مقابل مجسمه «آوریلیوس مارکو» در شهر رم ایتالیا تجمع کرده و عکس یار دیکتاتور سابق عراق را در کنار عکس «سکینه آشتیانی» متهم به ارتکاب زنای محصنه م قتل و همچنین «گلعاد شالیط» سرباز ارتش رژیم صهیونیستی که اسارت گروه های فلسطینی است، قرار دادند.


هر چند خبرگزاری های منتشر کننده این خبر و تصاویر مربوط به آن که نشان می دهد کمی بیش از صدنفر در این تجمع شرکت کرده اند سخنی از ماهیت گروه تجمع کننده به میان نیاورد، قرار دادن تصاویر اشخاصی که موقعیت و جرایم آنها، هیچ ارتباطی به هم ندارد، حکایت از بی مایگی اقدام تجمع کنندگان دارد.

بر پایه این گزارش، «طارق عزیز»، که سال ها به عنوان معاون نخست وزیر و زیر امور خارجه حکومت «صدام» در عراق این دیکتاتور معدوم را در همه جنایت هایش همراهی کرده، هفته پیش در دادگاهی عراقی به اعدام محکوم شد. «طارق» هر چند پس از سقوط «صدام» تلاش کرد، وانمود کند که در جنایات «صدام» هیچ نقش و مشارکتی نداشته! و تنها مجبور به همراهی وی بوده، در تمام سال های حکمرانی دیکتاتور معدوم عراق، از نزدیکترین و وفادارترین اشخاص مرتبط با وی بوده است.

وزیر خارجه حکومت «صدام»، به واسطه مسیحی بودنش، رابط ویژه وی با کشورهای مسیحی غربی به شمار رفته و به شهادت نزدیکان «صدام» همواره طرف مشورت وی بوده است.

از سوی دیگر، «سکینه آشتیانی» است؛ زنی که به دلیل دو جرم مشخص زنای محصنه و خیانت به همسرش و همچنین مشارکت در قتل وی در ایران به اعدام محکوم شده است. جنجال ها پیرامون وضعیت «آشتیانی» آنگاه آغاز شد که در رأی اولیه حکم سنگسار برای وی صادر شده بود؛ حکمی که هنوز نهایی نشده است، ولی جرایم مرتکب شده توسط وی صدور حکم اعدام برای وی را محتمل کرده است؛ هرچند درباره نحوه اجرای حکم وی هنوز تصمیم نهایی گرفته نشده است.

اما نصب تصویر «گلعاد شالیط» که در اسارات گروه های فلسطینی است، اوج جوسازی تجمع کنندگان اجتماع یادشده را نشان می دهد. در حالی که هم اکنون هزاران فلسطینی و لبنانی بی گناه از نوجوان و جوان و میانسال و سالخورده و زن و مرد یا در زندان های رژیم صهیونیستی بوده و یا به دست این رژیم ربوده شده و از سرنوشت آنها اطلاعی در دست نیست، این مدافعین حقوق بشر، برای آزادی اش تجمع می کنند.

گفتنی است، این روزها، کشورهای غربی با بهره گیری از ابزار سازمان های حقوق بشری، از هر فرصتی برای تخریب چهره مسلمانان و به ویژه ایران استفاده می کنند و این تجمع با بن مایه حمایت از کسانی که مستقیم و یا غیر مستقیم جان فرد یا افرادی را گرفته اند، و همان گونه که در بالا آمد، یکی از این افراد در عوض هزاران نفر در زندان است، به خوبی ماهیت بیشتر چنین اعتراضاتی را نشان می دهد.

 

صادق زيباكلام: مديون چكمه‌هاي رضا شاهیم
صادق زيباكلام: مديون چكمه‌هاي رضا شاهیم

صادق زيباكلام: مديون چكمه‌هاي رضا شاهیم

استاد علوم سياسي دانشگاه تهران با دفاع از رضا شاه گفت: ما مديون شمشير آغامحمدخان و چكمه‌هاي رضا شاهيم. وي همچنين در ادعايي ديگر جنگ نرم را زاده توهم توطئه دانست.

صادق زيباكلام دوشنبه شب با حضور در مناظره‌اي با حجت‌الاسلام والمسلمين رهدار در دانشگاه صنعتي اصفهان به بررسي ريشه‌هاي ضديت با آمريكا و آمريكا ستيزي در ايران پرداخت.

وي اظهار داشت: تقريباً از اوايل انقلاب وقتي به نزديك 13 آبان مي‌رسيم در بسياري از دانشگاه‌ها به اين مناسبت سخنراني‌هايي برگزار مي‌شود كه خود من هم در اين يك هفته اخير براي سومين بار است كه در چنين مراسمي حضور پيدا مي‌كنم.

زيباكلام گفت: در بحث ايران و آمريكا مي‌توان با دو رويكرد مسئله را نگاه كرد؛ اول اينكه فرض را بر اين بگذاريم كه انقلاب اسلامي ايران در تضاد و تقابل با كشور آمريكا است و اينكه بگوييم در سه دهه گذشته آمريكايي‌ها اقدامات و توطئه‌هايي عليه ما انجام داده‌اند و بارها سعي كرده‌اند به نظام جمهوري اسلامي ايران ضربه وارد كنند كه هر بار به نحوي با شكست روبه‌رو شدند.

اين استاد علوم سياسي ادامه داد: اين ديدگاهي بوده كه در سه دهه گذشته با تكيه بر دو فرض وجود دارد؛ اول اين كه آمريكا بعد از انقلاب و سرنگوني پهلوي در ايران منافع خود را در ايران از دست داد و با ما دشمني دارد؛ فرض دوم بر اين است كه ذات آمريكا و اساساً قدرتي مثل او نظامي همچون جمهوري اسلامي را بر نمي‌تابد چرا كه آمريكا مي‌خواهد حكومتي مطيع و وابسته در ايران وجود داشته باشد كه بتواند اين حكومت را تحت نظارت و كنترل خود داشته باشد.

وي اضافه كرد: بر اساس اين موضوع است كه آمريكا در طول اين 30 سال دست به توطئه‌هاي گوناگوني عليه ايران زده كه از جمله اين توطئه‌ها مي‌توان به توطئه انجام شده در اول انقلاب اشاره كرد كه آمريكايي‌ها سعي داشتند ليبرال‌ها را در ايران روي كار آورند كه بعد از اشغال سفارت آمريكا در ايران اين توطئه شكست خورد؛ اسناد آن هم نشان از اين داشت كه دولت موقت و بني‌صدر جاسوس بودند.

زيباكلام ادامه داد: پس از اين موضوع آمريكا سعي كرد با راه اندازي مسئله طبس گروگان‌ها را آزاد كند كه آن هم با شكست مواجه شد؛ بعد از حادثه طبس قصد انجام كودتاي نوژه را داشت كه اين توطئه هم با شكستي ديگر براي آمريكايي‌ها همراه بود؛ بعد از آن آمريكا با تجهيز صدام حسين عراق را عليه ايران وارد جنگ كرد كه آن هم با شكست روبه‌رو شد؛ سپس به تهاجم فرهنگي و شبيخون فرهنگي روي آورد كه باز هم شكست خورد و براي تكميل پروژه توطئه‌هاي خود دست به محاصره اقتصادي عليه ما زد كه باز هم راه به جايي نبرد و شكست خورد؛ بعد ايران را تهديد نظامي كرد كه باز هم شكست خورد؛ 11 سپتامبر را توسط القاعده‌اي كه مورد حمايت آنها بود ايجاد كرد تا بتواند در منطقه حضور نظامي داشته باشد كه باز هم شكست خورد؛ در بحث هسته‌اي عليه ما وارد عمل شد كه باز شكست خورد؛ آخرين توطئه آن هم برنامه فتنه 22 خرداد بود كه باز هم شكست خورد و آمريكايي‌ها از اين همه شكست مانند تيمور لنگ كه نظاره‌گر تلاش مورچه‌اي كه از ديوار بالا مي‌رفت تا دانه را به بالا برد درس گرفته و امروز عليه ما با يك توطئه جديد تحت عنوان جنگ نرم وارد ميدان شده‌اند و ما اكنون در اين فاز هستيم.

زيبا كلام تصريح كرد: اين رويكرد عمومي است كه در طي اين سه دهه گذشته در مواجهه با آمريكا وجود داشته است؛ اما سوال اساسي و بنيادي اين است كه واقعاً ريشه ستيزها و اين تضادها بر سر چيست چرا كه اگر بگوييم ما مبارز هستيم و مورد ظلم واقع شديم اين معني را مي‌دهد كه در جهان يكي دو كشور مستقل بيشتر وجود ندارد و كشورهايي كه با آمريكا رابطه دارند همه نوكر و تحت سلطه حكومت استكباري آمريكا هستند.

اين استاد علوم سياسي افزود: اگر بگوييم با كل نظام فكري و ايدئولوژيكي غرب مشكل داريم اين موضوع راحت‌تر قابل فهم است تا اينكه بگوييم با بخشي از غرب با مشكل مواجه هستيم.

وي با اشاره به مسئله طبس ادامه داد: در اين ماجرا آمريكايي‌ها براي پاسخگويي به افكار عمومي جهان زير فشار بودند و براي همين لازم بود دست به چنين اقدامي بزنند تا گروگان‌هاي خود را در ايران آزاد كنند هر چند اميد زيادي به موفقيت عملي آن نداشتند و اين عمليات با شكست كامل مواجه شد اما اين دليل بر اين نيست كه بگوييم آمريكا به ايران حمله نظامي كرد چرا كه هواپيماهايي كه اين عمليات را انجام دادند هواپيماهاي باربري بود نه نظامي.

زيباكلام در خصوص اصطلاح جنگ نرم در ايران گفت: اين اصطلاح در ايران توليد شده و زاده همان تفكر توهم توطئه‌اي است كه در ايران و برخي از سران وجود دارد؛ اگر شما اين واژه جنگ نرم را در گوگل سرچ كنيد خواهيد ديد كه تمام منابعي كه خواهد آمد اكثرا منابع ايراني است؛ اين نشان از اين دارد كه چنين ادبياتي در ايران توليد شده است.

اين كارشناس علوم سياسي در ايران اظهار داشت: در ابتدا بايد ديد كه در ذات انقلاب اسلامي در ابتدا آمريكا ستيزي وجود داشت يا نه كه اگر به شعارهاي انقلاب بنگريم خواهيم ديد كه مسلما چنين چيزي نبوده است.

وي گفت: من شما را ارجاع مي‌دهم به سخنان امام(ره) در پاريس در مصاحبه‌هايي كه از ايشان مي شد؛ عمده‌ترين پرسشي كه از ايشان مي‌شد اين بود كه هدف شما از مبارزه چيست؟ حكومت اسلامي مد نظر شما چه حكومتي خواهد بود؟ ولي هيچ كسي نمي‌پرسيد شما با آمريكا ستيز داريد يا نه؟ زيباكلام ريشه آمريكا ستيزي را مربوط به گذشته‌هاي حتي قبل از انقلاب دانست و اظهار داشت: بايد با ديدي تاريخي ريشه آمريكاستيزي را در ايران بررسي كنيم؛ بايد ديد چرا اين آمريكا ستيزي در ايران به وجود آمد و ريشه آن چيست و چرا اين آمريكا ستيزي از اول انقلاب تاكنون در ايران مانده است؛ چرا كه اگر بگوييم چنين رويه‌اي بيشترين تاثير را روي ايران گذاشته است اغراق نكرده‌ايم.

وي با اشاره به سقوط حكومت رضا شاه و پايان حكومت ديكتاتوري وي گفت: بعد از رضا شاه يك فضاي نسبتاً باز سياسي نسبت به گذشته در ايران به وجود آمد كه در آن زمان به خاطر همين، ايدئولوژي‌هاي سياسي با شتاب جاي خود را در ميان اقشار مختلف جامعه باز كردند كه از جمله مهم‌ترين اين ايدئولوژي‌ها در آن زمان ايدئولوژي ماركسيسم به رهبري حزب توده در آن زمان بود كه همزمان بود با نفوذ بي حد و حساب ماركسيسم جهاني در عرصه‌هاي بين الملل كه اين ايدئولوژي الگويي را در جهان مطرح كرده بود به اين عنوان كه در جهان دو قطب وجود دارد يكي كشورهاي عقب مانده و ديگر قطب كشورهاي توسعه يافته كه معمولاً اين دو قطب منافعشان در تضاد با هم تامين مي‌شود و گروه دوم مي‌خواهد گروه اول را تحت سلطه خود نگه دارد.

اين كارشناس علوم سياسي ادامه داد: مسلماً چنين ديدي در آن زمان در ايران به دست ماركسيست‌ها جاي باز كرد و هنوز هم چنين ديدي نشأت گرفته از همان ديدگاه‌هايي است كه ريشه آن در تاريخ ماست.

وي گفت: اگر امروز هم ما بخواهيم با چنين ديدي به اين مسئله نگاه كنيم پس بايد مصدق را هم وابسته به نظام امپرياليستي آمريكا بدانيم؛ اگر بخواهيم با چنين ديدي بنگريم پس بايد بسياري از نهضت‌هاي اسلامي را هم هر چند بعدها ماركسيسم شدند وابسته به امپرياليسم آمريكايي بدانيم.

زيباكلام تصريح كرد: ما بايد ببينيم چرا در يك كشور مسلمان آن هم شيعه اساساً تفكر ماركسيستي اين قدر نفوذ پيدا كرد به طوري كه در زمان انقلاب اكثر جنبش‌هاي مذهبي روشنفكران و نويسندگان يا از هواداران ماركسيسم بودند و يا خود توده‌اي بودند؛ ما بايد ريشه‌يابي كنيم كه چرا ماركسيسم مانند نقل و نبات در اپوزيسيون ايران به اين شدت رشد كرد.

كارشناس علوم سياسي اضافه كرد: سوال من اين است كه چرا بايد ماركسيسمي كه بعد از فروپاشي شوروي رو به افول رفت توانست خود را در ايران باز توليد كند؛ مگر نه اينكه به خاطر ريشه همين تفكرات آمريكا ستيزي بوده است كه امروز ما شاهد اين هستيم كه جريان اصولگرايي همان ماركسيسم است و چه بسا حتي از ماركسيست‌ها يك قدم جلوتر گذاشته‌اند.

زيباكلام يكي از مهم‌ترين دلايل نفوذ ماركسيسم را عقب ماندگي علوم سياسي در ايران دانست و گفت: به همين دليل است كه ماركسيسم مرتب در ايران به باز توليد مي‌رسد، البته به خاطر برخي ملاحظات سياسي هم هست چرا كه دشمني با استكبار به تعريف آنها كه امروز آمريكا پرچم دار آن شناخته مي‌شود يكي از نقاط مشترك ماركسيسم و حكومت ماست؛ اين مسئله در جريان اصولگرايي به حدي است كه حتي آنها يك گام جلوتر از ماركسيست‌ها هستند؛ آمريكا را نماد ظلم و جمهوري اسامي را نماد يك حكوكت مبارز عليه ظلم عنوان مي‌كنند.

زيباكلام با دفاع مجدد از رضاخان و تقدير از خدمات وي در دوران حكومت‌داري‌اش اظهار داشت: من معتقدم تاريخ بهترين تعيين كننده است به شرطي كه تحريف نشود؛ به نظر من رضا شاه خدمات زيادي را به ايران كرد؛ من معتقدم كه ايران مديون دو نفر است؛ يكي شمشير آغامحمدخان و ديگري چكمه رضاخان؛ هر چند در دوران رضا شاه فضاي بسته و يكتاتوري حاكم بود ولي همين رضا خان توانست يكارچگي را در ايران حفظ كند و تماميت ارزي را حفظ كند و خدمات عمراني زيادي را براي ما به ارمغان بياورد.

اين استاد علوم سياسي با تاكيد بر حفظ منافع ملي ايران بيان داشت: در سياست خارجه منافع ملي است كه تعيين كننده است ما نه براي هميشه دوستان و هم‌پيمانان بين المللي داريم و نه براي هميشه دشمن ديگر كشورها هستيم، بلكه آنچه براي ما ملاك است منافع هميشگي است كه اگر اين منافع را در نظر بگيريم خواهيم ديد كه دشمني با آمريكا هيچ سودي براي ما طي اين سه دهه نداشته بلكه لطمات زيادي نيز به كشور ما وارد كرده است.



 

همسریک بازیگر: زنی که 6 ماه است ازاوخبر ندارم نمی خواهم
"مهران الف" در یادداشتی تاسف انگیز با بیان جزئیاتی از زندگی شخصی خود، اینگونه از همسر بازیگرش سخن گفته است. بخشی از این یادداشت که نسخه ای از آن در اختیار آتی نیوز قرار گرفته به این شرح است:

همسریک بازیگر: زنی که 6 ماه است ازاوخبر ندارم نمی خواهم

5 سال است خانم "س .ق" همسر قانونی من است. همیشه به نیکی از من یاد کرده و در چند مصاحبه اش در نشریات مختلف گفته" اگر همسرم اراده کند یا اجازه ندهد دیگر بازی نمی کنم و هنرپیشگی را تا جایی ادامه می دهم که به زندگی شخصی ام لطمه وارد نشود. همسرم همواره مشوق و پشتیبانش بوده ! "

اما اکنون دیگر من موافق بازیگری همسرم نیستم. پس از پخش سریالی از شبکه سه که باعث شهرتش شد رفتارش تغییر کرد و اکنون شش ماه است که من از ایشان خبری ندارم!

به دادگاه حمایت از خانواده هم مراجعه کردم و از او شکایت کردم اما چون من مشوق ایشان بوده ام و به او اجازه کار داده ام تقاضای من برای ممنوع الکار شدن زنم رد شد. با این حال از نظر شرعی و قلبی دیگر راضی نیستم زنم بازیگری کند.

اکثر تهیه کننده ها وقتی در جریان این موضوع قرار گرفتند با من همکاری کردند و از همسرم در سریال ها و فیلم ها استفاده نکردند به غیر از تهیه کننده فیلم "د" که با من برخورد بدی هم داشت.

جالب اینکه همسرم در مصاحبه هایش می گوید دیپلم دارد. به من بگویید او از کدام دبیرستان دیپلم گرفته است؟

در حال حاضر تصمیم گرفته ام از همسر هنرپیشه ام جدا شوم و او را طلاق خواهم داد و در این مدت نیز حضور در دادگاههای مختلف وقتی به او نمی داد که مصاحبه کند.
نامه ام را با این جمله به پایان میبرم که "پروانه ها فراموش می کنند روزی کرم بوده اند."



 

همه میگن مهدی بیا ؛هاشمی میگه مهدی نیا

همه میگن مهدی بیا ؛هاشمی میگه مهدی نیا


غلامحسین محسنی اژه ای عصر دوشنبه در نشست خبری در مورد بازداشت 10 نفر از جاسوسان دستگاههای اجرایی کشور گفت: نفوذ دشمن در دستگاههای اجرایی و قضایی بدیهی است و اینکه گروهی به دلیل ارتباط با بیگانگان و جاسوسی دستگیر شوند عادی است که هم اکنون تعدادی از آنها در زندان هستند.

برگزاری دادگاه متهمان آمریکایی در انتظار بازگشت سارا شورد

سخنگوی قوه قضائیه در مورد محاکمه سه متهم آمریکایی گفت: قرار بود دادگاه دو متهم حاضر در ایران برگزار شود ولی گفته شد بهتر است آن متهمی که با قرار وثیقه آزاد شده  به ایران بیاید و هر سه چون جرم مشترکی دارند با هم محاکمه شوند، حال اینکه خانم "ساراشورد" بیاید یا نیاید بحث دیگری است.

محسنی اژه ای در پاسخ به اینکه آیا تا کنون پرونده ای برای گروههای سازماندهی شده به اتهام احتکار و اخلال در اجرای هدفمند کردن یارانه ها تشکیل شده است گفت: تا کنون هیچ پرونده ای به دستگاه قضایی وارد نشده است ولی اینکه حفاظت اطلاعات بر روی برخی از اخلالگران اقتصادی مطالعه می کند امری طبیعی است.

تعیین میزان معوقه ها و شناسایی بدهکاران بانکی

دادستان کل کشور در مورد رسیدگی به مسئله معوقات بانکی افزود: نماینده دادستانی کشور و یک نماینده از دولت و گروهی از کارشناسان کمیته ای را برای بررسی معوقات بانکی تشکیل داده اند که وظیفه این کمیته اول تعیین میزان معوقات، دوم شناسایی افرادی که معوقه دارند و سوم دلیل  به تعویق افتادن است.

وی ادامه داد: طی بررسی این کمیته مشخص شد که میزان معوقات چقدر بوده و در مرحله دوم افرادی که معوقه داشتند  مشخص شدند.

سخنگوی قوه قضائیه اظهار داشت: بیشترین میزان معوقات مربوط به شرکتهای دولتی است که قرار شد دولت هر چه زودتر این معوقات را تسویه کند.

محسنی اژه ای خاطرنشان کرد: در برخی از معوقات بانکی، بانک نظارت ویژه ای بر اسناد ضمانت و همچنین نوع مصرف وام نداشته است و این باعث شده که گروهی با دریاف وام مبلغ وام را صرف امور دیگری کنند.

وی با بیان اینکه برخی از افراد به دلیل نوسانات بازار دچار ضرر و زیان شده اند، گفت: مقرر شده است که دولت و بانک مرکزی با این افراد برای تسویه معوقات بانکی تعامل و همکاری داشته باشند ولی آنهایی که تخلف کرده اند و به عمد بدهی های خود را پرداخت نکرده اند مجرمند و با آنها برخورد قضائی می شود.

سخنگوی قوه قضائیه در مورد نامه اخیر رئیس مجلس به رئیس قوه قضائیه مبنی بر تخلف در نحوه جذب داوطلبان برای دانشگاه تربیت معلم گفت: در مورد این نامه اطلاعی ندارم.

محسنی اژه ای در مورد پرونده فرزند آقای هادوی (اولین دادستان انقلاب تهران) گفت: پرونده ایشان مورد امنیتی دارد و همچنان در مرحله تحقیقات در دادسرا است.

احضار رسمی مهدی هاشمی

وی در پاسخ به پرسش اینکه چرا رسما مهدی هاشمی برای پاسخ به اتهامات خود به دادگاه احضار نمی شود گفت: احضار مهدی هاشمی رسما انجام شده است.

قطع ید در ملاء عام منوط به حکم قاضی است

سخنگوی قوه قضائیه در مورد اجرای حدود قطع ید در مورد سارقان در مشهد و یزد اظهار داشت: اجرای حدود الهی در مورد سرقت شرایط خاصی دارد که باید دادگاه بدوی و تجدید نظر به این نتیجه برسند که حکم حدود اجرا شود اما اینکه اجرای حدود قطع ید، سنگسار یا اعدام در ملاء عام انجام شود بستگی به متن حکم و نظر قاضی دارد.

محسنی اژه ای در مورد توقیفهای مکرر خودروها توسط پلیس راهنمایی و رانندگی گفت: اگر خودرویی به عنوان ابزار جرم  استفاده شود مانند حمل مواد مخدر، آدم ربایی، تصادف منجر به ضرر و زیان یا فوت توسط پلیس توقیف شده و با حکم دادستان رفع توقیف می شود اما در مورد خودروهایی که به عنوان مثال با بلندگوهایی با صدای بلند و یا تجهیزات ویژه ای موجب آزار و اذیت مردم می شوند پلیس می تواند آن را توقیف کرده و پرونده آنها را به دادسرا ارجاع دهد.

بازداشت وکیل متهمان آلمانی به دلیل ارتباط با جریانهای ضد انقلاب

وی در مورد آخرین وضعیت پرونده دو تبعه آلمانی که به اسم خبرنگار در تبریز دستگیر شده اند گفت: هر دو متهم همچنان بازداشت بوده و سفیر آلمان طی ملاقات با دو متهم آلمانی از نحوه تحقیقات و مکان بازداشت رضایت داشته است و وکیل این متهمان به علت داشتن سه شناسنامه و هویتهای مختلف و همچنین جعل اسناد و ارتباط با جریانهای ضد انقلاب در خارج از کشور بازداشت شده است.

رفع توقیف حزب اعتماد ملی کذب است

سخنگوی قوه قضائیه در پاسخ به این پرسش که آیا حزب اعتماد ملی رفع توقیف شده است گفت: بر اساس اطلاعاتی که من دارم صاحب ملک دفتر حزب اعتماد ملی اگر دادخواستی مبنی بر استرداد ملک خود داشته باشد می تواند ارائه کند که با حکم قاضی این ملک رفع پلمپ می شود ولی رفع پلمپ دفتر حزب اعتماد ملی به منزله رفع توقیف این حزب نیست.

مرتضوی هنوز تبرئه نشده است

محسنی اژه ای در مورد آخرین وضعیت پرونده سعید مرتضوی به عنوان متهم حوادث کهریزک گفت: پرونده آقای مرتضوی همچنان در مرحله رسیدگی مقدماتی قرار دارد ولی هنوز قرار مجرمیت برای وی صادر نشده است اما وی هنوز هم تبرئه نشده است


 
 

مهدی هاشمی برای بازگشت به ایران آماده می شود
مهدی هاشمی برای بازگشت به ایران آماده می شود

مهدی هاشمی قصد دارد به ایران بازگردد و درحال حاضر به دنبال تدارک سفر به کشور است.

مهدی هاشمی برای بازگشت به ایران تصمیم خود را گرفته است و این مساله را نیز به اطلاع خانواده خود رسانده است.

به گفته این منبع آگاه وی برای بازگشت به ایران با آیت الله هاشمی نیز مشورت کرده است و وی نیز توصیه کرده است که او هر چه زودتر برگردد.

گفته می شود تحلیل مهدی هاشمی برای بازگشت به ایران این است که نظام و نهادهای امنیتی و قضائی مدارک لازم را برای دستگیری و محاکمه قضائی وی ندارند.

در همین راستا گفته می شود، برخی از داخل کشور به مهدی هاشمی اطلاع دادند که نظام اطلاعات و مدارک کافی علیه تو ندارد و بهتر است هر چه زودتر به کشور بازگردی



 

بالاترین به التماس افتاده


13آبان که نشد ، دفعه بعد!

توهمات رو بگذارید کنار ، 13آبان از ترس بیرون نرفتیم حالا 16 آذر بیائیم!خودمون را گول نزنیم !

به گزارش افشا نیوز ظاهرا گزارش یکی خبرنگاران سایت های سبز از ۱۳ آبان در مورد به میدان نیامدن سبز ها که در رسانه های مختلف منعکس شده و در بالاترین هم به عنوان یک روز بد از آن یاد شده بود برای اقلیتی که در فضای مجازی جولان می دهند و ادای هواداران را در می آورند بقدری  ناگوار وتلخ بوده است که برای جبران این افتضاح ورفع ورجوع آبروروزی ۱۳ آبان مجبور شده اند با توجیهات مضحک به نحوی خودرا تسکین بدهند .
مطالبی که در پی می آید اظهارت این ورشکستگان خیابانی است :
• واقع بین باشیم، زمان نداشتیم یکشبه نمیشود تجمع کرد؛ دفعه بعد جبران می کنیم
• تنها راه ما اطلاع رسانی است ، روی این موضوع کارکنید
• تجربه یکسال و نیم گذشته میگه هیچ تجمعی یک شبه اتفاق نیفتاده. بیائید منطقی باشیم و بجای رویایی فکر کردن نسبت به ۱۳ آبان به ۱۶ آذر و عاشورا منطقی فکر کنیم.
• نباید فراموش کنیم عاشورای پارسال حکومت ضرر زیادی دید به همین دلیل امسال ۱۶ آذر و عاشورا مسلماً با آرایش چند هزار نفری روبرو خواهیم بود، در این صورت تنها عامل پیروزی ما اطلاع رسانی است.
• اگه واقعاً سبز هستی و از این وضع ناراضی هستیم۱۳ آبان را فراموش کن  از همین امروز برای ۱۶ آذر اطلاع رسانی کن.
• توهمات رو بگذارید کنار ، ۱۳ آبان از ترس بیرون نرفتیم حالا ۱۶ آذر  بیائیم  !خیلی حال داری بابا .
• خانواده را چیکار کنیم ، از بس میگند نری بیرون .
• آقایان خودمون را گول نزنیم ، همدیگه رو هم تشویق نکنید ، ما که می دونیم هیشکی نمی ره .
• من ۱۳ آبان می خواستم برم بیرون ، راستش قرار داشتم نتونستم برم .
• برادرم از طرف مدرسه رفته بود ، می گفت امسال از هرسال شلوغ تر بوده
• اگه واقعا راست باشه که هیچ ماموری تو خیابونها نبوده ، این یعنی رژیم فاتحه سبز ها را خوانده است ، بنظرم ادامه دان خرییته .
• گوش کنید ، راستی چرا آقایان که ادعا داشتند نیومدند ، لابد می گید در حبس خانگی بودن ، اگه اینطوره چطور کروبی به دیدن موسوی رفته وموسوی هم با ماشین خودش آنها را به منزلش برده ، بچه ها بنظر شما بودار نیست .
• اینقدر ۱۶ آذر و .... نگید ، مگه برای ۱۳ آبان کم تبلیغ کردیم ، وجدانن یه سرچ بکنید ببیند چه حجم تبلیغی شده بود ، اطلاع رسانی و این حرفا هم کشکه و داریم خودمونو گول می زنیم .
• من قسم خوردم به این سبز ها کمک نکنم ، بی معرفتا دوست دخترم را از چنگم در آوردن .
• حالا تا ۱۶ آذر خیلی مونده ، بزارید ببینیم خودشون تکونی می خورن یا نه ، باورم نمیشه آقایون برنامه ای داشته باشند
• من می آم اما فقط مسالمت آمیز .
• همه رو گفتیم ولی اینها نمی تونه آبروریزی ۱۳ آبان باشه
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم آبان 1389ساعت   توسط   | 

دفاع شیرین عبادی از صدام و اوباما

دفاع شیرین عبادی از صدام و اوباما
شیرین عبادی باز هم در سخن پراکنی های خود اینبار به دفاع از سیاست های اوباما پرداخت و البته از بین بردن صدام حسین، دشمن قسم خورده ایران را نیز توسط دولت بوش محکوم نمود.

شیرین عبادی در گفتگو با پایگاه خبری "ثینک پراگرس" اظهار داشت:سیاست های اوباما و دموکرات هادر خاورمیانه درست می باشد .
بنابر این گزارش،عبادی که ظاهرا حامی دموکرات ها می باشد،اظهار داشت: سیاست های بوش اشتباه بود و موجب محبوب تر شدن دولت احمدی نژاد و ایران در منطقه شد.
عبادی در دفاع از صدام حسین گفت:وی دشمن ایران بود اما حذف وی توسط آمریکا نادرست بود و باعث شد تا ایران در منطقه نفوذ خود را افزایش داد.
عبادی راجع به کمک هایی که آمریکا می تواند برای جریان سبز(فتنه) انجام دهد گفت:دولت آمریکا باید صدای حمایت از ما را با حربه حقوق بشر بیان نماید.
عبادی در خاتمه این گفتگو در حالی که خود را از همراهان سبزها می نامد و بدان افتخار می کند عنوان داشت که در جریان نا آرامی های سال گذشته از تلویزیون منزلش(!) در اسپانیا ماجرا را دنبال می کرده است. وی به خاطر حیای ذاتی اش(!) عنوان نکرد که فرار را برقرار ترجیح داده است.


 

خودنويس صداي سبزي ها را هم درآورد!

سايت وطن فروش خودنويس صداي سبزيها را هم درآورد. يك كاربر سايت بالاترين با نام كاربري

در اين نوشته، نويسنده با كنايه به كامنت ها و مديريت آن توسط گردانندگان خودنويس اعتراض كرده است. متن كامل در زير آمده است:

خود نویسی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی!  (by omid_farda)

هنوز به درستی مشخص نیست اول بار چه کسی خودنویس را اختراع کرد. خودنویس از دو واژه "خود" و "نویس" تشکیل شده است پس هرکسی میتواند خودنویس باشد و یا خودنویسی کند، اما شوربختانه هرکسی نمی تواند صاحب خودنویس باشد! خودنویس میتواند در آن واحد تنها متعلق به یک نفر باشد و هرآنچه خواست با آن بنویسد و بِکشد! اما اشکال کار اینست که آن خودنویس میتواند برای دارنده اش درسر شود. چرا که بعضی وقتها آنچنان جوهر پس میدهد که صاحب آن نیز نمی تواند مشکلات پس از آن را جمع و جور کند. اشکال دیگری که وجود دارد اینست که صاحب آن خودنویس از اینکه دیگران هم مداد و خودکار دارند برمی افروزد و حاضر نیست کسی به غیر از خودش چیزی داشته باشد که بتواند با آن بنویسد و زود شروع به جر زنی میکند! اشکالی دیگر اینست که وقتی با آن خودنویس مینویسد و دیگران میخواهد با خودکار قرمز جلوی غلط هایش ضربدر بزنند، او میخواهد خود نویس را به چشم و چال آنها فرو کند که این هم نوعی دیگر از جر زنی محسوب میشود. پس نوشتن املاها و انشاهای مملو از غلط، یکی دیگر از عیوب داشتن خودنویس است. بدبختی به اینجا ختم نمی شود بخاطر اینکه صاحب آن خودنویس میخواهد املاهای غلط را به دیگران نیز تحمیل کند! اما باز هم این امر به اینجا ختم نمی شود چون در قرون اخیر کاربردهای از خودنویس گسترده شده است. قبلا ابوعطا خواندنی بود اما جدیدا نوشتی نیز شده، آنهم با خودنویس! برای مثال میتوانید با خودنویس خودتان با خودتان کامنت بازی کنید! خودتان جواب دهید و خودتان کامنت بگذارید و خودتان نیز به کامنت های مخالف منفی دهید! مضاف بر اینها بازهم ماجرا به اینجا ختم نمی شود!



 
 

فيلترشكنی که براي اغتشاشگران طراحی شد
دو استاد دانشگاه چيني طي مقاله‌اي در فصلنامه ارتباطات بين‌المللي نوشتند كه نيروي دريايي ارتش آمريكا سال گذشته نرم افزار "تور " را براي مقابله با سايت‌هاي مسدود شده توييتر، يوتيوب و فيس بوك در ايران و كمك به اغتشاشگران طراحي كرد.

فصلنامه ارتباطات بين‌المللي در تازه ترين شماره خود در مقاله‌اي به قلم "لي ژيگوانگ " (Li Xiguang) و "وانگ جينگ " (Wang Jing) به بررسي نقش رسانه‌هاي اجتماعي در ديپلماسي عمومي پرداخته كه مسائل ايران و نا آرامي‌هاي پس از انتخابات نيز بخشي از اين مقاله را به خود اختصاص داده است.

اين مقاله مي‌افزايد: در دوران ناآرامي‌هاي ايران، تكنولوژي پروكسي‌هاي بي‌نام به يكي از مهمترين ابزار گروه‌هاي مخالف تبديل شد. از آنجايي كه بسياري مردم مي‌پنداشتند تكنولوژي اينترنتي، شهروندان كشورهاي غيردموكراتيك را قادر به كسب حقوق‌ بيشتري خواهد كرد، به همين سبب بي‌نام و نشان بودن فضاي اينترنتي نقش مهمي در تسهيل هماهنگ‌سازي آنلاين اعتراضات ايفاء نمود.

در ادامه اين مقاله آمده است: در زمان ناآرامي‌ها، حاميان معترضان سريعاً تكنولوژي سرورهاي پروكسي را در اختيار معترضان قرار دادند تا بتوانند سانسور اينترنتي را دور بزنند. اين سرورها نه تنها به معترضان اجازه مي‌دادند گزارش‌ها و تصاوير خود را آپلود كنند، بلكه بدان‌ها اجازه دسترسي به وب‌سايت‌هايي را مي‌دادند كه توسط دولت مسدود شده بودند.

اين دو كارشناس در ادامه اين مقاله مي افزايند: در زمان ناآرامي‌هاي ايران، سرويس‌هاي پروكسي معترضان را قادر ساختند تا اطلاعات را جمع‌آوري كنند، گزارش‌ لحظه به لحظه ناآرامي‌ها را منتشر كنند، اعتراضات را سازماندهي كنند و برنامه عمليات‌هاي احتمالي را اجراء نمايند. براي مثال، وب‌سايت گوگل نقشه‌هايي در مورد تهران منتشر مي‌كرد كه در آنها مكان معترضان، نيروهاي امنيتي، ايستگاه‌هاي بازرسي، هلي كوپترها و غيره مشخص شده بود.

اين مقاله مي‌افزايد: دولت ايران به منظور مقابله با ناآرامي‌ها شمار زيادي از وب‌سايت‌هاي غربي را مسدود كرده بود، از اين رو بسياري از كشورهاي غربي به ارائه امكانات پروكسي مستقر در خارج از مرزهاي ايران مي‌پرداختند.

اين مقاله با اعلام اينكه "نرم‌افزار "تور " (Tor) كاربران را قادر مي‌سازد كه در اينترنت بدون فاش شدن هويت‌شان با يكديگر ارتباطات برقرار كنند "، يادآور شده است: اين نرم‌افزار در آزمايشگاه تحقيقاتي نيروي دريايي ارتش آمريكا طراحي شده است، در سال قبل، تور يك تكنولوژي نظامي به حساب مي‌آمد كه براي جمع‌‌آوري اطلاعات بكار مي‌رفت اما هم‌اكنون وارد جعبه ابزار كامپيوترهاي غير نظامي نيز مي‌شود و آنها را قادر مي‌سازد كه به وب‌سايت‌هاي مسدود شده به مانند توييتر، يوتيوب و فيس‌بوك در ايران دسترسي يابند.

اين مقاله افزوده است: از زمان انتخابات ايران به اين طرف استفاده از نرم‌افزار "تور " در ايران شش برابر شده است، نرم‌افزار تور معترضان را قادر ساخت كه به وب‌سايت‌هاي مسدود شده، بالاخص شبكه‌هاي اجتماعي دسترسي داشته باشند و به آنها كمك كرد تا با يكديگر و همچنين جهان خارج در ارتباط باشند.

در ادامه اين مقاله آمده است: ضريب نفوذ اينترنت در ايران 35 تا 40 درصد است، آخرين حربه براي مسدود كردن دسترسي بدين وب‌سايت‌ها به تعطيلي كشاندن تمام سيستم اينترنتي است.
سايت‌هاي مسدود شده توييتر و فيس بوك در حوادث پس از انتخابات نقش مهمي در ايجاد اغتشاش در ايران داشتند و دولت جمهوري اسلامي ايران به منظور مقابله با اين حربه فرهنگي، دسترسي به اين سايت‌ها را مسدود كرد.
متن كامل اين مقاله در روزهاي آتي توسط گروه ديپلماسي عمومي خبرگزاري فارس منتشر خواهد شد.



 

بیات و پدر خوانده قتل های زنجیره ای در تور گنابادی ها!


بیات و پدر خوانده قتل های زنجیره ای در تور گنابادی ها!

2 تن از حامیان فتنه گران به تاسی از مهدی کروبی به حمایت از فرقه دراویش گنابادی پرداختند.

2 تن از حامیان فتنه گران به تاسی از مهدی کروبی به حمایت از فرقه گنابادی های پرداختند.
 اسداله بیات زنجانی، سیدعلی دستغیب‌شیرازی با امضاء نامه ای که گویا از سوی اعضای این فرقه در اختیار آنان قرار گرفته ،ضمن حمایت صریح از فرقه گنابادی ها و نظام رامتهم به هتک حقوق آنان کرده اند!
گفتنی است این حمایت از سوی این دو فرد در حالی صورت می گیرد که این فرقه کمک های مالی به جریان فتنه را در دستور کارداشته و اخیرا نیز فعالیت های خود را به طور مشکوکی افزایش داده است.  سرکرده فرقه دراویش گنابادی اخیرا به شدت فعالیتهای محفلی خود را افزایش داده است.
شایان ذکر است است نورعلی تابنده سرکرده این فرقه که در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته در ازای دریافت مبلغی از کروبی از و ی حمایت کرده بود در دیدارهایی که پیش ازاین با برخی از گروههای اپوزیسیون از جمله نهضت آزادی داشت قول هرگونه حمایت مالی و همکاری با فرقه سبز را داده بود. در ایام اغتشاشات پس از انتخابات88 نیز بسیاری از چهره های وابسته به این فرقه و فرقه های دیگر دراویش در کف خیابانها حضور داشتند و بنا به دستور تشکیلاتی فرقه به فتنه افکنی و حمایت از برخی کاندیداهای خاص همراه با اغتشاش گری مشغول بودند.
برای مثال فرزند یکی از دراویش فرقه "علویه قادریه" که از اراذل اوباش منطقه لویزان می باشد بنا به دستور تشکیلاتی پدرش که معروف به (منصور.غ) می باشد ضمن حضور در خیابانها و عربده کشی ضمن توهین به مقامات نظام مسئولیت هدایت برخی از اراذل منطقه در ایام اغتشاشات 88را بعهده داشت.
ذکر این نکته ضروری است که با مرگ محبوبعلیشاه قطب قبلی فرقه وروی کار آمدن مشکوک نورعلی تابنده قطب فعلی ماهیت این فرقه از یک تشکیلات به اصطلاح مذهبی به یک شاخه سیاسی از یک جریان خاص تغییر پیدا کرد.نورعلی تابنده که عضو رسمی واز سران جبهه ملی (مرتد) میباشد با رسیدن به قطبیت ابزار بسیار خوبی برای مخالفت با جمهوری اسلامی پیدا کرد.


 

جدیدترین پروژه "لژ لندن" برای اصلاح طلبان


جدیدترین پروژه "لژ لندن" برای اصلاح طلبان

طرح های پیشین هدایت کنندگان لندن نشین برای روز 22 بهمن تحت عنوان اسب تروا با افتضاح چشمگیری روبرو شده بود!

سایت ضد انقلابی جرس در مطلبی پیشنهاداتی را برای ادامه فعالیت های فتنه گران را اعلام و پاره ای از برنامه های از پیش تعیین شده جریان فتنه برای اتفاقات سال 88 را به سطح آورد.
این سایت در مطلبی تحت عنوان«جنبش سبز و راهبردهای آینده» برنامه ریزی برای نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی را مورد تاکید قرار داده و خواستار طراحی یک راهبرد برای این انتخابات شده است.
این سایت با اشاره به برنامه ریزی اصلاح طلبان برای شروع زود هنگام فعالیت انتخاباتی برای انتخابات دهم ریاست جمهوری ضمن تصریح بر برنامه ریزی برای تحت فشار قراردادن حاکمیت در آن ایام نوشته است:لازم است از همین حالا رهبران جنبش راهبرد خود را برای انتخابات مجلس سال آینده به اطلاع همه برسانند. روش دیگر این است که منتظر شد و در زمانی کوتاه قبل از انتخابات اعلام موضع کرد مثلا انتخابات را تحریم کرد یا شرایطی تعیین نمود. اما به اعتقاد من به نفع مردم است که زمان کافی برای پروراندن شیوه رفتاری با انتخابات آتی وجود داشته باشد و هر چه این زمان کمتر شود به نفع حاکمیت خواهد بود. شاید شروع زود هنگام رقابت های انتخاباتی دهم ریاست جمهوری بود که پایه گذار جنبش سبز شد.
این سایت ضد انقلابی که توسط  عطاء الله مهاجرانی وزیر ارشاد دولت اصلاحات هدایت می شود در ادامه بر تلاش برای سلب مشروعیت از نظام جمهوری اسلامی تاکید کرده و بوضوح تمایلات دیرینه خود را برای مقابله با نظام بروز داده است.
ازسوی دیگر پیشنهاد و تاکید این سایت ضد انقلابی بر ایجاد اعتراضات و افزایش دادن دامنه آن ،بیش از گذشته ازبرهمکاری این حلقه بیرونی فرقه سبز با غرب برای همکاری جهت ایجاد نارضایتی ها در آستانه طرح هفدمند کردن یارانه ها پرده برمی دارد.
گفتنی است این پیشنهادات در حالی از سوی این سایت مطرح می شود که طرح های پیشین هدایت کنندگان آن برای روز 22 بهمن سال 88 تحت عنوان اسب تروا با افتضاح چشمگیری روبرو شده بود. 

 

کوچک زاده: مطهری صاحب بصیرت نیست / می خواهد گنده شود
کوچک زاده: مطهری صاحب بصیرت نیست / می خواهد گنده شود

 کوچک زاده پس از گذشت سه هفته از جمع آوری امضا برای پرسش از احمدی نژاد در مجلس شورای اسلامی، طرح سوال از رییس دولت را درست ندانست و گفت: «علی مطهری این كار را برای بزرگنمایی انجام می دهد.»

مهدی کوچک زاده در خصوص «پیگیری طرح سوال از رییس جمهور توسط علی مطهری» ابراز عقیده کرد: «متاسفانه علی مطهری صاحب بصیرت نیست و متوجه نیست كه با این اقدامش چه پیامدهای منفی را ایجاد می كند. علی مطهری با عدم توجه نمایندگان پاسخش را گرفته است.»

وی با اشاره به اینکه نمایندگان مجلس به رغم تلاش های علی مطهری برای طرح سوال از رییس جمهور با وی همراه نشدند، اظهار کرد: «علی مطهری پاسخش را از نمایندگان گرفت.»

نماینده تهران گفت: «در این مدت شاهد بودیم كه علی مطهری تلاش های بسیاری كرد. ولی موفق نشد به نیت خود برسد و نمایندگان به هیچ عنوان به وی توجه نكردند.»



 

محتشمی پور: کروبی را نظام تحریک می کند!
محتشمی پور: کروبی را نظام تحریک می کند!

محتشمی پور: کروبی را نظام تحریک می کند!


محتشمی پور اخیرا در جلسه ای گفته است که کروبی را نظام تحریک می کند تا با کارهایش به بدنه جریان اصلاحات ضربه بزند.

محتشمی پور اخیرا در جلسه ای با برخی از نزدیکان خود گفته است که کارهای کروبی منطق و حساب و کتاب سیاسی ندارد.

به گفته این منبع آگاه محتشمی پور گفته است که کروبی در مجلس و حزب هم که بود از این کارها می کرد و مدتها هزینه آنرا ما می دادیم.

وی با اشاره به نامه نگاری های کروبی به برخی سران نظام گفته است: این نامه نگاریها کار ما را بدتر خراب می کند.جریان اصلاحات را دچار تنگنا می سازد.این کارهای او هیچ کدام حساب و کتاب ندارد.



 
 

تذکر ماموران فرودگاه جده به حجاب بازیگران زن ایرانی
تذکر ماموران فرودگاه جده به حجاب بازیگران زن ایرانی

برخی از هنرمندانی که برای انجام فریضه حج به تازگی به مکه مکرمه عزیمت کرده‌اند، در بدو ورود به فرودگاه جده برای رعایت حجاب اسلامی از ماموران سعودی تذکر گرفتند.


محرم زینال زاده، مرتضی رزاق کریمی کارگردان، حمید گلی و محمد مسلمی از برنامه سازان تلویزیون و بازیگران برنامه "فتیله"، علیرضا سجاد پور مدیر نظارت و حسن نجاریان، زیبا بروفه، سعید راد، علیرضا خمسه، مهرانه مهین ترابی و مهدی سلوکی و... از جمله هنرمندانی هستند که برای انجام حج تمتع به شهر مقدس مکه عزیمت کرده‌اند. گفته می شود برخی از هنرمندان زن این گروه برای رعایت پوشش کامل حجاب اسلامی تذکر گرفته اند.

عربستان سعودی قوانین بسیار سخت گیرنه ای را برای رعایت پوشش حجاب اعمال می کند، به گونه‌ای که در این کشور همه زنان حجاب اسلامی را کاملا رعایت می کنند.

هنرمندان مورد اشاره جایگزین بخشی از زایرانی شده اند که به دلایل مختلف از جمله حمل مواد مخدر، بیماری و ممنوع الخروج بودن از اعزام به عربستان سعودی باز مانده اند.



 
 

لرزه بر اندام منافقین بخاطر اعترافات مهدیه گلرو

گروهی که نظام جمهوری اسلامی را فاقد دموکراسی و ناقض حقوق بشر می داند، در حالی که خود در هیچ یک از ارکان خود دمکراتیک نبوده و بیش از 20 سال است که یک رئیس جمهور انتصابی دارند و در باره نقض حقوق بشر هم همچون جوامع بدوی هیچ حدی از آزادی را برای اعضای خود نمیشناسند و حتی این ستم را به حدی رسانده که حق ازدواج را از اعضا گرفته با این استدلال که در شرایط جنگی به سر می بریم

 

 

نهضت سبز نبوی :مهدیه گلرو یکی از نادمین سازمان منافقین با افشاگری های خود پرده از این سازمان پوشالی برداشت و با ارسال نامه ای به نهضت سبز نبوی صحت گفته های خود را تائیید نمود .

من مهدیه گلرو در کمال صحت جسم و جان و با آگاهی کامل ناگفته هایی از واقعیتی را برای دوستانم به ویژه دانشجویان باز گو می کنم.باشد که چون از دل بر آمده است بر دل نشیند و به آنها کمک کرده تا واقعیت را با چشمان گشوده تر جستجو کنند.

 

قبل از انقلاب شکوهمند و مردمی 57 در زمان دیکتاتوری گروه ها و سازمان های مختلفی با ذهنیت ها و افکار متفاوت و حتی متضاد در صدد بر اندازی استبداد بودند ، اما نهایت همه تلاشها با بازگشت امام خمینی از تبعید به نتیجه رسید.از همان روز های اول پیروزی انقلاب گروههایی که سالها به خاطر داشتن هدف مشترک ، اختلاف ها را کنار گذاشته بودند بر سر میراث با ارزش انقلاب به ستیز با هم برخواستند.که غالب این گروهها اعتقادات مذهبی کمرنگی داشتند همچون لیبرال هاو چپ ها و یا تلفیق همه اینها در مجاهدین خلق.

در این بین گروهی دست به سلاح شد ه و اقدام به مقابله با انقلاب نوپای تازه  پیروز شده نمود ،سازمان مجاهدین خلق بود که از سال 60 از هیچ تلاشی برای از پای در آوردن انقلاب مردم ایران فرو گذار نکرد.آنها اسلحه هایی را که روزی گارد شاهنشاهی و ارتش پهلوی بر روی مردم بی گناه می کشید را سرمایه خود کرد و از آن ها در برابر مردم بی دفاع استفاده نمودند.

و چه تعداد از مردم عادی و توده بیگناه مردم و چه تعداد از نیروهای کیفی را که خدوم مردم بودند را ترور کرده و نعمت حضور کسانی همچون بهشتی ، باهنر، رجایی و... را از انقلاب گرفتند.

و این در حالیست که رهبر این گروه تروریستی با سپر کردن جان جوانان ایرانی ،خود به مکانی امن فرار کرده و در شرایط باز داشت و اعدام هواداران سازمان، خود در کنار صدام حسین که قاتل اصلی هزاران شهید است بر میز مذاکره مینشیند و دست در دست وی عکس  ها میگیرد.در حالی که در کنار گوشش به دستور دوست گرمابه و گلستانش جوانان رشید ایرانی برای دفاع از میهن و انقلاب به خاک و خون کشیده می شوند. و او که داعیه مجاهدت در راه خلق ایران را داشت خود مسئول قتل عام بسیاری از خلق ایران شد

اما قصد فدا نمودن جوانان برای قدرت و مقام به همان سالها منتهی نشد.و در طی بیست و چند سال گذشته این گروهک با استفاده از نا آگاهی و عدم شناخت کافی جوانان از خود و ایدئولوژی منحوسش بسیاری را به عراق و شهرک اشرف کشانده که نه راه پس دارند نه راه پیش.

پادگانی نظامی که با ویترینی زیبا نسل سوم انقلاب که آگاهی کمتری نسبت به وقایع دارند را به کام خود کشید .گروهی که داعیه دار مبارزه با امپریالیسم است در طی سالهای گذشته نهانی و در طی 6 سال اخیر آشکار برای به هم زدن نظم و امنیت ایران دست در دست نماد امپریالیسم یعنی آمریکا گذاشته و از هیچ همکاری و یاری برای این هدف دریغ ننموده است.

گروهی که نظام جمهوری اسلامی را فاقد دموکراسی و ناقض حقوق بشر می داند، در حالی که خود در هیچ یک از ارکان خود دمکراتیک نبوده و بیش از 20 سال است که یک رئیس جمهور انتصابی دارند و در باره نقض حقوق بشر هم همچون جوامع بدوی هیچ حدی از آزادی را برای اعضای خود نمیشناسند و حتی این ستم را به حدی رسانده که حق ازدواج را از اعضا گرفته با این استدلال که در شرایط جنگی به سر می بریم ، چه شرایطی و چه جنگی در حالی که در اردوگاهی همچون کبک سر در برف کرده اید و حتی حق مادر شدن را از زنان عضو این گروهک صلب نمودهاید.هر فردی که به اشرف مهاجرت میکند دیگر اجازه تماس و کوچکترین ارتباطی با خانواده خود را ندارد .در حالی که این گروه خود را مسلمان دانسته و ارتباط با خویشان و خانواده از ارکان اسلام می باشد.حال بگذریم از ماجرای عجیب طلاق مریم رجوی و همسرش و ازدواج یک شبه وی با مسعود رجوی که خود انکار قواعدی از شرع است.

اما نکته مهم عدم باور قلبی اعضای این گروهک به مرام و ایدئولوژی خود است که این روز ها برای دانشجویان و جوانان ایرانی دردسر بزرگ شده، افرادی که چون نیک می دانند و آگاهند که تفکر منحط سازمان هیج برشی و مقبولیتی بین نسل جوان و فعال نداشته و به همین دلیل خود را در پوشش فعالین حقوق بشر ، مدافعان دموکراسی ، طرفداران برابری و حقوق زنان و افرادی نگران حال واوضاع دانشجویان محروم از تحصیل و ستاره دار معرفی میکنند و با فعالین این زمینه ها مرتبط می شوند.بدون اینکه خود را معرفی کرده و منش و مرام خود را باز گو یند.

از طریق این ارتباطات از نسل جوان سوء استفاده کرده واطلاعاتی از هر یک از این گروهها را جمع آوری می کنند .من خود یکی از این افراد هستم که پس از مدتها فعالیت و گمان اینکه گروه های مختلف را خوب می شناسم در دام تعدادی از این منافقین افتادم که به حد معنای این کلمه برای این افراد بهترین اسم و صفت است که با دورویی در بین دانشجویان جا باز می کنند تا از طریق خودمان تیشه به ریشه مان بزنند.

در حالی که قطعا خوب می دانند که خود را معرفی کنند و از سابقه و علایق خود بگویند هیچ یک از ما حاضر نخواهیم شد هیچ گونه همکاری با آنها نماییم و باز هم نیک میدانند که بازداشت هر جوان ایرانی با اتهام ارتباط با گروهک منافقین برای آنها افتخاری است که تعداد هواداران و اعضای خود را بیشتر تخمین می زنند و سر بر افراشته در مجامع بین المللی زندانیان بی شماری را که نداشته به کام آنها عمل کرده اند را می شمارند.

کسانی که ممکن است ماهها نتوانند ادعایی خود  مبنی بر عدم آگاهی از ارتباط با اعضای منافقین را به اثبات رسانده و به خاطر عده ای قدرت طلب و وطن فروش بهترین سالهای جوانی را در اوین بگذرانند.

گروهی برای نشان دادن خود و اعلام وجود در منافع ملی نیز دست برده و برای نزدیک کردن خود به دول آمریکایی و اروپایی سالهاست حق مسلم مردم ایران را در داشتن انرژی هسته ای که حق همه کشورهای جهان است را به تعویق می اندازند.

من در شرایطی که روزهاست به اشتباه خود فکر می کنم و در حا لی که از خدا سپاسگزارم که به من کمک کرد تا زمانی برای فکر کردن بیابم و بیش از این هیزم بر اتش دشمنان انقلاب و اسلام و ایران نریزم و مرا یاری کرد تا قلم برداشته و اشتباهات خود را بر کاغذ آورم.

بسیار به این جمله از بزرگان اندیشیده ام که یک ساعت فکر کردن بهتر از 70 سال عبادت است.من فرصت و توانایی این عمل را بیرون از سلول و زندان نداشتم . اما از همه دوستان و یاران دبستانی ام عاجزانه خواهشمندم ساعتی با خود خلوت کرده و به اهداف خود در زندگی بیندیشید امیدوارم در مجموعه اهداف آنها چیزی جز  خیر انقلاب شکوهمند ایران و سر افرازی وطنمان نباشد.

من ندانسته شماره بسیاری از نزدیکان و دوستان و همکلاسان خود را به اعضای دوروی این گروهک که نفاق بر دلهایشان خانه کرده است دادم.از این اشتباه ابتدا در پیشگاه خدای یکتا و سپس نزد همه دوستانم شرمگینم و خواهشمندم جواب این افراد را نداده که در این شرایط بحرانی و و این بخش از تاریخ سرنوشت ساز ایران اسلامی همه دشمنان پنجه تیز کرده تا بخشی از منافع ملی و داخلی ما را از بین ببرند.

در این موقعیت حساس از همه دانشجویان آگاه تقاضا دارم رابطه خو درا با تمام افراد مدعی حقوق بشر قطع کرده و بار دیگر به منافع طولانی مدت ایران بیندیشند.

این یادداشت نه تنها اعلام برائتی از سازمان مجاهدین خلق ایران است که همانا نام گروهک منافقین بسیار زیبنده آنهاست و البته روی سخنم در این چند خط به گمراهانی است که زیر لوای این نام و گروه فعالند که خود عاقبت خویش را نیک می دانند.بلکه تمام کسانی است که ندانسته و نا آگاهانه در دامی می افتند که با همه انزجار از این گروهک با آنها همکاری می کنند و آب در آسیاب کسانی میریزند ک نه به انقلاب و جمهوری اسلامی و ایران بلکه به انسانیت نیز پشت پا زدند.

مهدیه گلرو


+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم آبان 1389ساعت   توسط   | 

مراسم يوم الله 13 آبان/گزارش تصويري

مراسم يوم الله 13 آبان/گزارش تصويري

مراسم يوم الله 13 آبان/گزارش تصويري

مراسم يوم الله 13 آبان صبح امروز پنج شنبه با حضور دانش آموزان و دانشجويان در مقابل لانه جاسوسي آمريکا در تهران برگزار شد.

 



 

نظرسنجی های واقعی موسوی را بازنده قطعی نشان می داد
یک وب سایت وابسته به فتنه سبز:
نظرسنجی های واقعی موسوی را بازنده قطعی نشان می داد
حسين قاضيان که در انتخابات رياست جمهوری ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ کار "تحليل نظر سنجی ها" را انجام می داده نتيجه ی تحليل های پرسشنامه ای را پیروزی محمود احمدی نژاد در سراسر کشور با اندکی فاصله از مير حسين موسوی ...
یک وب سایت وابسته به سازمان سیا در اثنای تمسخر اکبر گنجی در ماجرای دروغ خواندن ادعای تقلب، ناشیانه پرده از یک اعتراف جالب دیگر برداشت.

به گزارش صراط گویانیوز در این مقاله که به قلم «فرزاد - ش» نوشته شده به نقل از گنجی آمده:
در 5/25/ 1389 در شهر ونکوور در ميزگرد "موانع دموکراسی در ايران" با حسين قاضيان- يکی از مدافعان جدی دموکراسی خواهی- شرکت داشتم. او چند سالی زندان را تجربه کرده است. وی يک جامعه شناس و متخصص نظر سنجی است. تجربه ی موفق نظرسنجی انتخابات رياست جمهوری ۱۳۷۶ و ۱۳۸۰ را در کارنامه ی خود دارد. در آن ميزگرد توضيح داد که در انتخابات رياست جمهوری ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ کار "تحليل نظر سنجی ها" را انجام می داده اند. نتيجه ی تحليل های آنها اين بود: در سراسر کشور محمود احمدی نژاد با اندکی فاصله از مير حسين موسوی پيش بوده است ...».

گفتنی است افشاگری جالب دروغ گویان در حالی مطرح شده که با استناد به همین دروغ تاریخی خون دهها شهروند ایرانی در فتنه سال گذشته بر زمین ریخته شد.


 

گنجی به غلط کردن افتاد!
فشار دیکتاتورهای سبز کار خودش را کرد
گنجی به غلط کردن افتاد!
اكبر گنجی در گفت وگو با صداي آمريكا از وقوع «استبدادسبز» در ميان جريان اپوزيسيون خبر داد و تحت فشار اين جريان سركوب اظهارات قبلي خود درباره بي پايه بودن تقلب در انتخابات را كه مستند به اظهارات تاج زاده، عباس عبدي، رمضان زاده، بهزاد نبوي و نظرسنجي تيم حسين قاضيان بود، پس گرفت!
  اكبر گنجی در گفت وگو با صداي آمريكا از وقوع «استبدادسبز» در ميان جريان اپوزيسيون خبر داد و تحت فشار اين جريان سركوب اظهارات قبلي خود درباره بي پايه بودن تقلب در انتخابات را كه مستند به اظهارات تاج زاده، عباس عبدي، رمضان زاده، بهزاد نبوي و نظرسنجي تيم حسين قاضيان بود، پس گرفت!
وي در اين مصاحبه گفت: «رسانه ها و گروه هاي استبداد سبز مي گويند انتقاد نكنيد الان وقتش نيست، رژيم سوءاستفاده مي كند و ميان مخالفان اختلاف مي افتد». وي با تكرار اين مطلب كه «جنبش سبز به معناي داشتن سازمان و رهبري، جنبش محسوب نمي شود» از سخنان مستند قبلي خود عقب نشيني كرده و مدعي شد «من مي گويم موسوي دور اول 20 ميليون رأي نياورده بود و هيچ دليلي براي آن وجود ندارد»! وي در عين حال اين عبارت معنادار را تكرار كرد كه «شرط سبز بودن، باور به پيروزي موسوي يا تقلب در انتخابات نيست»!
انتشار اين مصاحبه تحميلي باعث بازتاب هاي جالبي در ميان رسانه هاي ضدانقلاب شد. بالاترين در مطلبي نوشت: سخنان آقاي گنجي در مصاحبه با صداي آمريكا تصويري را كه از او در ذهن داشتم، تا حدي مغشوش كرد. او چيزهايي گفت كه درست درباره آنها فكر نشده بود و متضاد و آشفته بود. در شرايطي كه به گفته گنجي آرا شمارش نشده و طبعاً آمار درستي هم وجود ندارد چگونه او همزمان آمار 20 ميليون رأي را مطرح مي كند. او همچنين مدام از «جنبش» حرف مي زد و باز مي گفت به معناي كلاسيك، جنبشي وجود ندارد.
بالاترين در مطلب ديگري به انتشار مصاحبه گنجي با صداي آمريكا پرداخت. زير اين مطلب كامنت هاي خواندني زير جلب توجه مي كند: كيهان ماهي خودش رو گرفت آقاي گنجي... اين مردك ديوانه است. يكي ايشون رو از برق بكشد. در اوايل انقلاب اسيدپاشي براي حجاب و شلوارجين. اكنون ميگويند مهدي موعود توهم است. ديروز انتخابات پاك بود، امروز انتخابات تقلب بود. تعادل مغزي نداري اكبرجون... گنجي گفت «تسخير لانه جاسوسي». معلومه هنوزم ملكه ذهنش هست كه اين جوري گاف مي دهد... هنوز هم مي شود روحيه ماله كشي اصلاح طلبانه در وجود آقاي گنجي حس كرد.... اون يه اصلاح طلبه مخصوصاً وقتي از «تسخير لانه جاسوسي» صحبت مي كنه!... ايشون فكر كنم تكليفش با خودش معلوم نيست، يه روز شكنجه گره، فرداش خودش شكنجه ميشه، يه روز مياد خدا رو زير سوال مي بره فردا تو نمازجماعت مي گيرندش، يه روز انتخابات ائل و بئل امروز هم كه فرموده اند تقلب محرز در انتخابات صورت گرفته. يكي نيست بگه رفتي نشستي اونور خوش مي گذروني، حرف جديدي نداشتي تا خودت را سوژه كني؟... چرا هرچي در اين 12 سال ميگي و مي نويسي، به سود سپاه تموم ميشه؟


 

تاكيد بسيج دانش آموزي سپاه محمد رسول الله بر تبعيت كامل از ولايت فقيه
تاكيد بسيج دانش آموزي سپاه محمد رسول الله بر تبعيت كامل از ولايت فقيه

ناحيه مقاومت بسيج دانش آموزي سپاه محمد رسول الله تهران بزرگ با صدور بيانيه‌اي به مناسبت13 آبان بر تبعيت كامل از ولايت فقيه تاكيد كرد.

در متن اين بيانيه آمده است:

تبعيت از ولايت فقيه جريان روشني بخش و وحدت آفرين است كه با دميدن روح بصيرت جامعه ما را زنده نگه مي دارد و فرهنگ اسلام ناب محمدي را در ايران اسلامي محقق خواهد كرد كه بر اين اساس ما همواره بر عهد و پيمان خويش با ولي امر مسلمين، سرزنده، وفادار و استوار باقي خواهيم ماند.

وظيفه ما و همه آزاديخواهان جهان و همه اديان ابراهيمي است كه با سياست اسلام ستيزي و شيوه‌هاي نفرت بار آن مقابله كنيم.

دشمنان قرآن بدانند با اعمال زشت خود از عظمت قرآن مجيد نمي‌كاهند و نه فقط با توهين به مقدسات اسلام نمي‌توانند مانع گسترش جهاني تفكر اسلامي شوند بلكه توحش خود را اثبات مي كنند.

نكوداشت ياد شهيدان كه الگوهاي اصيل و ماندگار عزت و شرف ما هستند، دل هاي ما را روشن و اراده هايمان را براي پيمودن مسير عزت آفرين آنان استوار مي كند.

تكاپوي راه و طريق تعالي جامعه اسلامي و تحقق آرمان هاي انقلاب و امام راحل جز با اراده هاي مستحكم انسان هاي فداكار، هوشيار، عالم و معتقد به سرمنزل مقصود نمي‌رسد بنابراين ما بر فراگيري علوم، ارتقاي معرفت و بصيرت همه فرهنگيان و دانش آموزان امروز و سازندگان فردا تاكيد مي كنيم.

اتحاد عميق و مستحكم آحاد ملت ايران و انسجام گسترده همه ملت‌هاي مسلمان و مظلوم جهان را براي پيروزي اسلام و خواري استعمارگران به ويژه رژيم صهيونيستي، آمريكاي خيانتكار و انگليس جنايتكار شرط ضروري مي دانيم.

دشمنان براي تضعيف اسلام و ام القراي آن ايران از هيچ حيله، خيانت و خشونتي دريغ نمي كنند و گاه در قالب اقدامات تروريستي و تهاجم به سرزمين هاي اسلامي و مظلوم جهان دست ارعاب و تصرف سرزميني را درسرمي پرورانند و گاه با ايجاد تفرقه و فتنه ميان مسلمانان و ديگر اديان الهي درصدد ايجاد جنگ صليبي ديگري هستند كه ما اين اقدامات را محكوم به شكست و پيروزي نهايي را از آن آزادمردان غيور و مردم جهان مي دانيم.

ناحيه مقاومت بسيج دانش آموزي سپاه محمدرسول الله تهران بزرگ در پايان اين بيانيه بر آمادگي خود براي حضور در همه صحنه ها، تبعيت از مقام معظم رهبرش و جانفشاني و پايداري تا پيروزي در همه عرصه ها تاكيد كرده است.


+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم آبان 1389ساعت   توسط   | 

ملت‌ ما اولين‌ ملتي‌ بود كه‌ ثابت‌ كرد آمريكا هيچ‌ غلطي‌ نمي‌تواند بكند

ملت‌ ما اولين‌ ملتي‌ بود كه‌ ثابت‌ كرد آمريكا هيچ‌ غلطي‌ نمي‌تواند بكند

امام خامنه ای: تا ذهن‌ مردم‌ از شعار مرگ‌ بر آمريکا پر است تسلط دوباره آمريکا بر این کشور ممکن نیست.

روز ملّی مبارزه با استکبار

روز 13 آبان، یادآور حوادث مهمی است که در شکل گیری انقلاب اسلامی و بیرون راندن مظهر استکبار یعنی آمریکا از ایران نقش اساسی داشتند. در روز 13 آبان 1343، مأموران رژیم شاه، حضرت امام خمینی(ره) را در قم دستگیر و به دستور آمریکا، به ترکیه تبعید کردند. در روز 13 آبان 1357، دانش آموزان تهرانی در اعتراض به دخالت های آمریکا در ایران، راه پیمایی کردند، ولی دژخیمان رژیم شاه، به آنان حمله کرد و آنان را به خاک و خون کشید. در روز 13 آبان 1358، دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، لانه ی جاسوسی آمریکا را در تهران تسخیر کردند و جاسوسان آمریکایی را به گروگان گرفتند. بدین ترتیب، مبارزه ی ضد آمریکایی مردم ایران، ابعاد جدیدتری پیدا کرد. بنابراین، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، این روز را به روز «ملّی مبارزه با استکبار» نام گذاری کردند.

همه با هم...

روز 13 آبان، روز دستگیری و تبعید حضرت امام ـ آن نور قبیله ی قبله ـ است. روز کشتار دانش آموزان است. روز تسخیر لانه ی جاسوسی آمریکا به دست دانشجویان ایمان مدار و عدالت پناه است. این مناسبت ها ایجاب می کند که همه باهم به قول آن بزرگ زادِ خورشیدگون، هرچه فریاد داریم بر سر آمریکا بریزیم. بیایید کران تا کران، حیات را از تحرّک و مبارزه و فریاد علیه مستکبران، سرشار سازیم و از هیچ قدرتی جز خداوند باک نداشته باشیم و در برابر هیچ گردن کشی، سر فرود نیاوریم؛ هم چنان که تاکنون این گونه بوده ایم. بیایید برخی سستی ها و رکودها را به حرکت و شور مبّدل سازیم و رخوت و خواب آلودگی برخی افراد را باز شوییم. بیایید دست ها و دلهامان را قوی کنیم و در روز 13 آبان، مردم خداجو و استکبارستیز را به مبارزه با مظهر استکبار بخوانیم. این چنین باد.

حوزه های علمیه و فریاد علیه استکبار

حوزه های علمیه در طول تاریخ همواره در کنار مردم محروم و در برابر قدرت های ستم گر قرار داشته اند. رمز کام یابی نهضت پربار سر سلسله ی بیداردلان؛ حضرت امام خمینی ـ سلام اللّه علیه ـ و محبوب بودن آن رادمرد بزرگ نیز این بود که از یک سو، دشمن مستکبران بود و از سوی دیگر، یاوری همیشه غم خوار برای محرومان و مستضعفان به شمار می آمد. از این رو، حوزه های علمیه به عنوان ادامه دهنده ی خط راستین آن آیت بلند کتاب مقاومت در مبارزه ی ملی با استکبار، نقش مهمی دارند.

دانش آموزان و مبارزه ی ملّی با استکبار

بی گمان، دانش آموزانِ آگاه و رشید ما در مبارزه با استکبار، همواره نقشی فعّال و فراموش ناشدنی ایفا کرده اند. این عزیزان بودند که در13 آبان 1357، به مردم مسلمان ایران، شور و شعور و عشقی دوباره بخشیدند. آنان از آینه ی احساس و شعور مردم انقلابی، غبار بر گرفتند و هویت مسلمانی، خود اتکایی و مبارزه با استکبار را به همگان آموختند. این نوجوانان دانش دوست بودند که با شعارهای توفنده و مشت های گره خورده، پایه های حکومت مزدور پهلوی را سست کردند و لرزه بر اندام زمام داران کاخ سفید انداختند. این جوانان دانش پو بودند که با قیام خویش، به مستضعفان آموختند که برای به دست آوردن حقوق از دست رفته ی خود، باید با ستم گران جهانی بستیزند. اینک، آن رشادت ها و حماسه آفرینی ها، ایجاب می کند که قشر دانش آموز ما، در مبارزه با استکبار، سهم مهمی بر عهده گیرند و هم چون گذشته از پیش گامان این قیام ملّی باشند.

اراده ی الهی و قیام علیه مستکبران

خدای متعال، انسان را با فطرتی ظلم ستیز آفریده است. طبع انسان، عدالت خواه و مخالف تجاوز به حقوق دیگران است. ارسال پیامبران نیز با این هدف صورت گرفته است که به انسان ها کمک کنند تا در مسیر عدالت باقی بمانند و از آن منحرف نشوند. خدای متعال، با صراحت این واقعیت را در قرآن کریم بیان کرده است.

از سوی دیگر، اراده خدای منّان بر آن است که انسان های ضعیف نگاه داشته شده و مظلوم، به پاخیزند، بر طاغیان و مستکبران، بشورند و داد خود را از آن ها بگیرند و حاکمیت را از آنِ خود کنند. حاکمیتی که به عنوان امانتی الهی همواره در خدمت آرمان ها و ارزش های والا و خدایی باشد. امام خمینی(ره) با همین تفکر ژرف و ریشه دار دینی هسته ی مقاومت جهانی اسلام را علیه بیداد و تباهی استعمارگران و مستکبران بنیان نهاد. خمینی کبیر، عظمت های آیین احمدی را در پرتو کرامت های محمدی صلی الله علیه و آله و انوار پاک علوی علیه السلام ، فرا راه بشر این روزگار و همه ی روزگاران آینده قرار داد.

به یادِ مردی که استکبار رااز گستره ی ایران زدود

سلام بر روان پاک روح خدا و سلام بر همه ی روان های خدایی! سلام بر آن که بیداری رابه ما هدیه داد؛ آزادی را برای مان به ارمغان آورد؛ ما رابه وادی استقلال برد و جمهوری اسلامی را به ما، ارزانی بخشید. سلام بر دست های سبزی که بذر محبت خدا را در دل های کوچک فرزندان ما کاشت. سلام همه ی صالحان و سپیدرویان، بر روان بیدارگر روح پاک خدا باد. بزرگ مردی که با موضع گیری آگاهانه و مدبّرانه ی خویش، هر توطئه ای را نقش بر آب می کرد. حکیم دوراندیشی که گره های کور را به سرپنجه ی تدبیر، می گشود. دلاوری که مستکبران، با نفس گرم اش بر خاک افتادند. آری! امام خمینی(ره)، وجدان بیدار قرن و نادره مرد روزگاران بود. قائدی بی نظیر و قائمی بی بدیل بود که با قیامی الهام گرفته از رهنمودهای قائم آل محمد صلی الله علیه و آله ، زنگ ها و زنگارها را از چهره ی دل ها و جان ها باز شست و نور معرفت و بیداری را بر قلب ها تاباند. ستم ها را سربرید، ستم گران را به زوال کشاند، و پلیدی و پلشتی استکبار و استعمار را از گستره ی ایران زدود. اینک در سال روز 13 آبان؛ روز ملّی مبارزه با استکبار جهانی، یاد او را گرامی می داریم و بر روان بیدارگرش درود می فرستیم.

ملت های عدالت خواه و روحیه ی استکبار ستیزی

امروز به برکت انقلاب اسلامی و رهنمودهای پیر بیدارگر زمان؛ حضرت امام خمینی(ره) روحیه ی استکبارستیزی از مرزهای ایران، فراتر رفته و همه ملت های عدالت خواه، حق طلب و آزاده را فرا گرفته است. مبارزه ی خونین مردم شجاع و آزادی خواه فلسطین بر ضد اشغال گران صهیونیست و حامی اصلی آن یعنی آمریکا، همین روحیه را نشان می دهد و از ثمره های انقلاب شکوه مند اسلامی به شمار می رود.

روزی که وحدت کلمه معنا شد

سیزده آبان از جمله روزهای پرفروغی است که در تاریخ ایران زمین، همواره برجسته و سربلند است. سیزده آبان، روزی است که فرزندان ایثارگر و فداکار این مرز و بوم به جهانیان فهماندند که با توکل به قدرت ایمان می توان در برابر هر طاغوتی ـ هرچند خودش را قدرت مند نشان دهد ـ ایستاد. در سیزده آبان ثابت شد که با تکیه بر قدرت آن بزرگوار آفریننده و توانای زنده می توان، استعمار را به خاک مذلت افکند. درسیزدهم آبان این نکته به اثبات رسید که امنیت و آرامش را از حق کشان و ستم کیشان که به مظلومان امنیت و آسایش نمی دهند، می توان باز گرفت. حماسه ی سیزده آبان ثابت کرد که همه ی قدرت های به اصطلاح عظیم شیطانی و طاغوتی، از درون، پوچ و پوشالی است. در سیزده آبان، مردم عدالت خواه و ایمان مدار ما، خویشتن را باور کردند و به چشم خود دیدند آن قدرتی که در ذهن عده ای کج اندیش و کوته فکر، هم چون کوهی استوار است، «کاهی» بیش نیست. در سیزدهم آبان، وحدت کلمه معنا شد؛ تکیه بر محبوب بندگان و خدای خمینی آفرین، تفسیر شد و قدرت رهبری دینی بار دیگر تجربه گشت.

سیزده آبان؛ ستاره ای فروزان

آیا تا به حال از خود پرسیده اید که «سیزده آبان» چه روزی است؟ آیا تا به حال درخشش ستارگان و مهتاب را در پهن دشت گیتی دیده اید؟ آیا تاکنون دیده اید که فروغ نورانی برخی ستارگان، بیش تر است؟ در آسمان تاریخ معاصر ایران زمین نیز، روزهایی چون ستارگان پرتو افشان می درخشند و درس روزهای درخشنده نیز برخی درخشنده ترند. سیزده آبان، این چنین است؛ زیرا در سیزدهم آبان، ملت ما با عشق و ایمان به آرمان خویش، همه ی قدرت های استکباری را به سخره گرفتند و شکوه پوشالی شان را پایمال کردند. در سیزدهم آبان، خدا مردان پاک سرشت، در سالگرد قربانی شدن دانشجویان و تبعید سرسلسله ی بیدار دلان، بر دیو پلیدی و پلشتی، مردانه تاختند و لانه ی فساد را درهم کوبیدند. این است که سیزده آبان در تاریخ این دیار شهیدپرور، برگی زرین را به خود اختصاص داده است و بسان ستاره ای فروزان در آسمان میهن اسلامی می درخشد.

درس های سیزده آبان

سیزدهم آبان به همه ی مستضعفان آموخت که می توانند چپاول گران را به زباله دان تاریخ بسپارند. سیزدهآبان به مسلمانان آموخت که در معبد انسانیت، آزادنه و آگاهانه در برابر والایی های ارجمند مکتب توحید، به نماز بایستند، تنها در برابر «اللّه » به کرنش و سجود بنشینند و جز او، همه را طرد کنند. واقعه ی سیزده آبان به دل های مؤمنان قوت بخشید و غروری مقدس و حماسه آفرین را در آنان زنده کرد. پرتوی تابناک از انوار الهی بر آنان تابانید و درس هایی بزرگ از شهادت و رشادت و دلیری به آنان آموخت. در سیزدهم آبان، مردم سرافراز ایران به همه ی مستضعفان جهان نشان داد که دیوار ستم، شکستنی است

 

لغو جلسه امشب هماهنگی 13 آبان در بنیاد باران


لغو جلسه امشب هماهنگی 13 آبان در بنیاد باران

مجید انصاری و موسوی لاری خواستار لغو جلسه امشب شده اند.

به گزارش خبرنگار «جوان آنلاین» قرار بر این بود که عصر امروز 12 آبان، موسوی و کروبی در بنیاد باران حضور یافته و با سیدمحمد خاتمی درباره روز 13 آبان به رایزنی بپردازند.
در این جلسه که درآستانه 13 آبان روز ملی مبارزه با استکبار جهانی قرار بود برگزار شود حضور یا عدم حضور این افراد در راهپیمایی 13 آبان به بحث گذاشته می شد.
اما شنیده ها حاکی است مجید انصاری و موسوی لاری دو تن از اعضای مجمع روحانیون مبارز و عضو بنیاد باران توصیه کرده اند که این جلسه لغو شود و عنوان کرده اند در صورتی که این جلسه برگزار شود هر اتفاقی روز 13 ابان بیفتد تبعاتش دامان ما را خواهد گرفت.
هرچند میرحسین توسط برخی افراد برای صدور بیانیه درباره 13 آبان تحت فشار گذاشته شده اما تا کنون وی از صدور بیانیه خودداری کرده است.

 

ملت‌ ما اولين‌ ملتي‌ بود كه‌ ثابت‌ كرد آمريكا هيچ‌ غلطي‌ نمي‌تواند بكند




 

راهپیمایی 13 آبان در تهران



 


 

راهپیمایی 13 آبان در تهران


راهپیمایی 13 آبان در تهران



 

13آبان امسال روز فتنه ستیزی


 

مقام معظم رهبري در ديدار دانش‌آموزان: فتنه 88 را جوان‌ها مهار كردند
مقام معظم رهبري در ديدار دانش‌آموزان: فتنه 88 را جوان‌ها مهار كردند

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار پرشور هزاران نفر از دانش آموزان، 13 آبان را نماد طمع ورزی آمریکا، وابستگی رژیم طاغوت، ایستادگی ایمان متکی به بصیرت، پیشقراولی نسل جوان در صحنه، و شجاعت و جسارت نسل جوان انقلابی دانستند و تاکید کردند: امروز ملت ایران، مصمم تر و قوی تر از هر زمان در حال حرکت به سمت اهداف بلند و قله های سعادت است و در صف مقدم این حرکت عظیم، جوانان قرار دارند.

در این دیدار که در آستانه سیزده آبان، روز ملی مبارزه با استکبار جهانی و روز دانش آموز، برگزار شد، حضرت آیت الله خامنه ای، 13 آبان را نمادی بسیار مهم و دارای معانی و حقایق فراوان خواندند و افزودند: یکی از مناسبتهای 13 آبان مربوط به سخنرانی امام خمینی(ره) در سال 1343 در قم و در اعتراض به تصویب قانون ظالمانه مصونیت قضایی اتباع آمریکایی در مجلس آن زمان و سپس دستگیری و تبعید امام(ره) بودکه در واقع امام بزرگوار با فریاد حق طلبانه خود از مصالح، منافع و شرف ملت ایران دفاع کردند.

 

 

حضرت ایت الله خامنه ای

 

ایشان این حادثه را نماد طمع ورزی آمریکا و روح تعدی استکبار نسبت به ملت ها از جمله ملت ایران برشمردند و خاطرنشان کردند: این موضوع همواره باید در حافظه تاریخی ملت ایران به ویژه جوانان باقی بماند که آمریکا هیچگاه به دنبال روابط عادی باکشورها نیست بلکه خواهان روابطی از نوع ارباب- رعیتی و غارت منافع ملتها است و اگر در مقابل او ایستادگی نشود، تا لگد مال کردن شرف یک ملت نیز پیشروی خواهد کرد.

رهبر انقلاب اسلامی با یادآوری سخنان به ظاهر دوستانه روسای جمهور آمریکا در دوره های مختلف، افزودند: اگر چه این سخنان در ظاهر، نرم است اما در باطن، همان پنجه چدنی در زیر دستکش مخملی است.

حضرت آیت الله خامنه ای، ایمان همراه با بصیرت را دومین حقیقت 13 آبان دانستند و تاکید کردند: فریاد امام خمینی(ره) در سال 1343، پاکیزه ترین فریادها و برخاسته از احساس دینی و عرق مسلمانی ، و متکی بر حمایت عمومی مردم بود که نتیجه آن چهارده سال بعد در پیروزی انقلاب اسلامی آشکار شد.

ایشان با اشاره به اقدام مزدوران رژیم طاغوت در کشتار دانش آموزان در 13 آبان 1357 افزودند: با توجه به این واقعه ، 13 آبان نماد حضور نسل جوان در میدان و پیشگامی آن در صحنه است.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به پیشقدمی دانش آموزان در دوران دفاع مقدس ، آن را ناشی از احساس تعهد ، روحیه انقلابی و بصیرت آنان دانستند و خاطر نشان کردند: امروز نیز دانش آموزان از پیشقدم ترین قشرها هستند.

حضرت آیت الله خامنه ای همچنین با یادآوری اقدام شجاعانه جوانان دانشجو در تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در 13 آبان سال 1358 افزودند: این اقدام ، نماد شجاعت و جسارت نسل جوان انقلابی در مقابل هیمنه آمریکاست زیرا تسخیر لانه جاسوسی قدرت آمریکا را که در آن زمان بسیار پر هیمنه بود ، متزلزل کرد و آمریکا را به زانو درآورد.

ایشان معانی و حقایق نهفته در مناسبت های 13 آبان را بزرگ و مهم خواندند و خاطر نشان کردند: با تامل در این حقایق می توان متوجه شد که آن جمعیت محدودی که در 13 آبان سال گذشته در خیابان های تهران بر ضد این مناسبت شعار دادند ، در واقع به دنبال زنده کردن هیمنه آمریکا ، پنهان کردن سلطه طلبی آن و زیر سوال بردن حرکت عظیم ملت ایران در مقابل ظلم بزرگ آمریکا بودند که البته شکست خوردند.

رهبر انقلاب اسلامی با توصیه موکد جوانان به افزایش بصیرت و تامل در وقایع افزودند: به لطف خداوند امروز جوانان در میدان های سیاسی ، اقتصادی ، علمی و فناوری حضوری پر نشاط ، تأثیرگذار و همراه با بصیرت دارند.

حضرت آیت الله خامنه ای ، شکست فتنه سال 88 را نمونه بارزی از حضور تأثیرگذار و هوشمندانه جوانان ارزیابی و تاکید کردند: فتنه سال گذشته که فتنه بزرگی بود و سالها بعد مشخص خواهد شد که چه توطئه خطرناکی در پشت آن نهفته بود به همت حضور پیشگامانه جوانان در صحنه شکست خورد.

ایشان با تاکید بر اینکه صحنه گردانان اصلی فتنه سال 88 در طراحی پیچیده خود به دنبال تسخیر ایران بودند ، افزودند: در این میان عوامل فتنه که اکثر آنها ندانسته وارد این ماجرا شده بودند ، بدون آنکه خود متوجه باشند ، در جهت اهداف طراحان اصلی حرکت می کردند و این موضوع نیازمند تحلیل های دقیق روان شناختی است که چگونه عده ای ، ندانسته به دشمن کمک کردند.

رهبر انقلاب اسلامی با تاکید بر لزوم حفظ هوشیاری و حضور جوانان در صحنه ، خاطر نشان کردند: امروز ملت ایران قویتر از هر زمان دیگر است و در مقابل ، دشمنان او ، ضعیف تر و منفورتر از هر زمانی هستند اما هیچ گاه نباید از کید و طراحی دشمن غافل شد.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به پیشرفت های برجسته علمی ، فناوری ، سیاسی و عمران و آبادانی در کشور و حرکت شتابان ملت ایران به سمت قله های کمال افزودند: امروز سراسر کشور کارگاه بزرگ کار و تلاش و خدمت به مردم است و ملت ایران با تکیه بر نیروی انسانی غنی و با استعداد ، و مدیران دلسوز و کارآمد ، در بسیاری از عرصه ها به خود اتکایی رسیده است.

ایشان تاکید کردند: جوانان به عنوان موتور این حرکت عظیم در کنار تجربه و کارآزمودگی مدیران ، زمینه ساز افتخارات روز افزون برای کشور هستند.


 

نخستین سخنرانی امام خمینی (ره) پس از تسخیر سفارت آمریکا
نخستین سخنرانی امام خمینی (ره) پس از تسخیر سفارت آمریکا

 در اين انقلاب، شيطان بزرگ كه امريكاست... توقع اين هست كه جانىِ دستِ اول ما را ببرند آنجا نگه دارند و حمايت از او بكنند، و اينجا هم مركز توطئه درست كنند و ملت ما و جوانهاى ما و جوانهاى دانشگاهى ما و جوانهاى روحانى ما بنشينند تماشا كنند.

این سخنرانی تاریخی را امام خمینی ( ره )  در جمع كاركنان بيمه مركزى ايران در تاریخ14 آبان 1358 در  قم ایراد فرمودند.

امام خمینی


بسم اللَّه الرحمن الرحيم.

امريكا، شيطان بزرگ.

*در نظرم است كه در يك روايتى است كه رسول خدا كه مبعوث شد، آن شيطان بزرگ فرياد كرد و شيطان ها را دور خودش جمع كرد و اينكه مشكل شد كار بر ما. در اين انقلاب، شيطان بزرگ كه امريكاست، شياطين را با فرياد دور خودش دارد جمع مى كند. و چه بچه شيطانهايى كه در ايران هستند و چه شيطانهايى كه در خارج هستند، جمع كرده است و هياهو به راه انداخته است ..
شما مى‏دانيد كه ايران در مدت حكومت اين دو خبيث، كه حكومتشان هم برخلاف قانون بود- يك بُرهه‏اى از زمان گرفتار انگلستان بود و بعدش گرفتار امريكا؛ يعنى عمده‏اش امريكا. رضا خان را انگليسها آوردند و مأمورش كردند براى ما، و محمدرضا را متفقين كه آمدند ايران- به حسب گفته خودش- صلاح ديدند كه محمدرضا باشد. البته آنها صلاح ملت را كه نمى‏ديدند، صلاح خودشان را مى‏ديدند. در طول اين مدت هم گرفتاريهاى همه جانبه ملت ما را- چه زنها و چه مردها- همه مى‏دانيد. شايد بسياريش را يادتان نباشد كه من يادم است كه اينها در زمان رضا خان به اسم اتحاد شكل، به اسم كشف حجاب، چه كارها كردند، چه پرده‏ها دريدند از اين مملكت. چه زورگوييها كردند و چه بچه‏ها سقط شد در اثر حمله هايى كه اينها مى‏كردند به زنها كه چادر را از سرشان بكشند. آن زمان گذشت با تلخى، و همان متفقينى كه اين را آورده بودند؛ يعنى انگليسها كه آورده بودند، همانها او را از اينجا بردند و اعلان هم كردند. در راديوى دهلى كه آن وقت دست اينها بود، اعلام كردند كه ما اين را آورديم و بعد كه خيانت كرد، برديم. و بعد هم جواهراتى كه جمع كرد و چمدانها را بست و برد و در كشتى گذاشت كه همراهش ببرد، بين راه- آنطورى كه يكى از همراهانش نقل كرده بودند بين راه- يك كشتى مخصوص حمل دواب آوردند متصل كردند به آن كشتى، و رضا خان را آنجايى كه جايش بايد باشد آنجا بردند. و او گفته بود كه چمدانها؟ گفتند: چمدانها بعد مى آيد. او را بردند به آن جزيره و چمدانها را هم آنها بردند و خوردند ..
بعد نوبت غارتگرى به اين دومى رسيد كه آن را اكثراً يادتان است؛ يعنى اواخرش را كه همه يادتان است. از اولش هم بسياريتان يادتان است كه اينها چه كردند، و چه جناياتى در اين مملكت كردند با چه اسماء فريبنده. مع الأسف از اين تبليغات همه جانبه‏اى كه اينها كردند بعضى از افراد باورشان آمده است، و بعضيها هم كه شريك جرم‏اند با آنها و حالا هم مشغول فعاليت هستند. اينها همان شياطينى هستند كه حالا به فرياد امريكا، مشغول انجام عمل هستند، مشغول شيطنت هستند. و بايد ملت ما با هوشيارى، با بيدارى اين توطئه‏ها را خنثى كند ..
دروغ پراكنى و شايعه سازيهاى دشمنان.
و مهم توطئه‏ها اين دروغ پراكنيهايى كه، شايعه سازيهايى كه الآن متعارف است. شايعه‏هاى زياد براى تضعيف روحيه ملت. فرض كنيد كه چند تا دزد در يك جايى چند نفر را مى‏كشند. يك وقت مى‏بينيم كه خبر مى‏رسد كه صد نفر را كجا كشتند، بيست و پنج نفر را سر بريدند. در خبر دومش چهار صد نفر آنها كه بودند كشتند، و حال آنكه اينها نبوده است. اينها مى‏خواهند شايعه درست كنند براى تضعيف. "تمام پاسگاهها از بين رفت، تمام چه شد " همه‏اش براى اين است كه يك شيطنتى بكنند و تضعيف كنند روحيه‏ شما را، روحيه ما را ..
از جمله حرفهايى كه هى زده مى‏شود و هى پراكنده مى‏شود از اطراف كه "يك انقلابى شده است، اما چيزى نشده است، فقط يك انقلابى شده است و از فُرم شاهنشاهى به فُرم آخوندى برگشته است، اصلًا چيزى نشد. " اين يك مطلبى است كه من ديروز هم باز گفته‏ام. حالا هم عرض مى‏كنم كه آنكه ملت مى‏خواسته، همه آن شده است. چه ملت مى‏خواست؟ ملت آن فرياد كه مى‏كرد چه مى‏گفت؟ نمى‏گفت كه آزادى و استقلال و جمهورى اسلامى؟ كدام يكيش نشده است؟ الآن آزادى هست به طورى كه من و شما مى‏توانيم اينجا بنشينيم صحبت كنيم. پنج سال پيش از اين مى‏توانستيم؟ هيچ كه استقلال هست. الآن اين بساطى كه امريكا درآورده است و اين هياهويى كه اين شيطان بزرگ فرياد مى‏زند و شياطين را دور خودش جمع مى‏كند، اين براى اين است كه دستش كوتاه شده است. دستش از ذخاير ما؛ از منافعى كه در اينجا داشت كوتاه شده است. و ترس اين را دارد كه ديگر تا آخر اين كوتاهى باشد، از اين جهت توطئه مى‏كند ..

*اشغال لانه جاسوسى امريكا

و آن مركزى هم كه جوانهاى ما رفتند گرفتند- آنطور كه اطلاع دادند- مركز جاسوسى و مركز توطئه بوده است. امريكا توقع دارد كه شاه را ببرد به آنجا مشغول توطئه، پايگاهى هم اينجا براى توطئه درست كنند، و جوانهاى ما بنشينند و تماشا كنند. باز ريشه‏هاى فاسد به فعاليت افتاده بودند كه ما هم دخالتى بكنيم و جوانها را بگوييم كه شما بيرون بياييد از آنجايى كه رفتند. جوانها يك كارى كردند براى اينكه ديدند، آخر ناراحت كردند اين جوانها را. يك شاهى كه در طول پنجاه سال اين مملكت را به غارت كشيده است و به چپاول برده است و داده است و داده خوردند و خودش خورده است، و بالاتر از اين، اين قدر قتل نفس كرده است، كشتار عمومى كرده است، پانزده خرداد- آنطورى كه معروف شد- پانزده هزار نفر كشته شده است. در روز پانزده خرداد و از آن وقت تا حالا شايد صد هزار نفر ما مقتول داشته ايم و چند صد هزار نفر معلول داشته ايم، كه ما هر روز مواجه با اين معلولها هستيم. الآن به من گفتند كه معلولينى كه در اينجا هستند روز عيد غدير، معلولين يك دسته‏اى از اينهاست. بسيارى از اينها همان معلولين زمان اين انقلاب است و به دست آنها شده. گفتند كه روز عيد غدير جلسه‏اى دارند شما هم بياييد، البته من هم مى روم آنجا. توقع دارند كه يك كسى كه پنجاه سال به اين ملت آنطور كرده است و حالا امريكا با يك بهانه بيخود او را برده است نگه داشته در پناه خودش، و برايش وسائل آرامش تهيه كرده است، و به اسم مريض بودن يا به واقع مريض بودن- فرقى نمى‏كند- او را برده در آنجا و نگه داشته، و جوانهاى ما كه آنجا اظهار مخالفت مى‏كنند، آنها را يا متفرق مى‏كنند يا حبس مى‏كنند. به همين دو، سه روز كه در آن مجسمه آزادى- كه يك دروغ شاخدارى است در امريكا، آزادى- جوانهاى ما رفتند به آنجا متوسل شدند و يك پارچه بستند به آنجا كه شاه را بايد بدهيد. پليس رفته و آنها را متفرق كرده و چند نفر از آنها را گرفته است. توقع اين هست كه جانىِ دستِ اول ما را ببرند آنجا نگه دارند و حمايت از او بكنند، و اينجا هم مركز توطئه درست كنند، و مركز پخش چيزهايى كه توطئه‏گرى است درست بكنند، نمى‏دانم، همه چيزهايى كه مى‏خواهند بكنند، بكنند و ملت ما و جوانهاى ما و جوانهاى دانشگاهى ما و جوانهاى روحانى ما بنشينند تماشا كنند تا خون اين صد هزار نفر تقريباً- يا كمتر و بيشتر- هدر برود، براى اينكه احترامى قائل بشوند به آقاى كارتر و امثال اينها. توطئه‏ها نبايد باشد. البته اگر توطئه نبود، اگر اين خرابكاريها نبود، اگر آن كار فاسد نبود، همه مردم آزادند در اينجا موجود باشند. اما وقتى توطئه هست در كار، وقتى كه آنطور كارهاى فاسد انجام مى‏گيرد، ناراحت مى‏كند جوانهاى ما را. جوانها توقع دارند در اين دنيا كه مملكتشان- كه اين قدر برايش زحمت كشيدند- دستشان باشد. وقتى مى‏بينند توطئه است كه مى‏خواهند كه دوباره برگردد به حال سابق و دوباره همه چيزشان به باد برود، نمى‏توانند بنشينند. توقع نبايد باشد كه آنها بنشينند تماشا كنند. و آنها چپاولگريهايشان را كردند، حالا توطئه هاشان را بكنند و رشد پيدا بكند اين توطئه و چه بشود. جوانهاى ما بايد با تمام توجه و با قدرت اين توطئه‏ها را از بين ببرند ..

*توطئه‏هاى زيرزمينى و پنهان

امروز روزى نيست كه ما بنشينيم و نگاه كنيم. امروز، حال از آن وقتى كه محمدرضا بود يك قدرى عميق تر است، بدتر است. آن وقت معلوم بود كه اين خائن ايستاده در مقابل ملت، ملت هم مى‏شناخت او را و مقابل ايستاده بود. امروز خيانتهاى زيرزمينى است. يك توطئه‏هاى زيرزمينى است كه توطئه‏هاى زيرزمينى در همين سفارتخانه‏ها كه هست دارد درست مى‏شود، كه مهمش و عمده‏اش مالِ شيطان بزرگ است كه امريكا باشد. و نمى‏شود بنشينيد و آنها توطئه‏شان را بكنند. يك وقت ما بفهميم كه از بين رفت يك مملكتى، و با حرفهاى نامربوطِ دمكراسى و امثال ذلك ما را اغفال كنند كه مملكت دمكراسى است، و هر كسى حق دارد در اينجا بماند، هر كه حق دارد توطئه بكند. اين حرفهاى نامربوط را بايد كنار گذاشت. و ملت ما همان طورى كه تا حالا پيش آمده، از اينجا به بعد هم بايد پيش برود و قطع كند دست اينها را. و چنانچه اينها آدم نشوند و شاه را كه خزاين ما را برده است و در بانكها مقادير بسيار زيادى- كه ما حالا شايد بعضى از آن را مطّلع باشيم- در بانكها سپرده است و همه مال ملت است، تا اين را برنگرداند، و اگر اين را برنگردانند، ما طورى ديگرى با آنها رفتار مى‏كنيم. با انگلستان هم طورى ديگر رفتار مى‏كنيم. آنها خيال نكنند كه ما هم همين طور نشسته ايم گوش مى‏كنيم كه هر غلطى اينها مى‏خواهند بكنند. نخير، اينطور نيست. مسئله باز انقلاب است. يك انقلابِ زيادتر از انقلاب اول خواهد شد. بايد سر جاى خودشان بنشينند و اين خائن را او برگرداند. و آن خائن؛ بختيار خائن را هم او برگرداند. نه اينكه بختيار خائن را ببرند آنجا و بنشيند و توطئه كند و افراد دور خودش جمع كند و- عرض بكنم- روزنامه بنويسد و اطلاعات درست كند، و جوانهاى ما را دولت انگلستان توقيف كند و بگيرد، براى خاطر اينكه تظاهر بر ضد شاه يا بر ضد بختيار كرده‏اند. اگر دست برندارند از اينها و اين جانيها را تحويل ندهند، يا لااقل بيرون نكنند از مملكت خودشان، ما تكليف ديگرى داريم و عمل مى‏كنيم به آن تكليف

*احساس ضعف ننمودن در برابر توطئه‏ها.

بايد با قدرت پيش برويم. اگر اظهار ضعف، اگر احساس اين را بكنند كه ما ضعيف شديم، اگر اين تضعيفهايى كه اين نويسنده‏هاى بى‏انصاف ما از اين ملت مى‏كنند، احساس بكنند اينها كه اين نوشته‏ها در ما تأثير كرده است، اين احساس را اگر بكنند، جَرى‏ خواهند شد و حمله خواهند كرد. كارهاى خودشان را بدتر خواهند كرد. احساس ضعف در خودتان نكنيد. هر چه اين نويسنده‏ها بنويسند كه "چيزى نشده است و اين مملكت به همان حال سابق هست " و همان طور در يك نوشته‏اى كه من پريروز ديدم نوشته است كه "در رژيم سابق سياسيون در بند بودند، در حبس بودند، حالا هم سياسيون در حبس‏اند، اين فرقى نكرده با آنها، در رژيم سابق آن اختناق و كذا بود، حالا هم همان طور است. " خوب، اين براى اين است كه روحيه را تضعيف كند. حالا ما حساب مى‏كنيم اين را ..

*تفاوت زندانى‏هاى رژيم طاغوت با جمهورى اسلامى.

در رژيم سابق، عده‏اى محبوس بودند. عده‏اى گرفتار بودند. حالا هم عده‏اى محبوس‏اند. اين شك ندارد. اما كي ها هستند؟ در رژيم سابق كي ها حبس بودند و در رژيم حالا كي ها حبس هستند؟ چه گروهى در رژيم سابق اعدام مى‏شدند؟ ما ببينيم در رژيم سابق كى‏ اعدام مى‏شد و در اين رژيم كى‏ اعدام مى‏شود؟ اين را ديگر حساب نمى‏كنند اينها. سربسته مى‏گويند كه خيال مى‏كنند جوان ها بازى مى‏خورند از اين حرف ها. در رژيم سابق، آنهايى را كه مى‏كشتند، بهترين جوان هاى ما و متعهد و مُسْلِم، براى اينكه مى‏گفتند كه خلاف نكنيد، مى‏گفتند كه مملكت ما را به باد ندهيد. علماى اسلام بودند. اين آقاى منتظرى مدت ها در حبس بود. آن مرحوم آقاى طالقانى مدتها در حبس بود و امثال اينها زياد. آنهايى كه اعدام شدند چه اشخاصى اعدام شدند؟ مرحوم سعيدى اعدام شد و امثال اينها. از همين علمايى كه در همه اطراف اينها گرفتند و در بعضى وقتها در حبس بودند. اين آقاى لاهوتى كه الآن در [سپاه‏] پاسداران هست، ايشان مدتها حبس بود. و چه زجرهايى اين مرد ديده است و چه اهانتهايى ديده است. در تبعيد فضلاى اين حوزه، علماى اين حوزه، دانشمندهاى اين حوزه در تبعيد بودند. اين طرف، آن طرف، اينها را مى‏بردند و تبعيد مى‏كردند. آنهايى كه حبس بودند در آن وقت، اين سنخ مردم بودند. آنها هم كه اعدام شدند آن جور اشخاص بودند. آنها هم كه تبعيد شدند، آن جور اشخاص بودند. حالا بياييم اين طرف قضيه را ببينيم كه فرقى مابين حالا و آن وقت نيست. اعدام شده است هويدا، نصيرى. اينها براى او دارند سينه مى‏زنند. اينهايى كه الآن دارند مى‏نويسند كه فرقى نكرده، اينها همين هايى است كه در امريكا صحبتش را مى كنند كه چرا؟ چرا؟ چرا؟ و آن بى‏انصافهاى طرفدار حقوق بشر صدايش را درآوردند كه چرا اعدام مى‏شود؟ همانهايى كه در آن وقتى كه دارد مى‏نويسد چرا در ايران اعدام مى شود؟ در جاهاى زيادى از قِبَل همين امريكاى فاسد، قتل عام دارد مى‏شود، يك كلمه راجع به آن نمى‏گويند. اما اين طرفش را كه هويدا را اعدام كردند يا نصيرى را اعدام كردند يا اين اشخاص فاسد را، صداى هياهوشان درآمده. و اينها هم كه در اينجا و از عمال آنها هستند مى‏نويسند كه فرقى نكرده است؛ حالا هم اعدام هست، آن وقت هم اعدام بود. حبسيها كيها هستند؟ آن وقت كيها بودند؟ شما حالا يك دانه حبسى پيدا مى كنيد كه يك آدم صحيح باشد و حبس باشد؟ يك آدمى پيدا مى‏كنيد؛ يك آدم متديّن، يك آدم ملى، يك آدم باشد؟ آن وقت كه حبس بودند، همه ملّيون حبس بودند. و همه عرض بكنم كه- امثال ذلك. و حالا كى‏ حبس هست؟ اينهايى كه جنايات زياد كردند و آنهمه جنايات را كردند، اينها حبس هستند. آن وقت وضع حبس حالا را با اين جنايتكاران ببينيد، با وضع حبس آن وقت را با آن جنايتكارها، با آن مردم صحيح. وضع آن وقت آنطور بود كه بايد از آنهايى كه حبس بودند بشنويد چه شده است. اينها را تا آن حدودى كه ما اطلاع داريم، كه مُهمش تهران است، اشخاصى كه در آنجا هستند و مكرراً ما هم سفارش كرده ايم، ابداً تعدى به كسى نمى‏كنند. حبسها از حبسهايى نيست كه نارضايتى داشته باشند. حبس هستند، اما اين بى‏انصافها مى‏نويسند كه در حبس بدتر مى گذرد از آن وقتى كه در آنجا در آن حبسها. [در] آن حبسها پاى يكى از علماى ما را اره كردند- آنطورى كه نقل كرده‏اند. اين حبسهاى حالا بدتر از آن حبسها؟ اينها همه همان شياطينى هستند كه به فرياد كارتر، دور خودش جمع شده‏اند، براى اينكه همان طور كه آن شيطان بزرگ از قرآن و اسلام مى‏ترسيد، حالا اينها هم از اين نهضت- كه نهضت اسلامى است- مى‏ترسند. و دنبال همان شيطان بزرگ، مشغول شيطنت هستند و تضعيف مى كنند روحيه ملت ما را. بايد ملت ما، جوانهاى برومند ما با كمال قدرت پيش بروند و از اين توطئه‏ها اصلًا نترسند. اينها قابل آدم نيستند كه انسان ازشان بترسد ..

*دستهاى پشت پرده در آشوبهاى كردستان

و اين شلوغي ها هم كه گاهى وقتها همين شياطين ايجاد مى‏كنند و همين طرفدارهاى اين فاسدها ايجاد مى‏كنند، اينها هم حلش اشكالى ندارد. اينها خيال مى‏كنند كه قضيه كردستان يك قضيه‏اى است كه قابل حل نيست. قضيه كردستان را، اگر اينها مخلوط با مردم كرد نبودند و با جوانها و با زنها و با بچه‏ها نبودند- كه ما نمى‏خواهيم حتى يك نفر آدم بيگناه كشته بشود- اگر نبودند كه كارى نداشت اينها را درو كردن و از بين بردن. لكن مع الأسف اينطورى است الآن. شما لابد شنيديد اين را كه زن و بچه‏ها را اين بى‏انصافها سپر كردند، و با سپر كردن آنها، جوانهاى ما را كشتند. و آن جوانهاى غيور به واسطه اينكه مبادا بيگناهها كشته بشوند، آنها مقابله نكردند. خوب، اينها اگر چنانچه مخلوط به آنها نبودند كارى نداشت اينها را از بين بردن. اينها يك همچو قوه زيادى نيستند؛ يك دسته اشرار هستند. اين اشرار را ما سابقاً هم با آنها مواجه بوديم. اينها يك دسته‏اى از اشرار هستند كه دزدى مى‏كنند. گاهى وقتها هم آدم دزد، آدم هم مى‏كشد. اينها يك قوه‏اى نيستند الآن در مقابل قوه دولت، يا در مقابل قوه ملت. ما هر وقت بخواهيم، همه ملت‏ ممكن است بروند در كردستان و اينها را از بين ببرند، لكن ما مى‏خواهيم با آرامش كار درست بشود، بى انصافها نمى‏گذارند. الآن كه رفتند يك عده‏اى كه با آرامش كار را حل بكنند كه چى چى مى‏خواهيد شما. آنهايى كه آنها مى‏خواهند كه ما داديم به آنها؛ مى‏دهيم. لكن آنها امريكا را مى‏خواهند. آنها ازشان درست بپرسى، از آن حاقّ دلشان بپرسى، حزب دمكرات مى‏گويد كه ما [منافع خَلق مى‏خواهيم‏]؛ يعنى اظهار تمايل به چپى مى‏كند، لكن همه اينها راستى هستند، راستهاى نادرست ..
قوى باشيد برادرها، خواهرها، قوى باشيد با قوّت. اسلام پشتيبان شماست. خداى تبارك و تعالى پشتيبان شماست. با قدرت و قوت به پيش برويد و اين مملكت را خودتان بسازيد. مملكت با دست شما بايد ساخته بشود. خداوند همه شما را توفيق بدهد .#

 

 

 



 

سيزدهم آبان‌ماه آغاز يك حركت ماندگار
سيزدهم آبان‌ماه آغاز يك حركت ماندگار

وزير آموزش وپرورش طي يادداشتي تحت عنوان "سيزدهم آبانماه آغاز يك حركت ماندگار " به يوم‌الله 13 آبان پرداخته‌است.

به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني دولت، حميد رضا حاجي بابايي وزير آموزش و پرورش طي يادداشتي تحت عنوان "سيزدهم آبان‌ماه آغاز يك حركت ماندگار " به يوم‌الله 13 آبان پرداخته كه متن كامل آْن به شرح زير ‌است:

ولاتركنوا الي الذين ظلموا فتمسكم النار ... (هود ، 113)
سيزدهم آبانماه 1357 يادآور خاطراتي از روحيه‌ ظلم ستيزي، استقلال طلبي، عدالتخواهي و شجاعت و مقاومت قشر عظيم نوجوانان و جوانان سلحشور ايران اسلامي است كه از مصاديق و تبلور نگاه بيدارگر جهان و معمار بزرگ انقلاب اسلامي حضرت امام راحل (ره) در سال‌هاي شروع نهضت اسلامي كه، فرزندان انقلابي من در گهواره هستند.

سيزده آبان چراغ راه هميشه فروزان دانش آموزان در هدفمند بودن نظام حيات بشري و استكبار ستيزي است، روزي كه آيه، «لن يجعل ا... للكافرين علي المسلمين سبيلا (نساء؛ 141) در سنگر علم و دانش توام با تهذيب و ايمان تفسير شد. و با به خاك و خون كشيدن 60 نفر، خون حيات در شريان غيرت و معرفت فرزندان اين مرز و بوم جاري شد واز همين انسانهاي والا و پدران و مادران هر ايراني عدالتخواه و خدا باور فرزنداني پا به عرصه وجود گذاشتند كه در تحقق مبارزه با استكبار جهاني به صور مختلف اعم از تحريم‌هاي اقتصادي، نفاق و فتنه‌هاي گروهك‌هاي زياده‌خواه، طعمه طلب و شيطان صفت در داخل كشور تا تهديد‌هاي نظامي، جنايات تروريستي و نهايتاً تطميع صدام خائن در برافروختن آتش جنگ و تجاوز، نام خود را در تاريخ جهاد و شهادت به ثبت رسانيدند.

حضور با صلابت همه‌ي اقشار و بويژه، دانش آموزان در لبيك به امام و ولي زمان خود، در دفاع از هويت انساني تا تماميت ارضي و حراست از نواميس و ضمانت در امنيت بيانگر ادامه همان صبغه‌ ايمان، معرفت و غيرت اسلامي و ملي بوده است. 13 آبان آغازي براي حركت فراگير و همه گيري گرديد كه طومار سياه دوران پهلوي را در آتش خشم ملت ايران فرو برد و استكبار جهاني و ايادي داخلي آنان را با همه تاكتيك‌ها و تكنيك‌ها از جنگ سخت تا نرم در نطفه خفه نمود. پيام 13 آبان پيام عشق، پيام وحدت، پيام پيروي از ولايت و پيام خواستن و توانستن است، كه امروز در شعار « ما مي توانيم» در عرصه‌ هاي مختلف علمي، سياسي، اقتصادي، اجتماعي ، فرهنگي و دفاعي تحقق يافته است.

13 آبان نشان از عظمت و روح بزرگ انسان‌هايي دارد كه با شنيدن پيام انقلاب اسلامي يعني استقلال،‌ آزادي، جمهوري اسلامي در قالب جثه‌هاي كوچك آنان سر از پا نمي شناختند و آيه‌ي « ويوثرون علي انفسهم و لو كان بهم خصاصه » را براي نوجوانان جهان تفسير و معنا نمودند.

13 آبان ميثاق الستي را تداعي مي‌كند كه رگه‌هاي هويتي، شخصيتي و فطري آن وفاي به عهد 36 هزار دانش آموز شهيد پاكباخته بود كه با نثار خون خود سند ولايت مداري، ‌عدالتخواهي و ظلم ستيزي را امضا كردند.

آنان در مدرسه عشق امتحان ايثار و وفاداري دادند و با مدرك عالي « شهادت» از ممتحن خود نام جاودانه‌ي جهادگر را براي هميشه بنام خود ثبت نمودند. هر چند حركت 13 آبان منبعث ازسبل سلامت و صراط مستقيمي بود كه خداوند براي انسانهاي موحد وايمان آورندگان با راهنمايي پيامبران و با هدايت ائمه ي معصومين عليهم السلام ترسيم نمود،كه محرم و عاشورانشئه اي از آن سلوك طائر قدسي مي باشد،اما آغازي براي ادامه آن حركت تا ظهور مهدي موعود (عج ا...)خواهد بود،13 آبان نشان از فراخوان ملي و عمومي از عزم و اراده ملي و استوار والدين، ‌نهاد خانواده و حاكميت در توجه به اين گنجينه‌هاي ارزشمند و استفاده از فرصت‌هاي طلايي و بي بديل نوجوانان دارد.

به قول امام راحل كه فرمودند: " اگر مي خواهيم كشور متحول شود بايد آموزش و پرورش را متحول كرد " پيام 13 آبان توجه به تربيت، ‌پرورش و آموزش منابع عظيم انساني است كه بايد هم پاسدار و نگاهبان فرهنگ، تمدن، ‌هويت و مليت كشوراسلامي ايران باشند و هم توليد كنندگان علم و فناوري با خلاقيت و نوآوري و هم تحقق بخش آرمان‌ها و اهداف اسلامي، ‌انقلابي و ملي به اقتضائات زمان بويژه تحقق سند چشم انداز ايران در افق 1404 كه مقام عظماي ولايت و رهبري به مناسبت 13 آبان روز مبارزه با استكبار جهاني آن را در تاريخ 1382.8.13 ابلاغ فرمودند: اگر آن روز فرياد 13 آبان با شور وشعور و شعف، دانش آموزان در فضاي دانشگاه تهران به آسمان بلند شد امروز پژواك آن صدا با همان انگيزه و شعور عالمانه و عاملانه ميلياردها انسان عدالتخواه و آزادي طلب در جهان است كه فرياد مي شود، اين فرياد سروش فروپاشي ظلم، خودخواهي و استكبار و نيز استقرار محبت، عشق ،‌عدالت و ديانت را در جهان نويد مي‌دهد. و در نهايت 13 آبان روزتحقق حقايقي بوده است كه امام را به خاطر آن تبعيد كردند، تسخير لانه جاسوسي بخاطر آن شكل گرفت ووحدت دانش آموز و دانشجو در سنگر مقدس علم و دانش تجلي پيدا كرد و سند چشم انداز ايران 1404 ابلاغ گرديد، اين چهار رخداد عظيم تحول ساز در كشور بر همه ملت فهيم،‌ فرهيخته و ولايتمدار ايران بويژه دانش آموزان معزز و بر آزادگان جهان مبارك باد.



 

دانشجويان و دانش‌آموزان پس از لانه جاسوسي مقابل سفارت انگليس تجمع مي‌ کنند
دانشجويان و دانش‌آموزان پس از لانه جاسوسي مقابل سفارت انگليس تجمع مي‌ کنند

دانشجويان و دانش‌آموزان تهراني فردا پس از حضور در راهپيمايي 13 آبان در مقابل لانه جاسوسي سابق آمريكا، در مقابل سفارت انگليس تجمع مي‌كنند.

دانشجويان و دانش‌آموزان دانشگاه‌هاي تهران ساعت 12:30 فردا پنجشنبه 13 آبان، پس از حضور در راهپيمايي گراميداشت روز ملي مبارزه با استكبار جهاني كه در مقابل لانه جاسوسي سابق آمريكا برگزار مي‌شود، در اعتراض به اظهارات مداخله‌جويانه مقامات انگليسي و به خصوص اظهارات اخير جان ساورز رئيس سرويس اطلاعات خارجي انگليس(MI6) عليه ايران در مقابل سفارت انگليس تجمع اعتراض‌آميز برگزار مي‌كنند.


 

تجمع 2هزار نفره دانشجويان مشهدي به مناسبت يوم‌الله 13آبان
تجمع 2هزار نفره دانشجويان مشهدي به مناسبت يوم‌الله 13آبان

دانشجويان دانشگاه‌هاي مشهد در گراميداشت روز ملي مبارزه با استكبار جهاني امروز در دانشگاه فردوسي مشهد تجمع كردند.

دانشجويان دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزشي عالي شهر مشهد در گراميداشت روز 13 آبان و روز ملي مبارزه با استكبار جهاني از ساعت 12 امروز چهارشنبه 12 آبان در دانشگاه فردوسي مشهد تجمع كردند.

دانشجويان تجمع‌‌كننده كه تعدادشان به حدود 2 هزار نفر مي‌رسيد با سر دادن شعارهاي "مرگ بر آمريگا "، "مرگ بر اسرائيل " و " مرگ بر انگليس " خشم و نفرت خود را از استكبار جهاني به نمايش گذاشتند.

در اين تجمع نمايندگان تشكل‌هاي بسيج دانشجويي، جامعه اسلامي دانشجويان علوم‌پزشكي مشهد، انجمن اسلامي دانشگاه پيام‌نور مشهد و يك نفر از اساتيد دانشگاه فردوسي مشهد به بيان ديدگاه‌هاي خود در خصوص استكبارجهاني پرداختند.

در اين تجمع پرچم‌هاي آمريكا، انگليس و رژيم‌صهيونيستي به آتش كشيده شد و در پايان نيز قطعنامه‌اي قرائت شد.
اين تجمع در ساعت 13:30 پايان يافت.


 


فردا؛خروش ضد استکباری نسل سومی ها

راهپیمایی ضد استکباری هزاران دانش آموز تهرانی از خیابان طالقانی و شهید مفتح به سمت لانه جاسوسی سابق آمریکا ، ساعت 9 و 30 دقیقه صبح فردا آغاز می شود.

، محمد بنیادی ، معاون پرورشی وتربیت بدنی آموزش و پرورش شهر تهران گفت : دانش آموزان پسر مدارس تهران از خیابان طالقانی و دانش آموزان دختر از خیابان شهید مفتح ، راهپیمایی خود را آغاز و در مقابل لانه جاسوسی سابق آمریکا تجمع می کنند.
وی افزود : هزاران دانش آموز دیگر از مناطق 6 ، 7 ، 11 و 12 که در اطراف لانه جاسوسی قرار دارند در این راهپیمایی شرکت می کنند.
بنیادی گفت :در مقابل لانه جاسوسی ، نمایندگان دانش آموزان عراقی ، افغانی ، پاکستانی ، فلسطینی و لبنانی که در ایران اقامت دارند هر یک در دو دقیقه ، بیانیه ای در محکومیت استکبار جهانی قرائت می کنند.
وی افزود : سخنران رسمی تجمع ضد استکباری فردا ، عزت الله ضرغامی رییس سازمان صدا و سیماست که از دانشجویان پیرو خط امام و تسخیر کنندگان لانه جاسوسی شیطان بزرگ بوده است.
بنیادی همچنین با اشاره به اجرای برنامه های متنوع فرهنگی در مقابل لانه جاسوسی اضافه کرد: سرود 13 آبان که ویژه روز دانش آموز و مبارزه با استکبار جهانی تولید شده است نخستین بار با اجرای دانش آموزان منطقه 17 همخوانی می شود.
بنیادی با اشاره به حضور قشرهای مختلف مردم به ویژه طلاب و دانشجویان در راهپیمایی ضداستکباری فردا اضافه کرد : نخستین بار در تجمع ضد استکباری مقابل لانه جاسوسی، طلاب نیز بیانیه مستقلی صادر و قرائت می کنند.
تشکل های دانش آموزی نیز ، برنامه های متنوعی برای مراسم روز ملی مبارزه با استکبار جهانی تدارک دیده اند.
حدود چهار هزار پیشتاز و فرزانه وابسته به سازمان دانش آموزی با لباس متحد الشکل و حمایل در راهپیمایی تهران حضور می یابند.
پیش تر رییس سازمان بسیج دانش آموزی و فرهنگیان کشور نیز در مصاحبه با خبرنگار ما از برگزاری مسابقه نقاشی " شیطان بزرگ ، دشمن قرآن و کودکان "‌ در مدارس ابتدایی کشور خبر داده بود.
به گفته سردار محمد صالح جوکار موضوع این مسابقه ، به تصویر کشیدن چهره خباثت شیطان در اهانت به ساحت قرآن کریم ، کشتار کودکان در سرزمین های مختلف و ابراز همدردی با قربانیان است.
آثار شرکت کنندگان در این مسابقه سیزدهم آبان در مسیر راهپیمایی روز ملی مبارزه با استکبار به نمایش گذاشته می شود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آبان 1389ساعت   توسط   | 

عکس/ شکنجه این زن ایرانی در امریکا

عکس/ شکنجه این زن ایرانی در امریکا

عکس/ شکنجه این زن ایرانی در امریکا
شهرزاد مير فلي‎‎خان، زن ايراني که در امريکا بازداشت شده است.شهرزاد مير قلي‌خان شهروند ايراني که از سال 2007 در امريکا زنداني است، ضمن اظهار بي‌گناهي، اعلام کرده که در زندان امريکا تحت شکنجه قرار گرفته است.
 شهرزاد مير قلي‌خان در گفت‎و گویی گفت: "دولت امريکا براي انجام کاري مربوط به امور دولتي از من دعوت کرد .. آنان حتي براي من بليط گرفتند ولي در فرودگاه به من دستبند زدند و زنداني‌ام کردند و به هر شکل ممکن به شکنجه من پرداختند."
مير قلي‌خان که در زمان دستگيري تنها 26 سال داشت، با اين‎که مادر دو کودک است، از 3 سال پيش تا کنون در زندان امريکا به سر مي‌برد.

امريکا مدعي است که همسر سابق او، محمود سيف، سعي در صادرات عينک‌هاي ديد در شب از اتريش به ايران را داشته است، و اين درحالي است که شهرزاد در غياب او بازداشت و از سوي دادگاه فدرال فلوريدا محکوم به پنج سال زندان شد.

گفتني است، دو دختر شهرزاد مير قلي‌خان پيش از آزادي سارا اميلي شورد که به اتهام ورود غيرقانوني به خاک ايران و جاسوسي در بازداشت بود، با وي ديدار کرده بودند.
جمهوري اسلامي ايران در تاريخ 23 شهريور، سارا شورد را که به اتهام ورود غيرقانوني به خاک ايران دستگير شده بود، با قرار وثيقه 500 هزار دلاري آزاد کرد.

سه تبعه امريکايي با نام‌هاي سارا اميلي شورد 31 ساله، شان مايکل بوئر و جاشوا فليکس فاتال 27 ساله، در مرداد ماه 1388 (ژوئيه 2009) در مناطق کوهستاني استان کردستان، به اتهام ورود غيرقانوني به خاک ايران دستگير شدند.

تهران درحالي سارا اميلي شورد را با قرار وثيقه‎اي 500 هزار دلاري آزاد کرد که دولت امريکا تاکنون چندين ايراني را دستگير و براي آن‌چه نقض تحريم‌هاي واشنگتن عليه ايران مي‎نامد، زنداني کرده است.

بر خلاف رفتار خشن نيروهاي امريکايي با ايرانيان بازداشت شده در امريکا، با شهروندان امريکايي زنداني در ايران با وجود اين واقعيت که آنان در معرض اتهاماتي بسيار جدي بودند، به خوبي رفتار شده است.

دولت ايران همچنين بر مبناي اصول انساني و مباني اسلامي، با درخواست مادران بازداشت‌شدگان موافقت کرد و به آنان اجازه داد تا با سفر به ايران با فرزندان خود ديدار کنند.


 

صدور حكم اعدام فوتباليست قاچاقچي
صدور حكم اعدام فوتباليست قاچاقچي

يكي از بازيكنان تيم فوتبال پرسپوليس گفت: آنطور كه شنيده‌ام حكم اعدام اين بازيكن صادر شده و به زودي او اعدام خواهد شد.يكي از بازيكنان سابق فوتبال ايران كه مدت‌هاست وارد كارهاي خلاف و خريد و فروش مواد مخدر شده اكنون در آستانه اعدام قرار گرفته است.

يكي از بازيكنان تيم فوتبال پرسپوليس در اين زمينه به خبرنگار ورزشي شبكه خبر آتي‌نيوز، گفت: آنطور كه شنيده‌ام حكم اعدام اين بازيكن صادر شده و به زودي او اعدام خواهد شد.

در خانه اين بازيكن مواد مخدر پيدا شد و قاضي نيز بر طبق قانون راي خود را در اين زمينه صادر كرده است.

يك كارشناسان حقوقي فوتبال در اين زمينه به خبرنگار ورزشي آتي نيوز گفت: متاسفانه مطالبي كه برخي نشريات ورزشي در حمايت از اين بازيكن سابق مي‌نوشتند به نوعي به ضرر او تمام مي شد زيرا شائبه دخالت در كار قوه قضاييه و تحت تاثير قرار دادن قاضي از آنها استنباط مي‌شد.



 
 

ادعای جالب سایت رسمی هاشمی رفسنجانی درباره مهدی هاشمی
ادعای جالب سایت رسمی هاشمی رفسنجانی درباره مهدی هاشمی

پایگاه اطلاع رسانی آقای هاشمی رفسنجانی مدعی شده است که ساواک در سال 46 و در حالی که هنوز مهدی متولد نشده بوده است، به دنبال پرونده سازی برای وی بوده و گویی از ابتدا سرنوشت او متفاوت بوده است!

با جدی شدن موضوع جلب مهدی هاشمی رفسنجانی به دلیل حضور در وقایع قبل و پس از انتخابات 88 و پس از آنکه وزیر اطلاعات در سخنانی اعلام کرد که حکم جلب هاشمی در اختیار وزارتخانه متبوعش قرار گرفته است، پایگاه رسمی حجت‌الاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی اقدام به انتشار مطالبی جالب و احساسی از نامه‌های هاشمی رفسنجانی به پسرش و همچنین پرونده سازی ساواک برای "مهدی" آن هم پیش از تولد کرده است!

هرچند نویسنده این مقاله اشاره‌ای به این نکرده که ساواک چگونه چند سال پیش از تولد مهدی هاشمی، متوجه تولد وی شده و در صدد پرونده سازی برای او بوده است، در مقاله‌ای با عنوان "اقدام ساواک برای دستگیری مهدی هاشمی رفسنجانی قبل از تولد"‌ می‌نویسد: "... فرزند به دنیا نیامده این خانواده هرگز گمان نمی برد که قبل از تولد نیز در ساواک دارای پرونده شده و نام مهدی هاشمی رفسنجانی - که البته نام فامیل مندرج در شناسنامه‌اش هم نبود!! - در سازمان اطلاعات و امنیت کشور قبل از به دنیا آمدن دست به دست شده و مجموعه‌ای از آن نابخردان در پی شناسایی و تعیین نسبت وی با پدر بر آمده و حتی در پی یافتن خلاصه‌ای از سوابق وی نیز برآیند، گویی بر طالع این فرزند هاشمی تفاوتی بود که قبل از تولد نیز وی را دارای پرونده امنیتی در سازمان اطلاعات و امنیت رژیم ستم شاهی کرده بود."

اما این همه اظهار نظرهای هاشمی رفسنجانی درباره فرزندش نیست. چنانکه هاشمی در جایی دیگر در وصف مهدی اینگونه می نویسد: "مهدی به صنعت علاقه داشت و فهمید که وضع ما در دریا ضعیف است. صنایع دریایی ما خیلی ضعیف بود. او به دنبال سکوسازی و لوله‌های کف آب و حفاری در دریا رفت که وابسته بودیم. آخرش به پارس جنوبی و عسلویه رسید و الآن به CNG رفت که برای صرفه‌جویی و محیط زیست خوب است، (بخشی از تک‌نگاری هاشمی رفسنجانی درباره فرزندانش احتمالاً در اواخر دوران اصلاحات)."

 

به نظر می رسد مطالعه این نوشته های تاریخی، بخشی از علل تاخیر نزدیک به یکساله صدور حکم جلب مهدی هاشمی را که در وقایع انتخابات نقش جدی ایفا کرده بود به خوبی روشن کند.



 

نمایشگاه مطبوعات وتاک وتاک نشان
نمایشگاه مطبوعات وتاک وتاک نشان
 
شنیده شده : یکی از سایت های سبز ، از هواداران فرقه انتقاد نموده است که چرا هیچ نمودی در نمایشگاه مطبوعات امسال نداشته اند این سایت در ادامه اضافه نموده ، با وجودیکه رهبران ما (سران فرقه ) در شرایط امنیتی قرار دارند و نمی توانند جلوداری خودرا ادامه دهند ، چرا ما به وظیفه خود عمل نمی کنیم و زنده بودن خودرا اثبات نمی کنیم . این سایت می افزاید اگر به این منوال باشد ، نه اثراز تاک می ماند و نه تاک نشان .
ملاحظه : در نمایشگاه مطبوعات سال گذشته سران فرقه (موسوی ، خاتمی وکروبی ) با تبلیغات وسیعی اراذل واوباش را دعوت نموده بودند تا به اصطلاح جولانی داده باشند و همچنان فضاهای مناسبتی را در اختیار بگیرند ، که با حضور چند ده نفر ازطرفدارانشان و خشم گره شده در مشتهای حامیان نظام مقدس جمهوری اسلامی ، کروبی ترجیح داد از ماشین پیاده نشود ودودیگر هم از خانه هایشان تکان نخوردند ، لذا آنچه این سایت در انتقاد مطرح می کند در حقیقت آرزوهای برباد رفته ایست که نه باشرایط امنیتی سران فرقه ، که با تمام شدن وفروریختم فرقه رقم خورده است ، واگر همچنان صداهای نا کوکی ساز می شود ، بواسطه سعه صدر نظام واز باب آزادیهایی است که نظام به مخالفینش می دهد تا عقده گشایی نمایند .


 

توزیع برخی نشریات سیاسی در مدارس
توزیع برخی نشریات سیاسی در مدارس
 
معاون پرورشی وزارت آموزش و پرورش توزیع غیرمجاز نشریه برخی از جریانات سیاسی در بعضی از مدارس کشور را تائید کرد و گفت: قطعا این موضوع از سوی برخی از عناصر فرصت طلب هدایت می شود. 
 
علی اصغر یزدانی در گفتگو با مهر با اعلام این خبر افزود: حراست وزارت آموزش و پرورش و معاونت پرورشی در مدارس اقداماتی را برای برخورد با این عناصر فرصت طلب آغاز کرده اند و قطعا این موضوع را دنبال می کنیم.
معاون پرورشی وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه توزیع کنندگان این نشریه معلوم نیست از قشر معلم یا دانش آموز باشند ادامه داد: قطعا عناصر مسئله داری این حرکت را دامن می زنند ولی ما نمی دانیم دامنه آن در کل کشور چقدر است.
هم اکنون در برخی از مدارس راهنمایی و متوسطه کشور نشریه ای دو صفحه ای با محتوای سیاسی بین دانش آموزان توزیع می شود.
وی تاکید کرد: مدرسه یک مکان تعریف شده است و اجازه چنین فعالیتهایی را در آن نمی دهیم.
یزدانی در پاسخ به این سئوال که آیا آموزش و پرورش برنامه ای برای آشنایی دانش آموزان با مسائل سیاسی، پرسمانهای گوناگون در این زمینه دارد گفت: هم اکنون گفتمانهای سیاسی برای پاسخ به شبهات سیاسی دانش آموزان در برخی از مدارس داریم و به دنبال این هستیم که بیش از یک هزار طلبه جوان را با برنامه ریزی وارد مدارس به خصوص از نوع خاص کنیم تا برای دانش آموزان و فرهنگیان بصیرت سیاسی لازم را تبیین کنند.
معاون پرورشی وزارت آموزش و پرورش ادامه داد: در واقع ایجاد بصیرت سیاسی به دانش آموزان و معلمان از الویتهای این معاونت طی سال تحصیلی جاری در مدارس است


 

احتمال مهاجرت سعيد حجاريان به کشور آمريکا
احتمال مهاجرت سعيد حجاريان به کشور آمريکا
 
 با توجه به اخذ بورسیه تحصيلي توسط دختر سعيد حجاريان از کشور آمريکا امکان مهاجرت سعید حجاریان به کشور امریکا محتمل می باشد.
یکی از منابع آگاه نیز در این خصوص افزوده است که دختر سعید حجاریان به پدر خود اصرار نموده که به صورت خانوادگي به آمريکا نقل مکان کنند. در همین خصوص نیز همسر حجاريان (خانم مرصوصي) نيز براي اين سفر ابراز تمايل کرده است و کارهاي مربوط به ويزاي خود را پيگيري مي کند.
این منبع در ادامه افزود: يکي از مشکلات موجود جهت صدور ويزا براي همسر حجاريان قرار داشتن نام وي ميان ليست دانشجويان پيرو خط امام و تسخير کنندگان لانه جاسوسي مي باشد و طبق يکي از قوانين ايالات متحده آمريکا اين افراد حق ورود به اين کشور را ندارند.
گفته مي شود سيعد حجاريان با اقامت دائمي در آمريکا مخالف است و تنها موافقت خود را جهت سفر 6 ماهه يا يکساله اعلام نموده است.
از سوي ديگر پس از آزادي حجاريان از زندان، همسر وي تلاش فراواني داشته از ارتباط سران فتنه و جريان فتنه با شوهرش جلوگيري کند که تا حدودي نيز موفق بوده است.
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم آبان 1389ساعت   توسط   | 

یک زن سخنران نماز جمعه تهران + عکس

یک زن سخنران نماز جمعه تهران + عکس
تاریخ درج خبر: ۹:۲۷:۵۹ ۱۳۸۹/۸/۸
 
دینارا صدرالدین آوا خبرنگار زن برتر جهان اسلام قبل از خطبه های نماز جمعه این هفته تهران سخنرانی کرد.


 

انتقاد درباره تصويري كه تلويزيون از رهبري نشان مي دهد
انتقاد  درباره تصويري كه تلويزيون از رهبري نشان مي دهد

 انتشار تذكر  به صداوسيما درباره پرهيز از بكار بردن لحن تملق گونه و حركت آهسته براي نشان دادن رهبر عزيز انقلاب، واكنش هايي تاييد يا انتقادآميز به دنبال داشته است.

 
برخی دوستان گمان می‌برند اگر صدا و سیمای جمهوری اسلامی، مقام معظم رهبری را با حرکت آهسته و لحن تملق آميز نشان دهد و یا اگر در طول سفر 9 روزه ایشان به قم، برخلاف اصول حرفه‌ای، نیم ساعت اول همه بخشهاي خبري اصلي سیما را به پخش دیدارهای ایشان و حواشی آن اختصاص دهد؛ به تعمیق جایگاه والای رهبری در جامعه کمک ‌كرده و تكليف خود درباره رهبري نظام عمل كرده است.


اتفاقاً اگر انتقادی در خصوص این سیاست و راهبرد صدا و سیما وجود دارد، در جهت پيشگيري از نوعی احساس ناخوشایند در عامه مردم است که چرا شخص و جایگاه رهبری را به گونه‌ای که حضرت ایشان هم از آن ناراضی هستند، نشان می دهد.

بر اساس آموزه هاي ديني و سيره نبوي و علوي، رهبری نظام اسلامی، می‌باید زمینی ـ قابل دسترس ـ قابل انتقاد ـ ساده و بی تکلیف ـ مردمي و بدور از تشریفات نشان داده شود تا بیشتر در قلبها رسوخ نماید.

این گمان اشتباهي است که تصور كنيم هر چه صدا و سیما بیشتر به رهبری بپردازد و مثلاً نیم ساعت اول اخبار را به ایشان اختصاص دهد،‌ به تکلیف خود عمل کرده و تصوير درست و كاملي از رهبري نظام در اذهان عمومي رسم كرده است. اگر كميت ساعات اختصاص يافته به رهبري با انتشار نظرات و ارتقاي جايگاهشان ارتباط مستقيم داشت كه خوب چرا صداوسيما هر 24 ساعت درباره ايشان يا سخنراني هاي ايشان برنامه پخش نمي كند؟

درست است كه امروز دشمنان خناس و كودتاچيان و فتنه گران با حمايت شبانه روزي دستگاه هاي تبليغاتي انگليس و آمريكا و اسرائيل درصدد تخريب جايگاه و شخص حضرت سيدعلي خامنه اي (كه خدا حفظشان كند) هستند اما براي مقابله ما با اين عمليات ناجوانمردانه رسانه اي، بايد جايگاه رهبري را تقويت كرد نه تضعيف. عملكرد رسانه ملي در مقابل هجوم دشمنان بدخواه به جايگاه رهبري نظام مانند مدافع در يك بازي فوتبال است كه در مواجهه با حمله تيم مقابل، دستپاچه مي شود و با ندانم كاري به مهاجم حريف پاس گل مي دهد!


اشتباه استراتژيك رسانه ملي در پرداختن به جايگاه رهبري همين نكته است كه در مواجهه با فعاليت تخريبي رسانه هاي دشمن، موضع دفاعي و انفعالي دارد. به عنوان مثال اگر رسانه ملي مطالبات رهبري از دستگاه ها را براي مبارزه با فقر و فساد و تبعيض مستمرا پيگيري كند؛ بهتر به رهبري عزيز خدمت كرده يا اينكه بنشيند تا رسانه هاي فتنه گر چه برنامه اي ريخته اند و در جهت خنثي كردن فتنه آنها عمل كند؟

البته با توجه به تبليغات شديد چند روز منتهي به سفر رهبر انقلاب به قم، نشان دادن استقبال حماسي مردم قم از رهبر انقلاب ضروري بود اما رسانه ملي نبايد همه همت خود را به مفتضح كردن بي بي سي و صداي آمريكا و اذنابش اختصاص دهد چرا كه اين كار، بازي در ميدان آنها و حركت از روي انفعال است.

به نظر ميرسد در اين جنگ نرم، تاكتيكهاي تدافعي رسانه ملي بايد جاي خود را به تاكتيكهاي تهاجمي بدهد و بجاي انفعال در برابر عمليات رسانه اي دشمن، چنان عمل كند كه دشمن را به انفعال و دفاع وادارد.

مثال: در جريان ديدار دانشجويان نخبه با رهبر انقلاب در ششم آبان سال 88 و در روزهايي كه فتنه به روزهاي اوجش نزديك مي شد، دانشجويي بنام محمود وحیدنیا از رهبري اجازه خواست، بدون هماهنگي قبلي پشت تريبون رفت و با لحن اعتراض آميز، از عملكرد ناجا و صداسيما در مقابله با معترضان به نتيجه انتخابات سال گذشته، انتقاد كرد. وسط صحبت نسبتا طولاني ايشان، مسئولان مراسم به وي درباره تمام شدن وقت معمول سخنراني هر فرد تذكر دادند اما رهبرانقلاب اشاره كردند كه به سخنانش تا پايان ادامه دهد. سپس رهبر انقلاب ضمن استقبال از رفتار اين دانشجوي شجاع و ارائه پاسخ هايي، نكاتي را گفتند كه بخوبي روحيه آزادمنش و انتقاد پذير ايشان را نشان مي دهد. روحيه اي كه توسط صداوسيما كاملا سانسور شده است :

«... اين را جوانها، اين جوانهاى عزيز ما، بدانند. خيال نكنيد من از شنيدن اينجور حرفها ناراحت مي شوم؛ نه، من از اينكه اين حرفها زده نشود، ناراحت مي شوم. بنده توى جلساتِ دانشجوئى، دانشگاهى كه اينجا هستند، گاهى كه ببينم حالا بعضى‌ها روى ملاحظه، روى احترام، روى هرچه، بعضى از اين حرفها را كه خيال مي كنند من خوشم نمى‌آيد، نمي زنند؛ از نگفتنش ناراحت مي شوم؛ از گفتنش مطلقاً ناراحت نمي شوم. ..»
منبع:http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=8292


صداوسيما طبق معمول از ترس خدشه به جايگاه رهبري، سخنان آن دانشجو را پخش نكرد اما چند سايت خبري خلاصه و فهواي حرف آن دانشجو و پاسخهاي رهبري را منتشر كردند. پس از انتشار آن خبر، بي بي سي و صداي آمريكا و اسرائيل و اذناب رسانه اي شان، شديدا به انفعال افتادند و موجي از اخبار دروغ را منتشر كردند كه يك دلاور جنبش سبز نزد رهبري چه ها گفت... ماموران همانجا او را دستگير و ميكروفن اش را قطع كردند... كسي از سرنوشت محمود وحیدنیا خبرندارد... پاسدارها ريخته اند در خانه اش ... پدرش سكته كرده... خانواده اش را هم برده اند ... خواهرش از محل نگهداري او اظهار بي اطلاعي كرد... مادرش نگرانش است... در جاده چالوس ماشين اش افتاده ته دره و... خلاصه طي 24 ساعت آنقدر دروغ بافتند كه مخاطبانشان و خودشان هم لابد، باورشان شده بود.

همان شب، خبرنگار الف محمود وحیدنیا را پيدا كرد و نظرش را درباره آن اخبار جويا شد. او هم گفت: « از اخباری که درباره برخورد با من منتشر شده خنده ‏ام می‏ گیرد!» بعد از انتشار اين خبر، رسانه هاي فتنه گر يكباره و بطور يكجا خفه خوان گرفتند و خود را به آن راه زدند كه گويي طي 24 ساعت گذشته هيچ خبري از كسي بنام محمود وحیدنیا منتشر نكرده بودند.

اين مقايسه يك نمونه تاكتيك تدافعي و تهاجمي در جنگ نرم بود. در روش صداوسيمايي، دروغهاي رسانه هاي فتنه گر درباره صحبتهاي محمود وحيدنيا نزد رهبر انقلاب و شايعه سربه نيست كردنش باور پذير مي شد ولي در روش تهاجمي، نه تنها روحيه انتقاد پذير، آزادمنش و منطقي رهبر انقلاب بدون استفاده از تملق و اغراق، اثبات شد؛ بلكه رسانه هاي فتنه گر هم به انفعال افتادند و رسوا شدند.

متاسفانه در جريان فتنه سال گذشته كه مصداق بارزي از يك هجوم نرم تمام عيار عليه نظام اسلامي و باورهاي مردم ايران بود، راهبرد تدافعي رسانه ملي باعث شد دروغهاي بي شرمانه اي نظير تقلب در انتخابات، داستان ترانه موسوي، تجاوز به زندانيان در كهريزك و... حداقل براي بخشي از مردم باور پذير شود و عده اي به ترديد بيفتند.


خلاصه اينكه: علم ارتباطات رسانه ـ دانش روانشناسی اجتماعی و سیاسی در عصر جدید، چنین حکم می‌کند که تبلیغ و ترویج هر فکر و اندیشه و جایگاه؛ ظرافتها و اقتضائات خاص خود را دارد. دوستان صدا و سیما از اقتضائات مربوط به نشان دادن تصوير رهبر انقلاب به طوري كه هم درجات عالي حكمت و فرزانگي و معنويت و آزادمنشي و ساده زيستي و...  ايشان را منتقل كند و هم لحن تملق و مديحه نداشته باشد، يا عاجزند يا غافلند يا خود را به تغافل مي زنند. روش‌های تصنعی و ساده انگارانه، آهسته كردن فيلم هاي رهبري و یا برخی صحنه‌های تملق گونه، نه تنها جايگاه رهبري نزد افكار عمومي را تقويت نمي كند، بلكه به آن ضربه مي زند.


 

دختران خانه، دختران خيابان؛ دختران ما
دختران خانه، دختران خيابان؛ دختران ما

نمی خواستم ناموس مردم را اینطور توصیف كنم، می‌خواستم آخر همه تعریفها بگویم جای خواهری، اما اگر من خواهر داشتم هر طور شده از پوشیدن این لباسها و اینطور آرایش كردن منصرفش می‌كردم. به خدا دلم می‌سوزد، اینطور جلوه‌گری و خود را به نمایش هر چشم پاك و ناپاكی گذاشتن، معنایش این است كه این دختر احساس بی ارزشی می‌كند

؛ دخترم هيچ چيز را در اين جهان نمي توان يافت که شايسته آن باشد که دختري ناخن پاي خود را به خاطر آن عريان کند.....برهنگي بيچارگي عصر ماست. به گمان من تن تو بايد مال کسي باشد که روحش را براي تو عريان کرده است.
(بخشي از وصيتنامه منسوب به چارلي چاپلين)


پانزده سال يا كمي بيشتر داشت، صورتش را برنزه كرده بود، يك شال حرير روي سرش گذاشته بود، سر نه، پشت سرش گذاشته بود، موهايش را دكلره كرده بود، سفيدِ سفيد مثل موهاي مادربزرگم. خدا مي‌داند چقدر مواد شيميايي روي سرش ريخته بود كه موهايش اينطور سفيد شده بود. دخترك، صورتش را مثل نقاشيهاي معروف ونگوگ كه رنگ برجسته است رنگ آميزي كرده بود، از كرم پودر و پنكك و سايه و رژگونه و ريمل گرفته تا رژلب صورتي و برق لب و خط چشم و فرمژه و هزار و يك قلم رنگ و لعاب ديگر...

نمي خواستم ناموس مردم را برايتان اينطور توصيف كنم، مي‌خواستم آخرهمه تعريفها بگويم جاي خواهري، اما اگر من خواهر داشتم هر طور شده از پوشيدن اين لباسها و اينطور آرايش كردن منصرفش مي‌كردم. به خدا دلم مي‌سوزد، اينطور جلوه گري و خود را به نمايش هر چشم پاك و ناپاكي گذاشتن، معنايش اين است كه اين دختر احساس بي ارزشي مي‌كند، احساس مي‌كند كسي به او اهميت و ارزشي نداده است، نمي‌دانم، جامعه، خانواده، پدر، برادر، دوست، برايش ارزشي قائل نيستند.

مأمور نيروي انتظامي، داشت وظيفه‌اي كه به او محول شده را انجام مي‌داد.چند نفري هم جمع شده بودند، در اين فكر بودم كه چرا بايد دراين مملكت چنين صحنه‌هايي را ببينيم، چرا به اينجا رسيده ايم، مردم دنيا چه مي‌گويند، اين راه به كجا ختم مي‌شود، ذهنم پر شده بود از سئوالات جور واجور... ناگهان دخترك جيغ بلندي كشيد، رشته افكارم از هم پاره شد.

... من مي‌خواهم آزاد باشم، راحت باشم، كسي با من كاري نداشته باشد، مي‌خواهم هر چه دلم مي‌خواهد بپوشم، خدا انسان را آزاد آفريده، پس من حق دارم لباسم را خودم انتخاب كنم يعني اين حق را هم ندارم، اين از حداقل حقوق انسانها است، من نمي‌خواهم از حقوق خود محروم باشم، اصلاً به كسي چه مربوط است كه من چه مي‌پوشم...
دخترك چنان با عصبانيت صحبت مي‌كرد كه دستانش مي‌لرزيد، خودش را حق به جانب مي‌دانست، كار به جايي رسيد كه مأمور نيروي انتظامي از او خواست سوار ماشين گشت شود. صداي جيغ بلند تر شد و...

من خودم را از جمعيت بيرون كشيدم، سرم گيج مي‌رفت، حالم بد شده بود؛ آن‌طرف‌تر يك پارك بود، رفتم كنار حوض، روي صندلي نشستم. كاش اين صحنه‌ها را نمي‌ديدم، كاش اين برخورد يك جور ديگري اتفاق مي‌افتاد، كاش بيشتر به فكر جوانها بوديم، كاش نمي‌گذاشتيم كار به اينجا برسد، كاش مسئولان فرهنگي ما نقش پدر و مادر را بازي مي‌كردند، كاش حريمها و حرمتها بيشتر حفظ مي‌شد، كاش حجب و حيا نمي‌مرد.

چرا با ديدي واقع بينانه به دختران خودمان آموزش نداديم، چرا آنها را در برابر هجوم فرهنگهاي پوچ و ضد ارزش پرورش نداديم. مگر نمي‌خواهيم مادران فردا، سالم و تندرست باشند، مگر نمي‌خواهيم نسل ما روح و جسم پاك داشته باشند، سلامت باشند، با هوش باشند، پس چرا وقت نمي‌گذاريم، چرا چهار نفر دكتر و روانشناس را جمع نمي‌كنيم براي اين معضل چاره‌انديشي كنيم، چرا دخترانمان را در محيطي شاد و سالم جمع نمي‌كنيم و بگوييم آخر دختر جان ! كدام انسان عاقلي به نام آزادي درب خانه خود را به روي همگان باز مي‌گذارد!؟ اين كدام آزادي است كه به تو مي‌گويد گوهر با ارزش وجودت را در معرض دزدان آبرو و شرف بگذار، اين كدام آزادي است كه به تو مي‌گويد خودت را پشت هزار قلم رنگ و مواد شيميايي مضر پنهان كن، مگر تو چه كم داري، زيبايي؟ فكر مي كني چه كساني با اين وضع مي‌گويند كه تو زيبا شده‌اي؟ چه كساني مي‌خواهند با تو همصحبت شوند؟ چه كساني از تو تعريف مي‌كنند ؟ اصلاَ آنها كه با اين شكل و شمايل به خيابانها مي‌آيند؟ چقدر در خانواده موفقند، چقدر همسر خوبي هستند، چقدر مادرخوبي هستند، چقدر سالم تر و پاكترند؟

آخر چرا پول بي زبان را، كه در اين روزگار از زير سنگ بيرون مي‌آيد، خرج يك مشت مواد شيميايي آلوده مي‌كني كه پوستت را خراب كند. چين و چروك و اگزما و انواع و اقسام امراض پوستي خطرناك ديگر را به جان مي‌خري كه به اصطلاح زيبا شوي، براي چه كسي ؟ اصلا زيبايي كاذب موقتي چه ارزشي دارد؟

يك نفر بايد بيايد، بگويد: آخر دختر جان! اگر ما مي‌گوييم خودت را براي چشم چرانهاي ولگرد خيابان عريان نكن حرف بدي مي‌زنيم؟! اگر ما مي‌گوييم زيباييت را براي كسي نگهدار كه عاشق وجودت باشد و برايت يك زندگي واقعي بسازد، حرف بدي مي‌زنيم ؟! اصلا تو حرف حسابت چيست؟
مگر انسان موجودي تنها ست كه هر جور دلش مي‌خواهد رفتار كند، انسان موجودي اجتماعي است، شما بايد به قوانين زندگي اجتماعي احترام بگذاري، آزادي شما، تا جاي آزادي است كه به آزادي و آرامش ديگران صدمه‌اي نزند، اگر غير از اين باشد كه مي‌شود قانون حيات وحش، تازه در آن صورت هم تو شانسي براي آزادي نداري چون قانون وحوش اين است كه هر كس زورش بيشتر است زنده بماند، بقيه محكوم به نابودي اند...



بله شما حق داري لباس خودت را خودت انتخاب كني، اما بايد به پوشش عرف مردم جامعه كه ناشي از دين و فرهنگ وآداب مردمان آن است، احترام بگذاري...
اين جملات بخشي از دلنوشته‌هاي من در مورد اتفاق تلخ آن روز خيابان بود. اما اين مسأله بسيار مهم تر از حرف زدن و نوشتن است. جامعه ما نياز جدي و عملي به احياي ارزشهاي اخلاقي و انساني دارد.

جامعه، آينه فرهنگ، آداب و بينش يك اجتماع انساني است و پوشش، ظهور جلوه‌اي از اين آينه است. پوشش زن ايراني هميشه تاريخ چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام پوششي مناسب، موقر و راحت بوده است. لباسهاي زنان ايراني، از جنس بسيار مرغوب، كار شده و با رنگهاي بسيار شاد تهيه مي‌شده و تا مچ دست و پاها را مي‌پوشانده. لباسي كه نشانگر وقار و حياي يك زن متمدن ايراني در جهان است. هويت تاريخي زن ايراني در جهان منحصر به فرد و برجسته است.
ايرانيان از ديرباز به پاكدامني اهميت مي‌دادند و زنان ايراني پوشيده با چادر يا پوشش‌هاي ديگري كه موها را مي‌پوشاند و سر تا پا را در بر مي‌گرفت، در ميان مردان ظاهر مي‌شدند. در يك مهر سنگي استوانه‌اي كه از دوره هخامنشي برجاي مانده و اكنون در موزه لوور فرانسه نگهداري مي‌شود، شاهزاده ايراني و نديمه‌هايش ديده مي‌شود كه شاهزاده خانم، چادر و نديمه‌ها سرپوش يا سربند دارند. در طرحي كه روي سنگي در ارگيلي تركيه نقش بسته است، زن ايراني باپوشش چادر و سوار بر اسب ديده مي‌شود. حتي سرپوش‌هاي پارچه‌اي دوره هخامنشي از زير برف‌هاي منطقه پازريك روسيه پيدا شده است.

ايرانيان از 10 هزار سال پيش داراي تمدن بوده‌اند. نخستين ابزار ريسندگي و بافندگي در غار كمربند، نزديك بهشهر، يافت شده است كه به 7 هزار سال پيش از ميلاد مسيح بازمي‌گردد. به علاوه، در قديمي‌ترين بخش‌هاي شهر باستاني شوش، كه در خوزستان قرار دارد، سوزن‌هاي سوراخ‌دار پيدا شده است.

اين دستاوردهاي و نوآوري‌هاي ديگري كه در دوران‌هاي بعدي رخ داد، صنعت پارچه و پوشاك ايران را پيشتاز و سرآمد جهانيان كرد. جالب است بدانيد اسكندر مقدوني، با آن‌كه به ايران حمله و آن را اشغال كرده بود، لباس ايراني مي‌پوشيد.

ايرانيان نخستين مردماني بودند كه كت آستين‌دار و شلوار مي‌پوشيدند. مردمان تمدن‌هاي ديگر، بابلي‌ها، آشوري‌ها، يوناني‌ها و رومي‌ها، شلوار نمي‌پوشيدند. ايرانيان حتي نوعي شلوار ويژه سواركاري نيز داشتند كه تنگ و چسبان بود و اغلب از چرم ساخته مي‌شد.
شلوار در اصل شروال خوانده مي‌شد. عرب‌ها آن را سروال ناميدند و جمع آن را سراويل مي‌گويند. در تركي و كردي نيز شروال گفته مي‌شود. مجارها آن را شلواري مي‌نامند و در لاتين به آن سارابارا مي‌گويند. در زبان انگليسي هم به آن پيجاما گفته مي‌شود که از واژه ي پاي جامه ساخته شده که از واژه‌هاي فارسي کهن است.

نقش زدن بر پارچه و لباس از ديرباز در ايران مرسوم بود. در تابوت سنگي اسكندر كه در موزه استامبول نگهداري مي‌شود، ايرانيان شلوارهايي با پارچه‌هاي زيبا پوشيده‌اند كه طرح دار و گاهي نقش‌هايي از گل‌ها دارند. گل‌دوزي در دوره صفويه به شكوفايي رسيد به نحوي كه هنرمندان روم شرقي (امپراتوري بيزانس) طرح‌هاي ايراني را بر لباس‌هاي فاخر نقش مي‌زدند. حتي ريشه عنصرهاي اصلي گلدوزي امروزي نيز به ايران بازمي‌گردد كه از راه كشورهاي ساحل درياي مديترانه به ايتاليا و اسپانيا رفته و بعدها در سرزمين‌هاي ديگر مورد توجه قرار گرفته است.

بافتن پارچه از ايران آغاز شده و از مهمترين فرآورده‌هاي صادراتي ايرانيان بوده است. با آن كه بافت ابريشم به چيني‌ها بازمي‌گردد، اما ابريشم ايراني در دوره ساسانيان به چنان كيفيت و ظرافتي رسيده بود كه چيني‌ها نيز از ايران پارچه ابريشمي وارد مي‌كردند. برخي از پارچه‌هاي ايراني كه ويژه اسقف‌ها تهيه شده، هنوز در گنجينه‌هاي كليساهاي اروپا نگهداري مي‌شود.
ردپاي شكوه صنعت پارچه‌بافي را در واژه‌هاي ايراني كه به زبان‌هاي مختلف راه‌يافته است، مي‌توان پيدا كرد.

در زبان عربي: ديباج از واژه ديباگ به مفهوم زري ابريشمي و استبرق از واژه ستبرگ به مفهوم نوعي پارچه ابريشمي. در زبان انگليسي Taffeta از واژه تافته به مفهوم نوعي پارچه ابريشمي Chintz از واژه چيت به مفهوم نوعي پارچه، در زبان روسي Zarbaf از واژه هزارباف به مفهوم پارچه زري گلابتون و Partcha از واژه پارچه برگرفته است.

ايرانيان نخستين مردماني هستند كه از لباس ورزشي استفاده مي‌كردند. چوگان بازان ايراني نوعي پيراهن نيم‌آستين و شلوار تنگ مي‌پوشيدند تا هنگام بازي راحت‌تر باشند. جنس پيراهن چوگان بازي را نيز نوعي انتخاب كرده بودند تا كم‌تر عرق كنند. انگليسي‌ها در سال‌هاي استعمار هندوستان در آن سرزمين با چوگان و لباس نيم آستين آشنا شدند و آن را با خود به اروپا بردند كه بعدها به آمريكا نيز راه يافت و به تي‌شرت‌هاي امروزي منجر شد.
لباس جنگاوران در دوره اشكانيان و ساسانيان سرمشق شواليه‌هاي اروپايي قرار گرفت.
گزنفون، تاريخ‌نگار يوناني با ايرانياني روبه‌رو شده بود كه دستهايشان را در پوست‌هاي ضخيم و قاب‌هايي نگه مي‌داشتند. نمونه‌هايي از دستكش‌هاي زينتي در موزه ايران باستان نگهداري مي‌شود.

ايرانيان از ديرباز كلاه‌هاي گوناگوني مي‌پوشيدند كه نشان‌دهنده موقعيت اجتماعي آنان بود. كلاه پاپ‌ها و حتي تاج برخي از پادشاهان قديم اروپا، برگرفته از كلاه و تاج‌ پادشاهان ايران است.
پوشيدن چكمه‌هاي چرمي از زمان هخامنشيان مرسوم بود و حتي ژوستي‌نين، امپراتور روم شرقي، چكمه‌هاي ايراني مي‌پوشيد.
هنوز هم شال ايراني در زبان انگليسي به همين نام خوانده مي‌شود (Shawl) و نوع مردانه و زنانه آن هر دو نوآوري ايراني هستند.
بر ديوار كليساي سنت اپالينار در شهر راون ايتاليا طرحي از سه مغ زردشتي كه براي شست‌ و شو و معطر كردن عيسي مسيح(ع) دعوت شده بودند، نقش بسته است.

همه اين شواهد، هويت اصيل، ايده آل و بي نظير پوشش ايراني را در تاريخ جهان مي‌نماياند. اما پرسش اينجاست كه با اين همه سابقه درخشان فرهنگي، چرا دختر ايراني امروز، احساس بي هويتي مي‌كند و دچار يك ايدئولوژي بي بند و باري مي‌گردد، تا جايي كه خود را همچون عروسكهاي غربي بزك كرده و با هزار توجيه نابخردانه در معرض نمايش عمومي مي‌گذارد. مگر ما چه كم داريم كه فرزندان ما الگوهاي غربي را مي‌پذيرند و دنباله روي مانكنهاي بي بندوبار غربي رفته‌اند. مگر نه اين است كه جوامع غربي تا آنجا به راه انحطاط رفته‌اند كه معيارها و ارزشهايشان از اصالت اخلاق و انسانيت به قساوت اميال شهواني و اغراض پست نفساني رسيده است.
چرا براي دختر امروز ايران، ارزشها رنگ مي‌بازد، هميشه يادمان باشد كه اين دختران و پسران از غرب نيامده‌اند، آنها مردان مريخي و زنان ونوسي نيستند، آنها فرزندان ايران هستند، همان خواهران و برادران ما. براي آنها چه كرده ايم و آنها را به چه راهي كشانده ايم. رفتار جوانان امروز ما، يك واكنش اجتماعي ست به عملكرد دست اندركاران فرهنگي ما در اين سالها. جمله‌اي مي‌ديدم از بيانات رهبر معظم انقلاب كه در سالهاي اوايل انقلاب فرموده بودند: «بازگشت به فرهنگ منحط غرب محال و محكوم است.»

ايشان همواره در بياناتشان، نگران اوضاع فرهنگي كشور بوده‌اند و نسبت به برخي سياست گذاري‌ها و حركتهاي دست اندركاران امور فرهنگي و نتايج عملكرد آنها ابراز نارضايتي نموده‌اند.حضرت آيت الله خامنه‌اي همواره اين تفكر غرب را كه معتقد است، زن براي حضور و فعاليت در جامعه نبايد حجاب داشته باشد، مطلقا مردود دانسته و با طرح اين پرسش مي‌فرمايند:
... سوال من اين است که با برداشتن چادر در کشور ما زنهاي (پيش از انقلاب ) تا چه‌اندازه در فعاليتهاي اجتماعي شرکت کردند؟ مگر در دوران رضاخان و پسرش، فرصتي داده شد، تا زنهاي ما در فعاليتهاي اجتماعي شرکت کنند.

زنهاي ايراني زماني وارد فعاليت اجتماعي شدند و کشور را با دستهاي تواناي خود متحول کردند و مردهاي اين کشور را به دنبال خود به ميدان مبارزه کشيدند، که چادر سرشان کردند.»
بنيانگذار كبير انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (ره) نيز در خصوص حجاب و شأن زن در صحيفه نور ج‏5 چنين مي‌فرمايد:
... در اسلام زن بايد حجاب داشته باشد... ما نمى‏توانيم و اسلام نمى‏خواهد كه زن به عنوان يك شى ء و يك عروسك در دست ما باشد. اسلام مى‏خواهد شخصيت زن را حفظ كند و از او انسانى جدى و كارآمد بسازد. ما هرگز اجازه نمى‏دهيم تا زنان فقط شيئى براى مردان و آلت هوسرانى باشند.


اما اسلام در مورد فلسفه پوشش چه مطالبي را مطرح مي‌كند.

شهيد مطهري در كتاب مسأله حجاب در اين باره مي‌گويد:

... فلسفه پوشش اسلامي به نظر ما چند چيز است. بعضي از آنها جنبه رواني‏ دارد و بعضي جنبه خانه و خانوادگي، و بعضي ديگر جنبه اجتماعي، و بعضي‏ مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلوگيري از ابتذال او...

حجاب در اسلام از يك مسأله كلي‏تر و اساسي‏تري ريشه مي‏گيرد و آن اين است‏ كه اسلام مي‏خواهد انواع التذاذهاي جنسي، چه بصري و لمسي و چه نوع ديگر به‏ محيط خانوادگي و در كادر ازدواج قانوني اختصاص يابد، اجتماع منحصرا براي كار و فعاليت باشد. برخلاف سيستم غربي عصر حاضر كه كار و فعاليت‏ را با لذتجویيهاي جنسي به هم مي‏آميزد، اسلام مي‏خواهد اين دو محيط را كاملا از يكديگر تفكيك كند.
با اين تفاسير آيا اين مساله آنقدر حائز اهميت نيست كه نسبت به اصلاح برخي قوانين و سياستهاي فرهنگي عزم جدي داشته باشيم. به نظر مي‌رسد قواي سه گانه ما بايد با تعامل با يكديگر هر چه زودتر نسبت به اصلاح وضعيت آشفته فرهنگي كشور تصميمات عملي و جدي بگيرند.

عواملي چون بي بند و باري، فقر و بيكاري، سن ازدواج را روز به روز براي فرزندان ما بالاتر مي‌برد. من معتقدم اگر قرار باشد يك روز بياييم و روي ديوارها بنويسيم، ويدئو مخرب تر است يا بمب اتم و 5 سال بعد در همه جاي ايران اسلامي ويدئو كلوپ راه بياندازيم، معلوم است كه كار اصولي نكرده ايم. امروز هم با مسأله ماهواره همان مشكل را داريم.

به جاي محكوم كردن و منع كردن جوانان در اين دنياي رسانه آزاد كه اطلاعات از در و ديوار مي‌ريزد، بايد به پرورش فكري جوانان بپردازيم و آنها را در برابر اين هجوم واكسينه نماييم. جوان ما بايد بداند رفتن به چه راهي چه نتايجي را برايش در پي دارد. تكليف جوانان و نوجوانان اين مملكت بايد روشن باشد نبايد بدون برنامه ومقطعي عمل كرد.اگر قرار باشد كه در خيابان ها، با مدلهاي عجيب و غريب غربي، برخورد گردد، بايد پيش از آن مدلهاي اسلامي ايراني را تعريف و ترويج كرد. اگر مدل موي فلان، اسلامي ايراني نيست، پس مدل موي اسلامي ايراني چيست؟

اسلام دين زندگي است، با تمام جزئياتش. اولين مسأله در اين امر ارائه تعاريف و مصاديق است. يعني اصل تعريف و مصداق آن، مجري آن، و مرجع نظارت بر آن بايد معين گردد. اكثر متوليان امور فرهنگي در طول اين سالها تنها به نظريه پردازي در اين باره بسنده كرده‌اند، اما به نظر مي‌رسد جريانها و حركتهاي فرهنگي جامعه ايراني، با قوه‌اي نيرومند تر از سياست گذاريهاي دولتهاي مختلف و مجريان آن به پيش مي‌رود.

در اين ميان آموزش و پرورش و آموزش عالي در كتابهاي آموزشي و واحدهاي درسي خود به‌اندازه لازم برنامه ريزي نداشته‌اند. از مباحثي مربوط به آموزش آداب صحيح معاشرت در مقاطع ابتدايي گرفته تا فرهنگ شناسي ايراني اسلامي در سطح عالي بايد كتب و واحدهاي درسي جامع و كاملي تدوين شود و نسبت به آموزش آن جديتي خاص لحاظ گردد.

ما بايد نسبت به رفتار فرهنگي اجتماع خود بسيار حساس و هوشيار باشيم جامعه جوان ما تشنه آموختن و امتحان كردن است، نبايد اجازه دهيم تا محصولات غربي، خوراك جوانان ما و جوانان ما، خوراك محصولات غربي گردند. براي مثال در حال حاضر تعريف، يا بهتر است بگوييم، مصداق معقول و حساب شده‌اي در مورد چگونگي پوشش در ميان جوانان ما وجود ندارد. اگر بدانيم و بپذيريم كه پوشش مردمان يك سرزمين مي‌تواند بيانگر فرهنگ و تمدن آن سرزمين و جزء افتخارات ملي آن ملت محسوب گردد، چطور مي‌توان نسبت به اين مسأله مهم بي تفاوت بود. امروز در جامعه ما وضعيت پوشش به طور جدي از هم گسيخته و بي بند و بار است.

همه ما به آزادي انسانها ايمان داريم و به حقوق اجتماعي و شهروندي معتقديم.اما اگر شهروندي، با نوع پوشش خود، بر بدنه تعريف شده فرهنگي اجتماعي جامعه ما، آسيب برساند، حتي اگر مطلوب نظر وي بوده و برايش تعريف شده باشد، حق ندارد به طور آزادانه از آن پوشش استفاده نمايد، زيرا در اينجا مسأله‌اي بزرگتر و مهم تر از آزادي فردي مورد تجاوز و تهديد قرار مي‌گيرد و آن آزادي اجتماعي است. اجتماع كه نبايد متأثر از فرد يا متأثر از يك بنگاه تبليغاتي يا يك گروه اقليت باشد. اجتماع ما بايد به اجماع، تعاريف و مصاديق معقول و معروف خود را بر اساس فرهنگ، آداب و شريعت ما تبيين و از طريق ضابطين امر ابلاغ نمايد. جريان و بلوغ فرهنگ اجتماعي، يك پروسه تاريخي عقيدتي است.

اصولا، زن ايراني در تاريخ، هرگز نخواسته و نپذيرفته است، كه بدن خود را در انذار عمومي نيمه عريان كند، يا لباسهايي آنقدر تنگ بپوشد كه‌اندام او نمايان و در چشم باشد. از نظر زن ايراني، اين كار، نوعي خود فروشي است. در فلسفه پوشش ايراني، اصل، بر حيا، مصونيت، حفظ و مراقبت از زيبايي ست. اما در فلسفه پوشش غربي اصل بر بي قيدي، تظاهر، فريب و خود فروشي است. نوعي آزادي كاذب سياستمدارانه براي استعمار فكري زنان.

خيلي از جوانان ما به دليل بي اطلاعي از چگونگي پوشش اصيل ايراني و نبود تعريف و اجراي مدرن اين نوع پوشش در جامعه مبادرت به استفاده از پوششهاي غربي نموده‌اند. با اين تفاسير اگر در جامعه ايراني اسلامي ما برخي به اين نتيجه رسيده‌اند كه بايد خود را نيمه عريان كنند يا لباسهاي بسيار تنگ غربي بپوشند، بايد ديد كه اين مسأله از كجا نشأت گرفته است

مرحوم دکتر علي شريعتي گويد:
... تجربه نشان مي‌دهد که به عنوان اينکه دين فلان چيز را مي‌گويد، نمي‌شود حجاب را بر زن تحميل کرد، و عبادت را بر پسر تحميل کرد، مگر اينکه يک آگاهي انساني پيدا کند، و اين‌ها نماينده يک طرز فکر باشد.
... شما طرز فکر بچه‌ها را عوض کنيد، آنها خودشان پوشش را انتخاب خواهند کرد ؛ شما نمي‌خواهد مدلش را بدوزيد و تنش کنيد ! او خودش انتخاب مي‌کند. شما را بطه عاشقانه بين او و اين عالم وجود برقرار کنيد ؛ او خودش به نماز مي‌ايستد. هي به زور بيدارش نکنيد!

بايد به نقد عملكردها و سياستها پرداخت و براي فرهنگ سازي و يا احياي فرهنگي جامعه ايراني اسلامي اقدام سريع و جدي نمود. مسأله پوشش تنها، يكي از مسائل فرهنگي ماست. مفهوم فرهنگ گستره كلاني را در بر مي‌گيرد، اما نمايندگان فرهنگي ما چه كساني هستند و ايده آلهاي فرهنگي ما چيست ؟ چطور بايد به سمت آنها حركت كرد و از چه كساني بايد كمك خواست؟ با اين تفاسير، من مي‌گويم بايد بيشتر براي جوانانمان وقت بگذاريم، بيشتر، بيشتر، بيشتر...

 

به زودی شاهد یک حرکت مجدد از سوی حزب اللهی خواهیم بود
به زودی شاهد یک حرکت مجدد از سوی حزب اللهی خواهیم بود

الله کرم گفت: اگر مسئولان ساز و کار لازم را برای ظهور و بروز انجام امر به معروف و نهی از منکر در جامعه به وجود نیاورند ما به زودی شاهد یک حرکت آنارشیستی مجدد از سوی جریان های حزب اللهی خواهیم بود.این فعال سیاسی خاطر نشان کرد: «برخی معتقدند با این دسته افراد باید به طور نرم افزاری برخورد کرد و به گسترش تولید فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه پرداخت تا بدحجابی جایگاه خود را از دست بدهد».

حسین الله کرم در گفتگو با خبرنگار مهر در حاشیه بازدید از نمایشگاه بین المللی مطبوعات در خصوص اجرای طرح عفاف و حجاب در جامعه، گفت: «ما با لایه های مختلفی از پدیده بدحجابی در داخل کشور روبرو هستیم که یکی از این لایه ها لایه ای است که از سوی دشمن خارجی در قالب گروه ها و مانکن ها فرهنگ مبتذل غربی را در جامعه ترویج می کنند که باید نیروهای اطلاعاتی و انتظامی با آنها برخورد شدید و قاطع کنند».

این فعال سیاسی با بیان اینکه لایه دوم بدحجابی در جامعه لایه ای است که تحت تاثیر فضای دیجیتالی دشمن قرار گرفته است و عمدتا سیاسی عمل می کند، گفت: «امروز ما با بدحجابی سیاسی روبرو هستیم که برای مقابله با این لایه هم نیازمند برخورد امنیتی و هم نیازمند آگاه سازی توده های مردم هستیم».

الله کرم اضافه کرد: «اما لایه عموم تری وجود دارد که آن توده مردم هستند که عمدتا اسلام را دوست دارند و حجاب اسلامی را رعایت می کنند اما متاسفانه با این وجود بخشی از این لایه سوم تحت تاثیر لایه اول ( مانکن نماها) و لایه دوم ( بدحجابان سیاسی) قرار گرفته اند».

این فعال سیاسی خاطر نشان کرد: «برخی معتقدند با این دسته افراد باید به طور نرم افزاری برخورد کرد و به گسترش تولید فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه پرداخت تا بدحجابی جایگاه خود را از دست بدهد».

وی با تاکید بر اینکه الگوی ما باید الگوی برخورد قانونی باشد، گفت: «با وجود اینکه معتقد هستند که باید از سوی مسئولان برخورد قانونی با این هنجارشکنی در جامعه صورت گیرد اما اگر امر به معروف و نهی از منکر از طرف مردم تعطیل شود و یا مسئولان ساز و کار لازم را برای ظهور و بروز آن به وجود نیاورند ما به زودی شاهد یک حرکت آنارشیستی ( هرج و مرج طلبی) مجدد از سوی جریان های حزب اللهی خواهیم بود».

الله کرم با بیان اینکه البته ما جایگاه دولتی را برای خود دولت محفوظ می دانیم و معتقدیم که دولت باید عملکرد قانونی در همه زمینه ها به ویژه اجرای طرح عفاف و حجاب در جامعه داشته باشد، گفت: «اما همین قوانین اسلامی برای مردم جایگاهی قائل شده اند که این جایگاه با حضور در صحنه و امر به معروف و نهی از منکر صورت می گیرد اما فقط در چارچوب لسانی نه اجرایی».

وی ابراز امیدواری کرد که دولت و مسئولان ذیربط بتوانند فضا و جایگاهی را برای حضور مردم در صحنه ایجاد کنند و الا مردم بیکار نخواهند نشست.

 

سایت هاشمی علیه رضایی
سایت هاشمی علیه رضایی
  سایت شخصی آقای هاشمی رفسنجانی که هر روز با انتشار مطالبی تاریخی مواضع روز رئیس مجمع تشخیص درباره موضوعات مختلف را از این طریق اعلام می کند، امروز در مطلبی با عنوان "گلایه قائم مقام فرمانده سپاه به هاشمی: محسن رضایی به قانون سپاه کم توجه است!"، از بی توجهی آقای رضایی به قوانین انتقاد کرده است.
در بخشی از این مطلب که در جریان نقل خاطرات آقای هاشمی از روز 6 آبان ماه سال 1366 منتشر شده آمده است: آقای [سید محمد باقر] حکیم و برادرش آمدند. ضمن تشکر از امکانات جدید که به رزمندگان عراقی داده‌ایم، در خواست امکانات بیشتر از جمله آزاد کردن اسرای بیشتر برای تشکیل یک لشکر زرهی و دادن اسلحه و امکانات و حقوق بیشتر به آنها و دادن مسکن و تامین راه‌های بیشتر برای ورود به داخل عراق داشتند. چند نفر از وزارت ارشاد برای گزارش و مشورت درباره کنفرانس مکه و مدینه که برای تبلیغات برگزار می‌شود، آمدند. قول دادم که شرکت کنم و به سئوالات پاسخ دهم. عصر هیأت رئیسه مجلس جلسه داشت و اول شب آقای [علیرضا] افشار قائم مقام آقای محسن رضایی آمد. از آقای رضایی به خاطر عدم توجه به قانون سپاه و تغییرات دائم غیر لازم در سپاه گله دارد و استمداد کرد. خیلی‌ها این اشکال را دارند. آقای مهدی نژاد آمد، گزارش داد و برای امور جدید مشورت کرد."
سایت شخصی آقای هاشمی رفسنجانی دو روز پیش هم مطلبی را با عنوان "هاشمی: از همان روزی که پای حق مردم ایستادیم از عشق به فرزند هم گذشتیم" منتشر کرد اما پس از آنکه رسانه های خبری به انتشار آن و مقایسه حمایت کنونی آقای هاشمی از فرزندانش بویژه مهدی و فائزه هاشمی پرداختند، این سایت تیتر مطلب خود را تغییر داد و نوشت: "هاشمی: پای حق مردم که پیش می آید باید از عشق به فرزند هم گذشت."
رئیس مجمع تشخیص اکنون به حمایت از اقدامات غیرقانونی برخی نزدیکانش از جمله چند تن از اعضای خانواده خود متهم است.
+ نوشته شده در  شنبه هشتم آبان 1389ساعت   توسط   | 

اطلاعات جدید از عملکرد سایت گرداب در مقابله با رسانه های مستهجن

اطلاعات جدید از عملکرد سایت گرداب در مقابله با رسانه های مستهجن
در پرونده مرصاد، در ایمیل‌هایی که بین هم رد و بدل کردند، به این موضوع رسیدیم که گروه فعالان حقوق بشر در ایران، دستور مسلح شدن گرفتند.... می گفتند در جریان سرکوب فتنه، آدم هایی از لبنان و فلسطین را آورده اند. این حرف های بی سر و ته چیست؟ 

 ساختمانی نوساز و بدون تابلو در یکی از مناطق جنوبی تهران، دفتر مرکزی سایت گرداب است؛ جایی که تاکنون با اتکا بر توانمندی تیم فنی خود موفق شده است بسیاری از سایت‌های غیراخلاقی و ضد امنیتی را از کار بیندازد و دست‌اندکاران بعضی از آنها را نیز به دست قانون بسپارد. در آخرین طبقه این ساختمان به سراغ مهندس سعیدی، مدیر جوان این سایت می‌رویم تا از شیوه عملکرد وی و همکارانش، همچنین اهداف و برنامه‌های آتی آنها کسب اطلاع کنیم.

 بخش‌هایی از گفتگوی مشروح  همشهری ماه با مدیر سایت گرداب که در شماره 56 این ماهنامه منتشر شده را در ادامه می‌خوانید:

• اینجا یک فضای تخصصی است و خیلی نمی‌توان شخصی به آن نگاه کرد. ما براساس دریافت‌ها، تحلیل‌ها، اسناد و مستنداتی عمل می کنیم که در اختیار داریم یا به دست می آوریم. برخی از این اطلاعات بر اساس جمع آوری در دسترس ما قرار می‌گیرد و جنبه تولیدی چندانی ندارد. عمده آن هم از طریق اینترنت و صاحبان تکنولوژی آن در این فضا منتشر می‌شود. مباحث تحلیلی نیز با تکیه بر اطلاعات به دست آمده و دریافت های دقیق کارشناسان شکل می گیرد و ما نیز بر آن اساس کار را جلو می‌بریم. این سایت به عنوان “نماینده مرکز بررسی جرایم سازمان یافته” در فضای سایبری، دغدغه‌های این مرکز را دنبال می‌کند. این دغدغه‌ها بیش از هر چه متوجه امنیت خانواده‌ها و پس از آن برای همه افراد جامعه، در فضای مجازی و اینترنت شکل می گیرد. تلاش داریم این دغدغه‌ها را در تعامل با رسانه‌ها به اطلاع عموم برسانیم.

• ارتش سایبری از زمانی در افواه عمومی رایج شد که موسسه دیفنس تک (Defense Tech) اعلام کرد که ایران صاحب ارتش سایبری است و در بین پنج کشور اول دنیا قرار دارد. ما ارتش سایبری نیستیم. مرکز بررسی جرایم سازمان‌یافته زیرنظر “فرماندهی فضای مجازی در سپاه” فعالیت می‌کند و با ارتش سایبری فرق می‌کند. هر جا هم که فعالیتی انجام داده‌ایم، با تابلوی مرکز بررسی جرایم سازمان‌یافته بوده و در پایگاه اطلاع‌رسانی گرداب منعکس شده است. اما ارتش سایبری، سپاه سایبری، بسیج سایبری، ارتش آفتاب و ... گروه های دیگری هستند؛ در حقیقت فعالان فضای مجازی هستند که این اسامی را برای خودشان انتخاب کرده‌اند. این یک غلط واژگانی مصطلح است. جالب است که این اشتباه عمدتاً در خارج کشور اتفاق می‌افتد و آنها واژه ارتش سایبری را به کار بردند و افرادی هم در داخل کشور تصور کردند که منظور از ارتش سایبری یعنی سایبری سپاه. واحد سایبری سپاه همان مرکز بررسی جرایم سازمان‌یافته است که در بخش “درباره ما” در سایت گرداب به نشانی Gerdab.Ir، درخصوص آن توضیح داده شده است.

• اصلاً تعریف مشخص و درستی از ارتش سایبری وجود ندارد. وقتی از ارتش سایبری صحبت می‌شود، معمولاً آن را بر اساس هک و نفوذ می‌شناسند. به عنوان مثال وقتی گروه هکری “آ” در سالگرد فلان واقعه، 1000 سایت را هک می‌کند، نام آن را ارتش سایبری می‌گذارند. کار ما که هک کردن نیست.مؤسسه دیفنس تک موضوعی را بررسی کرده که کار اصلی ما نیست. گاهی اوقات بعضی دوستان و فعالان فضای مجازی انتقاد می‌کنند که چرا به آمار این مؤسسه اشاره و خود را به آن دلخوش می‌کنیم. من باید بگویم که این آمار ما را دلخوش نمی‌کند. آنها بعضی اقدام‌ها را رصد کرده‌اند و براساس آن گفته‌اند که ایران یکی از ارتش های سایبری جهان را در اختیار دارد. متوجه ماهیت ارتش سایبری در داخل کشور نیستند. آنها یک اطلاعات متوهمی دارند و فکر می‌کنند سپاه، نیروی مردمی یا هر جایی که چند فعال فضای مجازی دور هم جمع شده‌اند و دارند کار اینترنتی می‌کنند، همگی تحت‌نظر سپاه هستند و سپاه هم یعنی ارتش سایبری. آنها فکر می کنند که ایران در این فضا از قدرتی برخوردار است که از نظر آنها قدرت هماوردی با قدرت آمریکا را در فضای مجازی دارد. اما اگر قرار باشد ما بررسی و مقایسه کنیم، با در نظر گرفتن افراد و امکانات، سابقه ورود این تکنولوژی به ایران و ... می توانیم به جایگاهی بالاتر از آنکه مد نظر آنهاست فکر کنیم؛ همانگونه که در اظهارات مقامات آمریکایی نیز منعکس است.

• ما هم با تکیه بر رصد مردمی فعالیت می کنیم و هم کارشناسان زبده ما در این فضا کار می‌کنند، تا بدانیم رخنه‌هایی که در امنیت ملی ما ایجاد می‌شود، کجاست؟ سرمنشأ آن کجاست؟ و کجا اثر می‌گذارد؟ به همین دلیل از انجام کارهای پراکنده، کاملاً برحذریم. کار ما یک کار دقیق، منظم، زمان‌دار و هدفمند است. اینطور نیست که مثل ارتش سایبری در پی هک و نفوذ باشیم.

• پس از راه‌اندازی سایت گرداب از کاربران اینترنت خواستیم که اگر علاقه‌مند به همکاری با ما هستند در دو بخش همکاری کنند: یکی “گزارش تخلف” در فضای اینترنت است که لینک آن را برای ما می‌فرستند تا بررسی کنیم. در این بخش روزانه صدها لینک تخلف به ما می‌رسد.بخش دوم، “تماس با ما”ست. کاربران داخلی و خارجی می‌توانند از این طریق با گردانندگان سایت ارتباط برقرار کنند. در این بخش تاکنون گزارش‌هایی از تخلف‌های سایبری و غیرسایبری به فارسی و دیگر زبان های زنده دنیا برای ما ارسال شده است. اتفاق زیبایی که افتاده، ایجاد دغدغه در کاربر است که بخواهد مطلبی را که به ذهنش می‌رسد به “گرداب” گزارش دهد. احساس می‌کنند فضای بعضی سایت‌ها ناپاک است و “گرداب” می‌تواند به پاکسازی آن کمک کند. این نگاه برای ما خیلی ارزش و اهمیت دارد.

• کاربران به ما کمک می‌کنند که حوزه‌های نوپدید آسیب‌ها و تهدیدها در فضای اینترنت را رصد و احصا کنیم. این کار باعث می‌شود هیچ حوزه ای از آسیب ها و تهدیدهای نوپدید از زاویه نگاه و حوزه رصد ما دور نماند. همچنین حجم را هم به ما نشان می‌دهد. گزارش های ارسال شده به سایت از شهرهای مختلف ایران و دیگر کشورها، نوع، مصداق و حجم آسیبها و تهدیدها را به ما اعلام می‌کنند. بررسی جرایم در اینترنت سازمان‌یافته و برخی دیگر سازمان نیافته صورت می پذیرد. تلاش مردم و کاربران در فضای اینترنت به ما کمک می‌کند که حوزه‌های نوپدید را بشناسیم و اشراف کامل به جرایم سازمان‌یافته و غیرسازمان‌یافته داشته باشیم.

• اطلاع‌رسانی پروژه گرداب گسترده و مناسب صورت پذیرفت ولی در روند اطلاع رسانی پروژه مرصاد کمتر کسی تاکنون به جزئیات پروژه مرصاد توجه کرده است. در پروژه مرصاد، متوجه شدیم که بعضی معاندان انقلاب اسلامی در هیأت فعالان حقوق بشر با برقراری ارتباط مستقیم با گروهک نفاق و ... اجرایی نمودن پروژه بی ثبات سازی جمهوری اسلامی را در دستور کار خود قرار داده اند. کار گروهک نفاق هم که مشخص است. در پروژه هسته‌ای جاسوسی کردند. این فعالان حقوق بشری، با گروهک ریگی هم ارتباط مستقیم دارند.

• گروهک‌های ریگی و نفاق هر دو تروریست هستند، با این حال کسانی که خودشان را فعالان حقوق بشر می‌نامیدند با آنها در ارتباطند. این تعارض ذاتی نشان می‌دهد که شعار حقوق بشر برای آنها فقط یک نقاب است. آنها برای آنکه کار خودشان در داخل کشور را ساماندهی کنند، عده‌ای فریب‌خورده را مورد استفاده و در واقع سوء‌استفاده قرار می‌دهند.

• در پرونده مرصاد، در ایمیل‌هایی که بین هم رد و بدل کردند، به این موضوع رسیدیم که گروه فعالان حقوق بشر در ایران، دستور مسلح شدن گرفتند. در جریان فتنه پس از انتخابات دستور گرفتند که منبع آب شرب مردم تهران را مسموم کنند. واقعاً متحیر هستیم که این کارها چه ربطی به حقوق بشر دارد؟!

• احمد باطبی یکی از این افراد است که در ماجرای کوی دانشگاه در سال 78 معروف شد. او بعدها از ایران فرار کرد و با آقای بوش پسر عکس یادگاری دارد که در سایت گرداب منتشر کردیم. او سخنگوی این فعالان حقوق بشر در ایران شده است. رئیس او کیوان رفیعی است که با گروهک‌های نفاق و ریگی ارتباط دارد و غیرمستقیم در خدمت سازمان سیا است. مستقیماً با فعالان فضای فتنه در ارتباط است. ما ایمیل‌های آنها (فعالان فتنه) را هم داریم که حالا اسم نمی‌آورم. کیوان رفیعی و سرشاخه‌هایی که با او ارتباط دارند، می‌دانند که دارند چه کار می‌کنند و با کجا ارتباط دارند، ولی در داخل کشور چند صد نفر را که دغدغه نسبت به فضای داخلی کشور دارند فریب می‌دهند و از طریق آنها شروع می‌کنند به جمع‌آوری اطلاعات. این افراد نمی‌دانند این اطلاعات قرار است چگونه آنالیز شود. عموم آنها هم فریب‌خورده هستند و نمی‌دانند پشت قضیه چیست. در این جریان‌ها اغلب، دانشجویان را به کار می‌گیرند. سفارش خبر می‌دهند به تعداد کم ولی پرداخت بالا در مقابل آن. این دانشجو فکر می‌کند که با هزینه‌های زیادی که دارد چه اشکالی دارد که با ارسال مثلاً دو خبر در ماه هزینه خود را تأمین کند. خبر هم خیلی زاویه بدی ندارد، ولی کسی که این اطلاعات را جمع می‌کند، می‌داندکه چه پازلی قرار است درست شود.

• وقتی می‌بینیم چندین سایت با محتوای مجرمانه وجود دارند که با عنوان فعالیت مشخص و مشترک، در سروری مشترک فعالیت دارند و دامین آنها از یک‌جا و به نام افراد مشخصی ثبت شده است، در حوزه بررسی جرایم سازمان یافته ما قرار می گیرد. این اطلاعات به عنوان حوزه شخصی افراد مطرح نیست، در اینترنت سایت‌هایی هستند که این اطلاعات را در اختیار عموم می‌گذارند. اگر قرار باشد در روند پرونده به حوزه شخصی افراد ورود کنیم، این کار فقط با دستور قاضی صورت می‌گیرد. قاضی براساس محتوای پرونده و در چارچوب قانون، مأموریت‌هایی را به ما محول می‌کند. اینطور نیست که هر کاری دلمان بخواهد انجام دهیم. اما در کشورهایی مثل انگلستان و آمریکا، قانون مجاز بودن شنود به تصویب سنا، کنگره و مجلس عوام رسیده است؛ یعنی در آن کشورها هیچ کس در هیچ جا امنیت ندارد. در ایران حوزه شخصی افراد مورد احترام قانون و مجریان آن است. درست است که تبلیغات علیه کشورمان زیاد است، ولی شرایط موجود به هیچ وجه با چین قابل مقایسه نیست. حتی قابل مقایسه با آمریکا هم نیست چون در ایالات متحده، سیستم اطلاعاتی جامعه آنها یکپارچه است، هر کسی در زندگی شخصی‌اش هر کاری کند، این اطلاعات ذخیره می‌شود. حتی در مسایلی مانند مالیات هم از این اطلاعات استفاده می‌کنند چه رسد به حوزه‌های مرتبط با امنیت ملی.

• اینترنت به عنوان مهم ترین ابزار توسعه دیپلماسی عمومی در نظر گرفته شده است، اما برای این که اهداف نظامی و سیاسی خودشان را مخفی کنند، فضای گل و بلبل برای آن درست می کنند. موتورهای جستجو و سایر سرویس های وب 2 طوری طراحی شده اند که مخاطبان به اصل هدف پی نبرند. برای این که تصور نکنید دچار توهم توطئه شده ام، استناد می کنم به سخنان چندی پیش سخنگوی پنتاگون که گفت: «ما منتظر یک 11 سپتامبر مجازی هستیم و اگر این اتفاق بیفتد، جواب آن را در فضای نظامی خواهیم داد.»

• در پروژه گرداب با پدیده ای مواجه شدیم که پیش از آن کسی حتی تصور هم نمی کرد به فضای ایران وارد شود. ورود سکس با محتوای فارسی یکی از این پدیده ها بود. کسی که این نوع سایت ها را راه اندازی کرده است از نظر ما مجرم است، چون بازدید کننده زیادی دارد و زمینه گناه را برای افراد متعددی فراهم کرده است.درفضای سیاسی هم وقتی فردی 300 تا 400 نفر را به جمع دوستان خود اضافه می کند و هر روز به آنها خوراک می دهد، دیگر پیاده نظام به شمار نمی آید.

• در جریان فتنه عده ای خواستند مرکز رسیدگی به جرایم سازمان یافته و به نوعی کل نظام را مخدوش کنند و ادعا کردند که برای برخورد با مخالفان، هکر از چین آورده ایم. اولاً در فضای مجازی، هکر را از جایی نمی آورند، سفارش می دهند کار آنلاین انجام شود.همین ها می گفتند در جریان سرکوب فتنه، آدم هایی از لبنان و فلسطین را آورده اند. این حرف های بی سر و ته چیست؟ نیروهای انتظامی با کمال اقتدار و وظیفه شناسی به انجام وظیفه می پردازند و نیازی به واردات نیرو نداریم. نه در فضای سایبر و نه در فضای واقعی. این حرف ها، عملیات روانی برضد جمهوری اسلامی است.

• در شبکه های اجتماعی تا امروز فعالیتی نکرده‌ایم، ولی در حال فراهم کردن مقدمات حضور در این شبکه‌ها هستیم.

• هر جا بخواهیم تذکر بدهیم، با تابلوی گرداب و مرکز بررسی جرایم سازمان یافته عمل می‌کنیم. برخی از کاربران فضای اینترنت یک ترس موهومی از گرداب دارند و فکر می‌کنند اگر یک تماسی با گرداب داشته باشند یا نظری بدهند، اینجا برایشان پرونده تشکیل داده و آنها را مرتب رصد می‌کنیم. ما نه وقت این کار را داریم و نه دنبال آن هستیم. آن‌قدر کارهای مهم در حوزه جرایم سازمان یافته در خارج کشور داریم که نیرو و فرصتی برای این کارهای جزئی باقی نمی‌ماند. رویکردهای ما نشان می‌دهد که به دنبال این نوع کارها نیستیم. گاهی کسانی به سایت گرداب وارد می شوند و فحش و ناسزا نثار خادمان خود می کنند؛ ما حتی پاسخ ساده‌ای نیز به آنها نداده ایم. فکر کردیم بالاخره افرادی در داخل یا خارج از کشور هستند که از جاهای دیگر عقده دارند و گرداب می تواند فرصتی برای خالی شدن عقده آنها باشد.

• به دوستان فضای مجازی می گویم سایت گرداب را مشاور امین خود بدانند. مرکز رسیدگی به جرایم سازمان یافته متعلق به جرایم سازمان ‌یافته است و اگر کاربری تخلف کوچکی انجام دهد، می‌تواند از ما مشاوره بگیرد تا گرفتار جرایم بیشتری نشود

» انتخاب شهردار توسط مردم رای نیاورد
انتخاب شهردار توسط مردم رای نیاورد

عضو کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس گفت: این کمیسیون به انتخاب مستقیم شهرداران توسط مردم رای نداد و طرح ارائه شده در این زمینه را رد کرد.
ولی اسماعیلی نماینده گرمی با بیان اینکه طرح اصلاح موادی از قانون تشکیلات وظایف و انتخاب شوراهای کشور و انتخاب شهرداران در دستور کار امروز کمیسیون مذکور قرار داشت، گفت: پس از بحث و بررسی و جمع بندی نظرات کارشناسی کمیسیون به این طرح رای نداد و آنرا رد کرد.

وی افزود: براساس ماده واحده این طرح شهرداران مراکز استانها و شهرهای بالای 200 هزار نفر جمعیت همزمان با انتخابات شوراها توسط مردم انتخاب می شدند.

عضو فراکسیون اکثریت مجلس محدود شدن شوراها با انتخاب مستقیم شهرداران توسط مردم و سیاسی شدن انتخاب شهرداران را از دلایل رد این طرح ذکر کرد و گفت: یکی دیگر از دلایل هم این بود که چون حزب و گروههای سیاسی منسجم و شناسنامه داری در کشور وجود ندارد ممکن است انتخاب شهردار با مسایل قومی و قبیله ای همراه شود که شهردار انتخاب شده هم مجبور به تمکین این خواسته ها شود.

» انتخاب شهردار توسط مردم رای نیاورد
انتخاب شهردار توسط مردم رای نیاورد

عضو کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس گفت: این کمیسیون به انتخاب مستقیم شهرداران توسط مردم رای نداد و طرح ارائه شده در این زمینه را رد کرد.
ولی اسماعیلی نماینده گرمی با بیان اینکه طرح اصلاح موادی از قانون تشکیلات وظایف و انتخاب شوراهای کشور و انتخاب شهرداران در دستور کار امروز کمیسیون مذکور قرار داشت، گفت: پس از بحث و بررسی و جمع بندی نظرات کارشناسی کمیسیون به این طرح رای نداد و آنرا رد کرد.

وی افزود: براساس ماده واحده این طرح شهرداران مراکز استانها و شهرهای بالای 200 هزار نفر جمعیت همزمان با انتخابات شوراها توسط مردم انتخاب می شدند.

عضو فراکسیون اکثریت مجلس محدود شدن شوراها با انتخاب مستقیم شهرداران توسط مردم و سیاسی شدن انتخاب شهرداران را از دلایل رد این طرح ذکر کرد و گفت: یکی دیگر از دلایل هم این بود که چون حزب و گروههای سیاسی منسجم و شناسنامه داری در کشور وجود ندارد ممکن است انتخاب شهردار با مسایل قومی و قبیله ای همراه شود که شهردار انتخاب شده هم مجبور به تمکین این خواسته ها شود.

» نمایشگاه واکاوی نفاق سبز در جشنواره مطبوعات
 

نمایشگاه واکاوی نفاق سبز در جشنواره مطبوعات

همزمان با آغاز جشنواره مطبوعات نمایشگاه واکاوی نفاق سبز در محل برپایی این جشنواره برگزار می گردد.

 

(خانواده شهدای ترور کشور) در این نمایشگاه که هدف از برگزاری آن جریان شناسی نفاق قدیم تا نفاق جدید می باشد اطلاعات دقیقی در خصوص این جریانات در معرض دید عموم قرار می گیرد.

 

بر پایه این گزارش جنایت های منافقین در طی ۳۰ سال گذشته از جمله همکاری با سرویس های جاسوسی بیگانه از جمله سر فصل های جریان شناسی نفاق قدیم است.

 

این گزارش می افزاید: در جریان شناسی نفاق جدید تفسیر و تحلیل فتنه ۸۸ و فتنه انگیزی جنبش بیگانه سبز، روند تغییر در ماهیت سران فتنه، همنوایی با دشمنان نظام و به خصوص تکرار شعارها و همراستایی با اهداف منافقین، القای جو تقلب و عدم اعتماد به نظام ، استحاله مدعیان اصلاح طلبی و دفاع از عناصر خود فروخته و اعلام حمایت از جاسوسان آمریکایی و اسراییلی و جدایی از اندیشه دینی و تلاش برای تقابل با ولایت فقیه از جمله موضوعات مطروحه در این نمایشگاه است.

 

گفتنی است در روز قدس نیز کانون هابیلیان نمایشگاه مشابهی در مسیر راهپیمایی حماسی روز قدس برگزار کرده بود که با استقبال بی نظیر مردم خداجوی روبرو گشته بود.



» هدف تحریم های اقتصادی
http://dolateyaar.persiangig.com/2/4.jpg
هدف تحریم های اقتصادی

اختصاصی /هامون نیوز دشمنان ایران برای اینکه مردم را وادار کنند که از حق مسلم خود در استفاده از انرژی هسته ای دست بر دارند و به خواسته های غیر منطقی و ظالمانه آمریکا .اسرائیل و ایادی آنها تن دهند تحریم های اقتصادی را راه انداختند.

پس مسیر تحریم ها از تاکتیک های مبارزه  دشمنان ایران با ملت غیور و شریف ایران است و سعی دارند پایداری مردم را در کسب حقوق خود بشکنند اما غافلند که ملت ایران ملتی نیست که به شکست تن دهد و در این عرصه دولت و ملت ایران در کنار یکدیگر و پشت سر رهبری  به حول قوه الهی اثرات تحریم ها را نا چیز خواهند کرد وثابت خواهند همود که تیر دشمن این بار دیگر به هدف نخواهد خورد و مردم ایران در دست یابی به حق مسلم خود ثابت قدم خواهند بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم آبان 1389ساعت   توسط   |